btsfakeirn33's Reading List
60 stories
Ballerina | بالــرین🩰 by ZHARA_KIM
ZHARA_KIM
  • WpView
    Reads 4,225
  • WpVote
    Votes 404
  • WpPart
    Parts 13
مولتی‌شات بالرین🤍🩰 کاپل: ویکوک ژانر: فانتزی، عاشقانه، اسمات، انگست، ترسناک ↳Name: Ballerina ↳Couple: VKook ↳Genre: Scary, Fantasy, Romance, Smut, Angst خلاصه: «این، داستانِ دفتر خاطرات یک قلب مغموم است.» داستان عاشقانه‌ای که با مرگ یک معشوقه آغاز، و در امتداد جاده‌ای بی‌انتها و نامعلوم پیش خواهد رفت. شرحی جزئی از عشق یک الهه‌‌ای معروف به نامِ "شیطان" و بالرینی رهاشده در اقیانوس غم؛ و جمله‌ای که یک حقیقت بود: «شیطان هم می‌تونه اشک بریزه.» وضعیت: پایان‌یافته🌱 ⭕این مولتی‌شات اول در چنل ویکوک‌لندِ تلگرام آپ شد.⭕ Start: روز شانزدهم از ماه اکتبر سال 2024 End: روز هشتم از ماه آپریل سال 2025
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 209,691
  • WpVote
    Votes 17,722
  • WpPart
    Parts 83
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
ElChapo | VKook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 41,644
  • WpVote
    Votes 4,551
  • WpPart
    Parts 39
𑱄 جئون آهیر، ال‌چاپوی جدید و جوانِ مافیای مکزیک برای تسلیم کامل قدرت بهش، باید پیمانِ خونی رو انجام می‌داد. پیمانی که کیم راخا، دندان‌پزشک انتقال‌یافته به زندان‌های تاریک فدرال رو وارد حریمش می‌کرد تا زندگی جفت‌شون رو با اون پیمان تبدیل به میدانِ پُر از مین کنه! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: ElChapo ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Crime -Smut -Romance -Mafia 🥇 1تهیونگ ⭐️5 taehyung
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 178,189
  • WpVote
    Votes 20,508
  • WpPart
    Parts 34
[Completed] دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 103,592
  • WpVote
    Votes 9,971
  • WpPart
    Parts 31
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Full ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
°•(𝐃)𝐄𝐯𝐢𝐥🦇•° [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 23,371
  • WpVote
    Votes 3,602
  • WpPart
    Parts 16
࿐[کامل شده] پسرک سه‌ساله‌ای که به دست خون‌آشامِ موسپید از بدوتولد وارد یک قلعه‌ی متروکه شد و ناخواسته آموزش دید. اما برای چی؟ برای کی...؟ آیا جونگ‌کوکِ سه‌ساله متوجه بود که آینده‌اش به چه شکلی قرار بود رقم بخوره؟ البته که هنوز نه. 𝀤𝀤𝀤 «فقط سه ساعت تنها می‌مونی، جونگ‌کوک. پسر خوبی باش، هوم؟ تا وقتی بیام کِلارا مراقبته.» «نـ..نه... جوکو تنها نه! کلالا بد...» ــــــــــــــــــــــــــــ༺D)Evil)༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Supernatural, Thriller, Romance, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
ORPHIC || KOOKV by CLOWN_BTS
CLOWN_BTS
  • WpView
    Reads 54,889
  • WpVote
    Votes 5,767
  • WpPart
    Parts 53
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسیش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگیش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم میشه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمیدونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسیش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار میشن، جونگ‌کوک نمیتونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث میشه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 679,791
  • WpVote
    Votes 54,397
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
𝆭  ‌𝆹𝅥 𝐌𝐫.𝐖𝐨𝐤𝐨𝐮 𝆹𝅥 𝆭   by alfalotus
alfalotus
  • WpView
    Reads 121,415
  • WpVote
    Votes 16,138
  • WpPart
    Parts 69
💚Completed💚 ୣ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:Alfalotus ୣ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:adventure, smut, historical, romance, royal اسمات،ماجراجویی، عاشقانه، سلطنتی ୣ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook، yoonmin, namjin,... ویکوک،یونمین،نامجین،.... 𝐔𝐩.𝐝𝐚𝐲𝐬: Monday & Friday 🕘21:00 ୣخلاصهୣ 𝆭 𝆭 𝆭 _صبر کن شاهزاده، تو نمیتونی همچین تصمیمی رو بگیری اینجا کاپیتان منم، حرف آخرو من میزنم نه یه اسیر! جونگکوک خنده ای کرد و نوازشوار دستشو رو سینه ی تهیونگ کشید. _یه زمانی من به عنوان اسیر وارد این کشتی شدم... لباشو نزدیک لبای وی برد، با پوزخند به چشمای خمار از شهوت وی خیره شد... _ولی مطمئنی الان اینجا حرف آخرو تو میزنی مستر واکو؟! *** چی میشه اگه شاهزاده ای اتفاقی یه کاپیتان دزد دریایی رو نجات بده؟! چی میشه اگه اون کاپیتان ناجی خودشو اسیر کنه؟ داستان بین کاپیتان دزدان دریایی و شاهزاده ی چهارم، گنجی که منتظر پیدا شدنه..... قصری که پر از آشوب و خیانته... عاقبت دزد دریایی و شاهزاده ی سلطنتی چی میشه؟
Queen Kim (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 330,438
  • WpVote
    Votes 32,411
  • WpPart
    Parts 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.