lifon-ayahs's Reading List
194 stories
Let go of the past by Fmary1999
Fmary1999
  • WpView
    Reads 99,813
  • WpVote
    Votes 10,312
  • WpPart
    Parts 61
جیمین ،بتایی که همه تو مدرسه به خاطر فقر و گوشه گیریش ازش متنفرن؛چه اتفاقی میوفته که دو برادر الفا و جذاب مدرسه یهویی تصمیم میگیرن ازش مراقبت کنن و دیگه به کسی اجازه ی شکستن قلبش رو ندن. نامجون،پسر ی که تمام تلاش خودش رو برای نجات زندگی پسر عموش میکنه. جین سعی داره از گذشته اش فرار کنه اما چی میشه اگر هنوز یه نخ باریک اون رو به گذشته ی تلخ و اشتباهاتش وصل کنه؟ چی میشه اگر خانواده ی چهارنفره نامجین تبدیل بشه به یه خانواده ی پنج نفره؟ روزهای اپ:جمعه کاپل ها:نامجین کوکمین سوپ شروع:۱مرداد۱۴۰۳
Ⱡ₳ĐɎ฿Ʉ₲ ₥₳₦ by anya_bts-vkookmin
anya_bts-vkookmin
  • WpView
    Reads 16,374
  • WpVote
    Votes 1,231
  • WpPart
    Parts 30
کاپل : سون سام ژانر: ماجراجویی/ فلاف / رومنس / امگاورس/ طنز / راز آلود مقدمه: چی میشه هفت پسر نرمال که همشون یک رگه کره ای دارن باهم آشنا بشن ولی دریغ از این که بفهمن الهه ماه آن هارو جفت حقیقی هم خواننده...و باز باید از کجا بدونن که نگهبان معجزه گر هاشون آن هارو همکار هم کرده تا بتونن دنیا رو از دست یه شیطان واقعی نجات بدن....
White Peacock  by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 14,268
  • WpVote
    Votes 2,195
  • WpPart
    Parts 14
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه
پسر ژنرال  by TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    Reads 60,526
  • WpVote
    Votes 6,289
  • WpPart
    Parts 33
+شنیدی میگن پسر ژنرال فردا میاد - پس واقعا پسرشه * معلومه اینقدر راحت برسی به دست راست سرهنگ +مطمئنم یه شبم دوم نمیاره ، سرهنگ جئون از پارتیبازی خوشش نمیاد * فاتحه اش خونده است -------- چی میشه اگه همچیز برخلاف تصور بقیه عوض بشه ژانر:رمنس، عاشقانه ، اسمات ، هپی اند ، انگست کاپل: کوکمین ، سپ ،نامجین تعداد: ۳۰
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 293,902
  • WpVote
    Votes 22,168
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
| 𝗛𝗲 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝗣𝗲𝘁𝗿𝗶𝗰𝗵𝗼𝗿 | ⱽᵉʳˢ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 616,377
  • WpVote
    Votes 58,665
  • WpPart
    Parts 53
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - احمق تو پسرعمه‌ی منی! - ولی هیچ پسردایی‌ای زبونشو تو حلق پسرعمه‌ش فرو نمی‌کنه، هیچ پسردایی لعنتی‌ای نمی‌تونه تو همون حرکت اول نقطه‌ی فاکینگ لذت پسرعمه‌شو پیدا کنه!" ''' - جونگ‌کوک، ما مریضیم؟ - نه تهیونگ، من مریضتم. «عشق نامتعارف بین دو اُمگا در خانواده‌های هم‌خون و جامعه‌ای کاملا پایبند به سنت» - پی‌دی‌اف فول پارت رو می‌تونید از چنل بردارید. 🗨 تلگرام : @cityofcrazypeople . . . ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗏𝗄𝗈𝗈𝗄 / 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 [𝗏𝖾𝗋𝗌] 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌، 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖲𝗆𝗎𝗍، 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍، 𝖲𝗈𝖼𝗂𝖺𝗅 𝖼𝗋𝗂𝗍𝗂𝖼𝗂𝗌𝗆. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 65,039
  • WpVote
    Votes 7,139
  • WpPart
    Parts 22
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Tension between us by iamliraaaa
iamliraaaa
  • WpView
    Reads 10,421
  • WpVote
    Votes 1,526
  • WpPart
    Parts 11
خلاصه: زندگی جونگکوک بعد امدن اون مرد، به دو قسمت تقسیم شد...قبل اون مرد و بعد ان... جونگکوک هفده ساله شدیدا مخالف ازدواج مادرش با مردی به نام کیم تهیونگ بود که از شانس بدش، اون مرد نه تنها همسر مادرش شد بلکه سرپرستی جونگکوک رو هم به عهده اش گرفت __________________________ جیمین به دلیل اشتباهی که در گذشته مرتکب شده بود هیونگش رو از دست داده بود ولی اون همچنان امید داشت که به روزای خوب گذشته برگردند توجه داشته باشید که این فیک پ..د..و..ف..ی..ل، م..ح..ا..ر..م و این چرت و پرتا نیست فقط فاصله سنی بین کاپل تهکوک یکم زیاده چون ژانرش پدر خوانده هست برای همین اگر فاصله سنی کم بود غیر واقعی بنظر میرسید(هر چند که من سعی کردم سنش رو پایین بیارم جوری که سن تهیونگ از سن مادر جونگکوک کوچیکتر شده) تهیونگ جونگکوک رو بزرگ نکرده و از بچگی هم عاشقش نشده و رابطشون بعد هجده سالگی کوک عمیق تر خواهد شد! توضیحات: این فیک قبلا با نام پدر خوانده یا پدر خوانده من، با ویوی چند ده کا ح.ذ.ف شد و من یک بار هم تلاش کردم اپ کنم ولی متاسفانه اکانتم از دسترسم خارج شد و الان تصمیم گرفتم با اکانت خودم و با تغییر نام فیک مجددا از اول اپ کنم! نام جدید فیک، تنش بین ما هست! توجه: در این فیک کاراکتر جونگکوک و جی کی کاملا از هم جدا هستند
امگای شرورمن/☆MY EVIL OMEGA/☆ by Parminbanoo
Parminbanoo
  • WpView
    Reads 390,917
  • WpVote
    Votes 44,479
  • WpPart
    Parts 78
خلاصه داستان: پسری به اسم جیمین که بعدورشکستگی ومریضی سخت پدرش مجبورشدازبوسان به سئول بیادوبه سختی کارکنه تابرای خانوادش پول بفرسته.جیمینی که حالا18سالش شده و مطمئنه که قراره یه گرگ الفابشه چون ازپدرومادرالفابه دنیااومده چی میشه که درست یه مدت قبل ازتولد18سالگیش یه الفای خشن و ثروتمندترین وپرنفوذترین والبته عوضی ترین مردکره روتاسرحدجنون عصبانی کنه؟؟!! چی میشه وقتی بفهمه قرارنیست یه الفای قوی بشه و حساب اون عوضیوبرسه؟؟!! شایدم این امگابودنش به دردش بخوره و بتونه ازنظرجنسی حسابشوبرسه...!! 💦🔞😜 قسمتی ازفیک: همونطوری که دستموروچاک باسن خیس ازابم میکشیدم سعی میکردم فورمون بیشتری ازادکنم....وخبــــــــــــ همه ی ایناجلوی چشمای بشدت وحشی اون الفای تشنه به بدنم بود، نفسای تندش حتی ازاین فاصله ام حس میشدو... البته که حق دست زدن نداشت... اون بایدتنبیه میشد... دستموکه روباسن خیسم میکشیدم به سمت سوراخ پرازابم بردموانگشت اشارموکمی داخل کردم... انگشتای من خیلی کوچیک و ظریف بودن فقط نصف یه بندانگشتم داخلم شدومن تااین حددردکشیدم.....!!!! بااین حساب اگ دست این وحشی بااون عضوهیولاییو غول پیکرش بهم برسه... وضعیت:درحال آپ. ‼️در حال ادیت‼️ امگاورس، رمنس، امپرگ، کمی انگست کاپل: کوکمین، تهگی، نامجین
jimin's story(๑•ᴗ•๑)♡ by tari_strawberry
tari_strawberry
  • WpView
    Reads 62,593
  • WpVote
    Votes 4,684
  • WpPart
    Parts 28
وانشات بوکᰔ میخوام واردتون کنم به دنیای جیمینی.... دنیایی که پر از پشمک و مارشمالو و موچیه ولی توش شکلات تلخ و قهوه اسپرسو هم پیدا میشه دنیای که توش پر اتفاقات کیوت و صافته که اکلیلیتون میکنه ولی توش ناراحتی و اشک ریختن هم پیدا میشه... خب یه بوک وانشات.. از اسم بوک معلومه راجب کاپل های جیمینه یعنی : کوکمین یونمین ویمین ناممین هوپمین ویکوکمین یونکوکمین یونویکوکمین کلا هرچه دل تنگاتون میخواد با همه ژانر ها اسم کاپل و ژانر از شما داستان از من.. بوک با خواسته های شما میره جلو .... در کل بخونین و لذت ببرین صافت شین و گریه کنین(: @tari_muchi