Ziam
Good story 🙂💛❤
زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره!
یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
Highest ranking : #1 in fanfiction
For more than four continuous months
-داری محدودم میکنی!
+نه... فقط دارم عاشقت میکنم.
-نمیخوامش!
+دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
+آقای پین، یا بچه ی بوگندوتو از جلوی در خونهی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!!
Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤
با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
[Completed]
" تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من"
" میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم"
....
لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزارد هنده بودن نسبت به همه.
به استثناء هری استایلز.
[{کامل شده}]
برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده
و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟
Lou, top
Happy ending
°°^^{Cover by notoriouse} °°^^
تاریخ شروع :
22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه.
1 #boyxboy
1 #harry
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری
نداره
راه حل چیه ؟ بانک اسپرم
لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن
و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!