ارزش خوندن دارن بنظرم:)
8 قصص
961.78 °C بقلم shopicopa
shopicopa
  • WpView
    مقروء 280,891
  • WpVote
    صوت 54,980
  • WpPart
    فصول 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
RANDY بقلم shopicopa
shopicopa
  • WpView
    مقروء 471,663
  • WpVote
    صوت 74,771
  • WpPart
    فصول 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 241,281
  • WpVote
    صوت 33,438
  • WpPart
    فصول 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
Demon بقلم zarzartala
zarzartala
  • WpView
    مقروء 10,849
  • WpVote
    صوت 1,725
  • WpPart
    فصول 35
[کامل شده] - با یه خدای بد چطوری؟ ژانر؛ اسمات/ استریت/ سوپرنچرال خلاصه؛ ‌‌‌‌وقتی مرز دنیای جن‌ها و انسان‌ها با یه عشق ممنوعه شکسته می‌شه؛ مردم جمع می‌شن تا برای جلوگیری از کشتار وحشیانه خودشون دختراشونو به جن‌ها پیشکش کنن؛ آیو نامزد دوست داشتنی تمین هم از این قاعده مستثنی نیست با این تفاوت که خودش تصمیم به این فداکاری می‌گیره؛ آیو اسیر اجنه می‌شه و پیشکش می‌شه به شاهزاده‌شون کیم تهیونگ، برای جلوگیری از کشتار وحشیانه مردم به تمین خیانت می‌کنه و عشق آتشین تهیونگو می‌پذیره. تمین تنها بازمانده‌ی خونواده‌شونه که حالا دیگه همه چیزشو از دست داده اما یه تصمیم بزرگ می‌گیره اینکه با تبدیل شدن به دمون، موجودی که نیمی از وجودش جنه، نیم دیگه‌ش شیطان جاودانه بشه تا توی زندگی بعدی آیو انتقامشو بگیره. حالا آیو دوباره به دنیا اومده، یه پرستار ساده‌ست و روحشم از انتقام بدی که تمین می‌خواد ازش بگیره خبر نداره؛ راستی چی میشه اگه تهیونگم جاودانه شده باشه برای اینکه بتونه یه بار دیگه این دخترو مال خودش بکنه؟ #iu #taemin #taehyung #kai #kooki
+16 أكثر
RED WOLF 1 (Vampire's Pride) بقلم taenes_
taenes_
  • WpView
    مقروء 88,261
  • WpVote
    صوت 9,164
  • WpPart
    فصول 22
به ردوولف خوش اومدی! ردوولفی که بعد از هاگوارتز جادویی ترین کالج و بعد از آلکاتراز ترسناک ترین زندان برای هر فردی است. متاسفم؛ اما... فقط کافیه واردش بشی؛ تا دیگه راه فراری برات باقی نمونه! -فصل ١ ردوولف📔 "غرور یک خون آشام"
⌯ꘟ𝑭𝒂𝒌𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆𝒔𝒔 𝑺1 بقلم osahar-armyo
osahar-armyo
  • WpView
    مقروء 17,302
  • WpVote
    صوت 3,022
  • WpPart
    فصول 31
⇊قسمتــی از فیک -پس همین الان منو بکش! +مُ؟!...(چی؟!) -گفتم همین الان منو بکش! من که به هر حال انگیزه ای واسه این زندگی رقت انگیز ندارم. می تونی منو بکشی و همینجا خاکم کنی! همونجا توی اون باغچه گل سرخ. حداقل جایی که خاک میشم برخلاف زندگیه فلاکت بارم قشنگه. تهیونگ انتظار چنین واکنشی رو از دختر روبروش نداشت! پس متعجب فقط به حرفاش گوش میداد. -چیه؟ شمشیرتو نیاوردی؟! همیشه راهای بهتری هم هست! دست تهیونگ رو که اونو بین دیوار گیر انداخته بود گرفت و روی گلوش گذاشت. -چطوره با همین دستت خفم کنی؟! قول میدم مقاومت نکنم! ╾━─━─━─━°•֎•°━─━─━─━╼ ⇊خلاصــه فیک ֎فیک دارای فصل دوم است֎ در زمانی که امپراطوری شیلا و بویو باهم روابط صلح آمیزی ندارند، چی میشه اگه راهکاری که امپراطوری بویو برای ایجاد صلح انتخاب کرده،به مذاق ولیعهد شیلا خوش نیاد؟ چه اتفاقی میفته اگه یه دختره خدمتکار، ناخواسته وارد بازی بشه که بتونه سرنوشت دو امپراطوری رو تحت تاثیر قرار بده؟ اون موقع که یه دفعه همه چیز طوری پیش بره که اصلا با عقل جور درنمیاد،میشه تصمیم درست رو گرفت؟ اگه از شخص اشتباهی حمایت بشه و این اشتباه به آسونی جبران نشه؟ همه این ها و کلی اتفاقای هیجان انگیز دیگه، قراره در شاهزاده تقلبی رقم بخوره.
Report of Abduction بقلم zarzartala
zarzartala
  • WpView
    مقروء 22,105
  • WpVote
    صوت 3,738
  • WpPart
    فصول 62
[کامل شده] گزارش یک آدم ربایی ژانر؛ جنایی، کمدی، عاشقانه کاراکترا؛ جونگین/مینجو/اکسو خلاصه؛ مینجو یه افسر ساده‌ست که تو جریان یه آدم‌ربایی سر از خونه‌ی کیم جونگین درمیاره، مردی که با وجود ظاهر الهه مانندش بویی از عاطفه نبرده؛ جونگین همراه باقی پسرا عضو یه تیم فوق سریه که وظیفه‌شون انجام جنایتاییه که سیاست مدارای رده بالای کشور سفارش میدن. مینجو ماموریت داره یه ماه همراه این تیم بمونه، بی‌خبر از اینکه آخرش قراره قربانی سیاست بالادستیا بشه‌‌. تو این یه ماه پسرا باید ببین می‌تونن نسبت به مرگ و زندگی این دختر ساده و خوش‌خیال بی‌تفاوت باشن یا نه؛ خصوصا جونگین که از زن‌ جماعت فراریه! "انگار فرقی نمی‌کنه لباسی که می‌پوشی چقدر به شونه‌های پهنت کش بیاد، توی خشاب اسلحه‌ات چندتا گلوله داشته باشی یا چند نفر ازت حرف شنوی داشته باشن، تهش توی خلوتت دلت میمیره برا اینکه یه نفر همین طوری که هستی دوستت داشته باشه. مثل دیو زشتی که خودشو توی یه قلعه‌ی بی‌درو پیکر زندونی کرده باشه، جونت درمیاد برا اینکه یه نفر پا بزاره به دنیای تاریکت و با انگشتای ظریفش لمست کنه..."
About LENA بقلم zarzartala
zarzartala
  • WpView
    مقروء 7,377
  • WpVote
    صوت 1,061
  • WpPart
    فصول 31
[کامل شده] برو... برو و به اندازه تمام رنج‌هایی که کشیدی زندگی کن، به اندازه همه اشک‌هایی که توی خلوتت ریختی شادی کن، برو و طوری بخند که همه‌ی این خاطره‌های بد از یادت بروند. . . لنا آیدول تازه‌کاریه که یه راز بزرگ و خطرناک داره؛ تمینم سونبه‌ییه که از دروغ و دورویی متنفره، چی میشه اگه این دو نفر بهم علاقه پیدا کنن، بدون اینکه بدونن ممکنه چقدر بهم آسیب بزنن؟ . . 📎در کنار داستان بالا ما کیم جونگینی رو داریم که یه اشتباه بزرگ می‌کنه؛ مینهویی که قصد داره خودشو تو تجارت ثابت کنه؛ یه عدد اونیو با مجردی طولانیش و کیبوم غرغرویی که هر کاری میکنه قاطی دردسرای بقیه نشه نمیشه و از همه مهمتر یه دختر کوچولوی ناز به اسم ارین که با کلی کاراکتر دیگه قراره یه رمان طولانی و پرهیجانُ بسازن🤞 . . با حضور تقریبا همه‌ی بروبچه‌های اس‌ام و برخی از آیدل‌های کمپانی‌های همساده😀