💥مانهوای :
"هیچ انتخابی نداری جز اینکه منو قبول کنی"
~ لوهان نویسنده ی کمیکه و کماپنی ای که توش کار میکرده کارشو بدون اجازش میفروشن و حالا لوهان میخواد ازشون شکایت کنه ، اما متاسفانه اون کمپانی ، اوه سهون رو که یکی از مشهور ترین وکیل ها هست ، در اختیار میگیره .
اما چی میشه اگر یه روز لوهان چشمش به سهون بیوفته و تصمیم بگیره بره توی کافه و از حرص قهوهشو☕ توی صورته اون بپاشه ؟! 😧
کاپل : هونهان🍃
وضعیت مانهوا : درحال آپ
[] Completed []
•• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!"
- "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..."
- " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " ••
Kookv 🔞
•• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! "
- " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! "
- " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " ••
Yoonmin 🔞
~ تایپ فنفیک : INTP
•° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•
جئون جونگ کوک یه کاراموز اشپزیه
که انتخاب میشه تو زندان برای 6ماه کاراموزی کنه
و خوب اونم راضی نیست اما برای اینکه بتونه اشپز یه رستوران خوب بشه مجبوره