¹ ² ³shot
39 stories
گورکن دیوانه by maniafic
maniafic
  • WpView
    Reads 3,233
  • WpVote
    Votes 815
  • WpPart
    Parts 5
اسمش پارک چانیوله. یه کت بزرگ که شونه هاش همیشه از خاک قبر آدم ها رنگ شده، به تن داره. توی دستای زمختش یه کلنگ داره و مثل احمق ها صورتش رو گریم میکنه. چون یه زخم بزرگ و زشت از بچگی رو صورتش هست. میگن مادر فاحشه اش رو کشته و با دست های خودش گورش رو کنده. اون نفرین شدست! سمتش نرو. چندشاتی چانبک رمنس، دارک، اسمات، انگست، تراژدی
گمشده بدون تو by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 401
  • WpVote
    Votes 99
  • WpPart
    Parts 1
بکهیون دانش آموزی که تقریبا حضورش توی کلاس به حدی کمرنگ بود که گاهی به طور کامل به فراموشی سپرده میشدبا حضور همکلاسی جدیدش زندگیش به طور کامل تغییر کرد،چه اتفاقی میفته اگر بکهیون بدون چانیول احساس سردرگمی کنه؟ ~ وقتی تصمیم گرفته بود بکهیون رو از حصاری که به دور خودش کشیده بیرون بیاره هرگز فکر نمیکرد بکهیون انقدر فوق العاده باشه،بدون اینکه دلیلش رو فهمیده باشه هر روز بیشتر سعی کرده بود تا لبخند رو روی لب های بکهیون بیاره و بدون اینکه فهمیده باشه عاشق پسر روبه روش شده بود. با فهمیدن آخری درد بدی توی قلبش پیچید،چانیول دستش رو روی قلبش گزاشت و سعی کرد نفس های عمیق .بکشه،میخواست که قلب دیونه اش رو آروم کنه ژانر: ROMANCE,SCHOOL,SMUT, ANGEST,
Anxiety🗿 [chanbaek] by byunhyunist
byunhyunist
  • WpView
    Reads 2,964
  • WpVote
    Votes 843
  • WpPart
    Parts 5
بیون بکهیون، درست وقتی که سگ سیاه افسردگی روی زندگیش چمبره زده و فکر می‌کنه هیچی بدتر از این اتفاق نمی افته؛ با هیولای دیوونه‌ای به اسم پارک چانیول آشنا میشه. مردی که رحم کردن به دیگران رو ضعف می‌دونه و به راحتی می‌تونه نفس بکهیون و ببره... ولی آیا بکهیون اجازه‌ی این کار و به پارک چانیول میده؟ «_تو من و میکشی‌ بکهیون... نگاه لعنتیت، می‌تونه قلبم و از سینه بیرون بکشه و هزار تیکه‌ش کنه. تو یه قاتل بی‌رحمی که قانون هیچ مجازاتی براش تعیین نکرده. اگه یه نفر، فقط یه نفر قرار باشه تو رو مثل یه پرنده‌ی کوچولو له کنه و نذاره به پرواز آزادانه‌ت ادامه بدی، اون منم. یعنی پـــارک چـــانیول. کسی غیر از من حق کشتنت و نداره کوچولوی دردسر ساز!» ❌هشدار خشونت❌ 🚧 Anxiety 🚧 Couple : Chanbaek 🚧 Author : Nana 🚧 Genre : crime, thriller 🚧 NC+18
Red Sneakers by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 588
  • WpVote
    Votes 175
  • WpPart
    Parts 1
بکهیون باورش نمیشد! چطور یه نفر جرئت کرده بود رو تخت خواب فروشگاه هیس بخوابه؟! اونم تخت خواب ویترین! باید از حراست فروشگاه میخواست اون دیوونه رو بیرون بندازن یا شایدم میشد اینبارو استثناء در نظر گرفت... آخه اون پسر خیلی خوش قیافه بود! Couple; Chanbaek Genre; Fluff, Comsdy, Romance Translator; Bᴀʜᴀʀ Telegram channel: AmorFiction
Laundry Tale by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 1,575
  • WpVote
    Votes 341
  • WpPart
    Parts 1
چانیـول معتقـده که بکهیون بـه عنوان یـه امگا حـس بویایی فوق العـاده‌ای داره... و بکهیـون معتقـده چانیول به عنوان یـه آلفـا کـون تنبلی داره! وسـط این دعوا که کـی چی داره، عشق به طرز غیرقابل باوری به وجود اومد. این داستان دوتا احمقـه کـه یاد میگیرن چجـوری عشـق بـورزن و شاید چجوری ببوسـن! و از همه مهم‌تـر، چجوری از لباسشویـی استفاده کنـن.!!؟ فیکشـن: داستـان لباسشویـی ژانـر: امگاورس، فلاف، اسمات کاپـل: چانبک مترجـم: Epsilon
꧁𝑃𝑎𝑟𝑘 𝑆𝑡𝑟𝑎𝑛𝑔𝑒𝑟ꨄ︎ [𝑂𝑛𝑒𝑆ℎ𝑜𝑡✰]꧂ by -Arki-
-Arki-
  • WpView
    Reads 569
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 1
وانشات : پارک غریبه ژانر: ملودرام - فلاف - رومنس کاپل : چانبک ✨ شاید خطای دید بود، ولی بکهیون حاضر بود قسم بخوره که پسر بهش لبخند زده بود. لبخندی در حد تمایل سی درجۀ گوشۀ لبهای پسر به سمت بالا و چین اندک کنج بیرونی چشم‌هاش. ✨ بکهیون اون روز سرد زمستونی رو هرگز نتونست از یاد ببره. اون روز واسه‏‌ش مثل یک شروع جدید بود، شروعی که خودش دَرِش نقشی نداشت و حتی تا فردا شبش هم نفهمید که بیست و هفت ژانويه 2020، چشم‏‌هاشو رو به دنیای جدیدی باز کرده. تا فردا شبش که دوباره همون ساعت، توی همون اتوبوس و روی همون صندلی، دوباره پسر رو ملاقات کرده بود، بکهیون متوجه تغییری که اون پسر در خودش بوجود آورده بود نشده بود. ✨ بکهیون بعد از همون بیست ثانیه فهمیده بود، چیزی که مردم کل دنیا تمام مدت در به در دنبالش میگردن همش توی چشمای همین پسر ذخیره شده بود.
𝙏𝙬𝙚𝙣𝙮𝙁𝙤𝙪𝙧 by Demon_fictions
Demon_fictions
  • WpView
    Reads 166
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Parts 1
-نپرسید چون فهمیده بود من چقدر کثیفم! ولی با تمام کثافت بودنم تورو لو ندادم...با اینکه میدونستم قربانیم کردی بازم منتظر بودم کمکم کنی...وقتی کتکم میزدن اسم تورو فریاد میزدم...انقدر کلمه ی "هیونگ" رو ناله کرده بودم که توی لیست سیاه دنبال آدمی به اسم هیونگ بودن چون نمیدونستن هیونگ توی زبان ما اسم نیست...ولی الان حتی یادم نمیاد معنیش چیه...یادم نمیاد هیونگم بوده باشی کایا...میدونی چرا؟...چون من چانیول نیستم...چانیول خیلی وقته مرده و من هیچ شباهتی بهش ندارم...شنیدی؟...چانیول بیست و چهار ساله دیگه زنده نیست پس انقدر صداش نکن.
σвℓινισи мєℓσ∂ισυѕ by Demon_fictions
Demon_fictions
  • WpView
    Reads 668
  • WpVote
    Votes 72
  • WpPart
    Parts 1
⚜️چانیول پولدار ترین دانشجو دانشگاه ملی سئوله، چند وقتی بود که دانشجوی موزی به اسم بکهیون روی اعصابش میرفت؛ تا اینکه بالاخره توی یکی از کلاسای اونجا گیرش انداختو یه پورن هات و زوری رو باهاش تجربه کرد... اون فکر میکرد حالا که طعمشو چشیده مثل بقیه ادامای دیگه میندازتش دور، اما اون تشنه اون مزه شیرین شد... -یوللل... خواهش... میکنم.. عاهه.. وقتی بی توجهی چان رو دید نیم خیز شد تا خودش اون دیک لعنتیو درون خودش حَل کنه، اما چان دوباره خوابوندش روی تخت، دیگه خودشم طاقت نداشت وقتی سوراخ داغو خیس بکهیونیش التماسش میکرد برای پر کردنش..🔞
زال by maniafic
maniafic
  • WpView
    Reads 2,024
  • WpVote
    Votes 561
  • WpPart
    Parts 3
مدت زیادی از جنگ میگذشت. فقر و خرافات بیداد میکرد و گرسنگی بخش بزرگی از کشور رو به گورستان ترسناک و بی انتهایی از اجساد قحطی زده تبدیل کرده بود. توی این اوضاع نابسامان چانیول سرباز کره شمالی، دلباخته ی پسری شده که بخاطر چهره ی زال اش، القاب خداگونه گرفته بود. دلباخته ی بکهیون. چندشاتی چانبک روزمره، رمنس، سورئال
A Dark Song by FIRELIGHTLIFE
FIRELIGHTLIFE
  • WpView
    Reads 323
  • WpVote
    Votes 75
  • WpPart
    Parts 1
دکتر انگشت اشاره اش را روی لبه ی فنجان چرخاند و سکوت اتاق را شکست. -تو تماس قبلی که باهم داشتیم، یه چیزایی از مشکلتون فهمیدم، میخوام بیشتر بدونم. پارک، آه کوتاهی کشید و بعد از خوردن جرعه ای از قهوه، شروع کرد: -پسرم "چانیول" استاد پیانو بود... اون با عشق و علاقه، موسیقی رو اموزش میداد... زندگی ارومی داشتیم و چانیول هر روز به شوق تدریس از خواب بیدار میشد... همه چی از زمانی شروع شد که پسرم به شاگردش علاقمند شد...