Nomin
23 stories
Snowflake | nomin by HaNamoonrise
HaNamoonrise
  • WpView
    Reads 1,848
  • WpVote
    Votes 460
  • WpPart
    Parts 31
"اگر به برف دست بزنی، می‌میری." تصور کنید کل بچگیتون رو جای ناشناسی زندانی شده باشین، از اونجا فرار کنین و بفهمین دنیا آروم آروم در حال مردنه. نصف جمعیت جهان مرده‌ن و فقط یه راه وجود داره تا بقیه‌شون رو نجات بدین. شما به یه ماموریت فرستاده میشین تا جهان رو نجات بدین و ناگهان ... "خواهش می‌کنم، نمی‌خوام تنها آدمی که می‌تونه توی زندگیم بدرخشه و به هر جرقه‌ای توی قلب شکننده‌م منعکس بشه رو از دست بدم. خواهش می‌کنم توی این دنیای به هم ریخته ترکم نکن ..." زمان آپ: چهارشنبه‌ها ژانر: درام، فانتزی، انگست Story by: triviajisung Translated by: HaNa_j5123
Building 202  by Panila24
Panila24
  • WpView
    Reads 107
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Parts 1
رنجون پسری که به قول خودش پشت میله های آغشته به ترس پدرش زندانی شده و مجبور به انجام کارهایی که اصلا دوستشون نداره مثل ازدواج با دختری که اصلا نمی‌شناسش. بنابرین از دو دوست قدیمیش یعنی جنو و جه مین درخواست میکنه کمکش کن. اما اون ها برای پنهان شدن به مکانی میرن که... پایان یافته
تولد 18 سالگی! (JaeJae Ver) by springfanfiction
springfanfiction
  • WpView
    Reads 1,968
  • WpVote
    Votes 444
  • WpPart
    Parts 10
Couple: Jaehyun X Jaemin Genre: Romance, Smut یه داستان کوتاهه که توی چندتا پارت و دوتا ورژن اپ میشه. نظرسنجی قبلا توی چنل تلگرام انجام شده و با دوتا کاپل انتخابی (تن و یانگ‌یانگ) و (جهیون و جمین) نوشته میشه😇
Dark knight by min0lie
min0lie
  • WpView
    Reads 49
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 1
شوالیه تاریکی♡ خودمم نمیدونم چطور از منفور ترین پسر زندگیم تبدیل شدی به شوالیه مورد علاقه ام♡ ☆By:mina☆ ♧Cop: Jaeyong,nomin,lowoo +nct member ♤gen: Historical,smut,ramance,bromance,flluf,angest
How can I forget you? by KiM_DoYoUcHi
KiM_DoYoUcHi
  • WpView
    Reads 325
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 1
یه وانشات درمورد نومین امیدوارم خوشتون بیاد❄
●○ Lovely Bad Boy○● by Twilisha
Twilisha
  • WpView
    Reads 4,755
  • WpVote
    Votes 836
  • WpPart
    Parts 36
یه داستان چند تا روایت می تونه داشته باشه ؟ یه داستان شیرین چقدر می تونه واسه شخص دیگه ای تلخ باشه ؟ بعضی وقت ها بدون این که متوجه باشیم تغیر زیادی ایجاد می کنیم . اما ... اما این تغییر چقدر می تونه مفید باشه یا چقدر می تونه آسیب بزنه قسمتی از داستان 🌹 چشم های کشیده ی پسر از تعجب بزرگ شد و ابرو هاش بالا رفت. جنو با کنجکاوی نگاهش کرد. و با چهره ی منتظرش برای بار چندم خنده رو به جون رونجوین انداخت. گوشی رو طرف پسر بزرگتر چرخوند و بعد... _شت ... من فردا باید برم بیمارستان. پسر ضربه ی کوتاهی به پیشونیش زد و رونجوین با خنده سر تکون داد. جنو رو به رونجوین کرد و با آرامشی که از لحنش چکه می کرد شروع به حرف زدن کرد. _ دو تا انتخاب داری یا میتونی پیش من در کمال آرامش بخوابی، یا پیش دویونگ میخوابی و لگد هاش و تو خواب تحمل میکنی. فکر نکنم اصلا نیازی به فکر کردن باشه. رنجوین سر تکون داد و همراه جنو به طرف اتاق پسر بزرگتر راه افتاد . دفعه ی آخر که کنار جه مین با عادت مشترک دویونگ خوابیده بود نصفه شب لگد سنگینی رو از قسمت شکم نوش جان کرده بود و نکته ی جالب این بود که حداقل هفته ای یکبار این تجربه رو تکرار می کرد و شکایت خاصی هم جز غر زدن ها ی جزعی سر جه مین اون هم وقتی خواب بود نداشت پس ترجیح میداد فعلا جا ی امنی بخوابه و حالا ک
「 MINE 」 by ApatheticTete
ApatheticTete
  • WpView
    Reads 1,301
  • WpVote
    Votes 170
  • WpPart
    Parts 1
سمت یه قفسه از کتابهای رمان رفت..دونه دونه از اون کتابها رو ده ها بار خونده بود و خودش و جنو رو جای شخصیت ها تصور میکرد... وانشاتی از نومین کاپل انسیتی دریم ..جنو و جه مین دو پسر اشراف زاده ان که با هم توی یه عمارت زندگی میکنن.... جه مین توی کتابخونه سرگرم افکار قدیمیشه که ناگهان... MINE Cuple: Nomin [Jeno & Jaemin] Gener : Gay, Romance , +18 Writer: Apathetic Tete
Forbidden love by Mingy_YOU
Mingy_YOU
  • WpView
    Reads 696
  • WpVote
    Votes 114
  • WpPart
    Parts 2
One shot Couple :Nomin
He Was Here | nomin by HaNamoonrise
HaNamoonrise
  • WpView
    Reads 1,936
  • WpVote
    Votes 526
  • WpPart
    Parts 14
"بهت قول می‌دم تو آخرین کسی هستی که توی این دنیا فراموش می‌کنم؛ به تمام کائنات قسم می‌خورم اسم تو اولین و آخرین کلمه‌ای باشه که از دهنم خارج می‌شه و عطر تو آخرین عطری باشه که از ریه‌هام خارج می‌شه." از بغل جنو بیرون اومد و ادامه داد: "در عوض تو کاری کن که اگر چیزی رو بینمون فراموش کردم دوباره به یاد بیارم!" . . جنو خاطراتش رو مرور کرد. دقیقه‌ای بعد اون بلند شده، روان‌نویسی برداشته و خواه‌‌ نا ‌خواه شروع به نوشتن کرده بود؛ تا همه چیز رو برای مهم‌ترین فرد زندگیش یادآوری کنه. . . "جمینم، فرشته عزیزم، نگهبان مهربونم، امروز دقیقا یکسال از رفتنت میگذره. فقط میخواستم بهت بگم ایرادی نداره اگر دوباره زنگ خونه رو نزنی، دوباره توی آغوشم جمع نشی، دوباره با صدای آرومت دم گوشم نجوا نکنی، دوباره با لبخند جادوییت روزمو نسازی، ایرادی نداره اگر دوباره نتونم ببوسمت... تنها چیزی که الان مهمه اینه که سالم باشی، سردرگم نباشی، خوب غذا بخوری و به موقع بخوابی. نگهبان مهربونم، بهت قول میدم حتی یک روز رو هم برای پیدا کردنت از دست نمیدم." زمان آپ: یک‌شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها ژانر: درام، فانتزی، انگست 🍭 این کار اولین کار از مجموعه داستان‌های کوتاه فرشته و انسانه!
Hell Angel  by Panila24
Panila24
  • WpView
    Reads 383
  • WpVote
    Votes 77
  • WpPart
    Parts 9
جنو پسر سال آخری که بورسیه یکی از بزرگترین دبیرستان کشور میشه. فکر می‌کنه که می‌تونه به خوبی این سال بگذرونه و به فارغ التحصیل بشه اما، با وجود شیش پسر از دنیای پولدار ها آیا بازم میتونه چنین آرزویی داشته باشه؟ وضعیت فیک : متوقف شده