لیام: میدونی که این کار اشتباهه... من دوستتم ولی اگه هرکس دیگه ای بفهمه فکر کردی قرارع دربارش چیکار کنی؟
هری فریاد کشید: هیچکس قرار نیست بفهمه... توام قرار نبود بفهمی لیام... توام قرار نبود بدونی قبول کن که اگه درباره من و کارام کنجکاوی نمیکردی هیچوقت نمیفهمیدی.
He's mine _ niam
طرفدار : نایل من عاشقتم ، میشه با من ازدواج کنی ؟
نایل به اون دختر که با عشق بهش نگاه میکرد لبخند زد تا با یه جواب بله دختر رو خوشحال کنه ، البته که فقط برای خوشحال کردن اون دختر ، نایل عاشق طرفداراشه
ولی قبل از اینکه نایل بخواد جواب اون طرفدار رو بده کس دیگه ای بهش جواب میده و نایل رو با این کار غافلگیر میکنه
لیام : متاسفم عزیزم ولی اون برای منه ...
لیام بعد گفتن این حرف به سمت نایل برگشت و با دستاش صورتش رو قاب کرد
لیام : تو فقط برای منی
لیام گفت و لباش رو روی لبای نایل گذاشت❤️❤️
______|\/_¡_/\_|\/|______
این داستان برای نیامه ، یه داستان جدید
بهتون قول میدم که عاشقش میشید ، چون خودمم هستم
قول میدم از خوندنش پشیمون نمیشید منو هم که دیگه میشناسید :))
سلام من ديانا هستم;-)خب اين دوم فن فيکيه که مينويسم و فن فيک قبليمDark Loveهست و درباره اين داستان يه ذره توضيح بدم...درباره زايله(نايل و زين)البته مثه فن فيکاي ديگه چيزاي18+نداره و فقط درباره علاقه شديد نايل و زين به همديگه هست....ديگه چيزي نميگم و اينکه اميدوارم خوشتون بياد...لايک و کامنتم يادتون نره^_^
✦ کاش اون شب از پیشت میرفتم
کاش هیچ وقت نجاتت نمیدادم تا میمردی و نمیتونستی منو وارد همچین بازی ای کنی...
ولی حیف که موندم و نزاشتم بمیری...
و الانم باید تاوانشو پس بدم✦
✱ a story by me : Tara ✱
نایل از همسایش زین مالیک متنفره. و کل بدنش پر از تتوست وبیشتر از هرکسی که نایل میشناسه سیگار میکشه و اونا بیشتر وقتشونوسرهم داد میزنن. تا اینکه به خاطر یه سری اتفاقات نایل عاشق زین میشه و....