نامجین
6 stories
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 366,723
  • WpVote
    Votes 62,220
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
Drafted  by NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    Reads 26,752
  • WpVote
    Votes 4,609
  • WpPart
    Parts 68
• Genre: Social.Drama.Fluff.Romance.Slice of life • Main Couple: Namjin • Summary: هیچ ویژگی به خصوصی در اون شخص نبود که منجر به این احساس منحصر به فرد بشه؛ جز اینکه بعدها این جمله به چشمم خورد: "ما هیچ کس را به طور تصادفی انتخاب نمی‌کنیم، بلکه ما فقط به آن‌هایی نزدیک می‌شویم که از قبل در ناخودآگاهمان حضور داشته‌اند." زیگموند فروید و به یاد آوردم که ما توی ناخودآگاه من، همیشه تنها بودیم... یه پاش رو روی پای دیگه‌اش انداخت و بعد از سکوت کوتاهی گفت «چی اینقدر خیره‌ات کرده؟» به خودم اومدم و متوجه شدم مدتی از حواس پرتیم می‌گذره و دیگه به بخار‌های رقصان در هوا نگاه نمی‌کنم؛ نگاهم قفل تخت سینه‌ی برجسته و دست‌های توی هم گره شده‌ی اون مرد بود «آدما وقتی خیره میشن که مغزشون حرفی برای گفتن داشته باشه.» سر تکون داد «به مغزت بگو ساکت باشه...» «دست من نیست... همونطور که دست تو نیست وقتی موهای بازم به چشمت می‌خوره...» جرعه‌ای از نوشیدنی داغش نوشید و بر خلاف عقیده‌ام قصد نکرد با این جریان فکری مخالفت کنه «تو به چی فکر می‌کنی؟...» سمتم برگشت و با نگاه عجیبی بهم چشم دوخت «وقتی خیره میشی...» به لکنت افتادم «اغلب به اینکه... به اینکه با هم تنهاییم...»
Secretary kim by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 61,533
  • WpVote
    Votes 9,210
  • WpPart
    Parts 13
در اتاق نامجون زده شد **بیا تو** *عصربخیر قربان* **سلام،اینجا چیکار میکنی؟و اون چیه توی دستت؟** *ای دیمه،دارم برش میگردونم چون دارم استعفا میدم.* **نمیتونی اینکارو بکنی،من بهت حقوق خوبی میدم.** *درسته اما من نمیتونم 6 روز هفته کار کنم،من یه زندگیم دارم.* دستیار قدیمیه نامجون دفترشو ترک کرد.آه کشید،اون واقعا به یه دستیار نیاز داره.رفت توی پروفایلی که مردم درخواست کار داده بودن.از اطلاعات هیچ کدومشون خوشش نیومد.اونا آدمای تنبلی بنظر میرسیدن.کمی زمان برد،اما بالاخره آدم پرفکتو پیدا کرد. **کیم سوک جین** قبل از استخدام کردنش،درخواست یه مصاحبه باهاش رو کرد.
Do I Taste Like Candy!? | Jinjoon §Full by Delenefer
Delenefer
  • WpView
    Reads 63,314
  • WpVote
    Votes 9,001
  • WpPart
    Parts 20
کیم سوکجین، تنها وارث مجموعه MK، نگران زندگیش شده..به عنوان یک پسر 27 ساله با هیچ زنی تحریک نمیشه و از اون بدتر، هیچ رابطه ای نداشته!! ماجرا از روزی شروع میشه که مشکل شو با صمیمی ترین دوستش درمیون میزاره... Name: Do i taste like candy?! Genre: Smut / Daddy kink / Romance / Slice of life / Sexcam Start: 1399/8/24 End : 1399/12/14 18 Parts
Pirate Prince Namjin Ver. by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 246,793
  • WpVote
    Votes 34,819
  • WpPart
    Parts 62
+18 هشدار کیم سئوک جین، وارث سر زمین چوسان؛ در کشتی در حال مسافرت به پیونگیانگ (بخش شمالی کره) بود که کشتی اش توسط کیم نامجون، بدنام ترین دزد دریایی شیلا معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت. ورژن نامجین همین داستان خودم که تو پروفایل اصلیم نسخه لری و لویی استریتش رو گذاشتم! نمیخواستم اونطرف زیادی شلوغ بشه ... مطمئن بشید که اون پروفایل رو هم فالو کنید!
Silver Edge : The Cruor  by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 15,053
  • WpVote
    Votes 2,321
  • WpPart
    Parts 16
• Name: [Silver Edge : The Cruor]🩸 • Couple: Namgi - Namjin - Vhope • Writer: ELA & Sara ac • NC: -17 • Summary: با مرگ مشکوک یکی از محبوب ترین اساتید دانشگاه سئول، بوی خون توی فضای همیشه آروم دانشکده ی علوم انسانی می پیچه. زنگ خطری که به همه هشدار میده مرگ درکمین نشسته. مرگ هولناکی که کم کم ترس رو به دل دانشجو ها و اساتید می اندازه. در این فضای خفقان آور، هیچ کس متوجه نمیشه چشم های خیره ی پسرکی دانشجو لحظه ای از استاد جذاب روانشناسیش، کیم نامجون کنده نمیشه. کیم سوکجین، بی اغراق شیفته ی مردی بالغ تر از خودش شده که راز بزرگی رو پشت قاب شیشه ای عینکش پنهان میکنه.