"اگر به برف دست بزنی، میمیری."
تصور کنید کل بچگیتون رو جای ناشناسی زندانی شده باشین، از اونجا فرار کنین و بفهمین دنیا آروم آروم در حال مردنه. نصف جمعیت جهان مردهن و فقط یه راه وجود داره تا بقیهشون رو نجات بدین. شما به یه ماموریت فرستاده میشین تا جهان رو نجات بدین و ناگهان ...
"خواهش میکنم، نمیخوام تنها آدمی که میتونه توی زندگیم بدرخشه و به هر جرقهای توی قلب شکنندهم منعکس بشه رو از دست بدم. خواهش میکنم توی این دنیای به هم ریخته ترکم نکن ..."
زمان آپ: چهارشنبهها
ژانر: درام، فانتزی، انگست
Story by: triviajisung
Translated by: HaNa_j5123
رنجون پسری که به قول خودش پشت میله های آغشته به ترس پدرش زندانی شده و مجبور به انجام کارهایی که اصلا دوستشون نداره مثل ازدواج با دختری که اصلا نمیشناسش.
بنابرین از دو دوست قدیمیش یعنی جنو و جه مین درخواست میکنه کمکش کن. اما اون ها برای پنهان شدن به مکانی میرن که...
پایان یافته
Couple: Jaehyun X Jaemin
Genre: Romance, Smut
یه داستان کوتاهه که توی چندتا پارت و دوتا ورژن اپ میشه. نظرسنجی قبلا توی چنل تلگرام انجام شده و با دوتا کاپل انتخابی (تن و یانگیانگ) و (جهیون و جمین) نوشته میشه😇
شوالیه تاریکی♡
خودمم نمیدونم چطور از منفور ترین پسر زندگیم تبدیل شدی به شوالیه مورد علاقه ام♡
☆By:mina☆
♧Cop:
Jaeyong,nomin,lowoo
+nct member
♤gen:
Historical,smut,ramance,bromance,flluf,angest
یه داستان چند تا روایت می تونه داشته باشه ؟
یه داستان شیرین چقدر می تونه واسه شخص دیگه ای تلخ باشه ؟
بعضی وقت ها بدون این که متوجه باشیم تغیر زیادی ایجاد می کنیم .
اما ...
اما این تغییر چقدر می تونه مفید باشه
یا چقدر می تونه آسیب بزنه
قسمتی از داستان 🌹
چشم های کشیده ی پسر از تعجب بزرگ شد و ابرو هاش بالا رفت. جنو با کنجکاوی نگاهش کرد. و با چهره ی منتظرش برای بار چندم خنده رو به جون رونجوین انداخت. گوشی رو طرف پسر بزرگتر چرخوند و بعد...
_شت ... من فردا باید برم بیمارستان.
پسر ضربه ی کوتاهی به پیشونیش زد و رونجوین با خنده سر تکون داد.
جنو رو به رونجوین کرد و با آرامشی که از لحنش چکه می کرد شروع به حرف زدن کرد.
_ دو تا انتخاب داری یا میتونی پیش من در کمال آرامش بخوابی، یا پیش دویونگ میخوابی و لگد هاش و تو خواب تحمل میکنی. فکر نکنم اصلا نیازی به فکر کردن باشه.
رنجوین سر تکون داد و همراه جنو به طرف اتاق پسر بزرگتر راه افتاد . دفعه ی آخر که کنار جه مین با عادت مشترک دویونگ خوابیده بود نصفه شب لگد سنگینی رو از قسمت شکم نوش جان کرده بود و نکته ی جالب این بود که حداقل هفته ای یکبار این تجربه رو تکرار می کرد و شکایت خاصی هم جز غر زدن ها ی جزعی سر جه مین اون هم وقتی خواب بود نداشت پس ترجیح میداد فعلا جا ی امنی بخوابه و حالا ک
سمت یه قفسه از کتابهای رمان رفت..دونه دونه از اون کتابها رو ده ها بار خونده بود و خودش و جنو رو جای شخصیت ها تصور میکرد...
وانشاتی از نومین کاپل انسیتی دریم
..جنو و جه مین دو پسر اشراف زاده ان که با هم توی یه عمارت زندگی میکنن....
جه مین توی کتابخونه سرگرم افکار قدیمیشه که ناگهان...
MINE
Cuple: Nomin [Jeno & Jaemin]
Gener : Gay, Romance , +18
Writer: Apathetic Tete
"بهت قول میدم تو آخرین کسی هستی که توی این دنیا فراموش میکنم؛ به تمام کائنات قسم میخورم اسم تو اولین و آخرین کلمهای باشه که از دهنم خارج میشه و عطر تو آخرین عطری باشه که از ریههام خارج میشه."
از بغل جنو بیرون اومد و ادامه داد: "در عوض تو کاری کن که اگر چیزی رو بینمون فراموش کردم دوباره به یاد بیارم!"
.
.
جنو خاطراتش رو مرور کرد. دقیقهای بعد اون بلند شده، رواننویسی برداشته و خواه نا خواه شروع به نوشتن کرده بود؛ تا همه چیز رو برای مهمترین فرد زندگیش یادآوری کنه.
.
.
"جمینم، فرشته عزیزم، نگهبان مهربونم، امروز دقیقا یکسال از رفتنت میگذره. فقط میخواستم بهت بگم ایرادی نداره اگر دوباره زنگ خونه رو نزنی، دوباره توی آغوشم جمع نشی، دوباره با صدای آرومت دم گوشم نجوا نکنی، دوباره با لبخند جادوییت روزمو نسازی، ایرادی نداره اگر دوباره نتونم ببوسمت... تنها چیزی که الان مهمه اینه که سالم باشی، سردرگم نباشی، خوب غذا بخوری و به موقع بخوابی. نگهبان مهربونم، بهت قول میدم حتی یک روز رو هم برای پیدا کردنت از دست نمیدم."
زمان آپ: یکشنبهها و سهشنبهها
ژانر: درام، فانتزی، انگست
🍭 این کار اولین کار از مجموعه داستانهای کوتاه فرشته و انسانه!
جنو پسر سال آخری که بورسیه یکی از بزرگترین دبیرستان کشور میشه.
فکر میکنه که میتونه به خوبی این سال بگذرونه و به فارغ التحصیل بشه اما، با وجود شیش پسر از دنیای پولدار ها آیا بازم میتونه چنین آرزویی داشته باشه؟
وضعیت فیک : متوقف شده