بلک هول 🪐
سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست.
برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستارهی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه!
قسمتی از متن:
"امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم..
دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه..
وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم..
که نترسم از زود بودن یا دیر شدن..
که نترسم از آدمای اطراف.."
°کاپل: کوکوی
°ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات
°وضعیت: به اتمام رسیده
⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢
☠️فیکشن : استیگما #stigma
☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان
☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام
☠️محدودیت سنی: 18+NC
☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
In Red - سرخپوش
جونگکوک جئون، رئیس زادهی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلولهای اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓
تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش میایستاد و با گستاخی جوابش رو میداد اما کی فکرش رو میکرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساختهاش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬
_______________________
"اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت!
اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!"
writer: Nren
couple: Vkook
Genre: prison-crime-romance-smut
Disguise ⛓🥀
جونگکوک، وارث گروهِ جئون.
کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرارهای از پیش تعیین شده میرفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره!
اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت:
"من گِــــی ام!"
و حالا تهیونگ، پسر سرد و بیاحساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوستپسرش رو بازی میکرد!
Couple: Taekook - Secret
Genre: Smut - Comedy - Criminal
Writter: YASNA
Channel: V_kooki
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚
سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت میکرد.
اما در باطن روی انسانها آزمایشاتی انجام میداد و با تزریق ژن و هورمونهای حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت.
در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد!
یک دختر...
یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠:
- تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غمهات رو با قلبم به آغوش میکشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم میخورم تا ابد عاشقت باشم.
𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡
- بهم نگاه کن! منو میبینی؟ من با همین دستهام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت میکنم~
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
༺شاهدُخت༻
جونگکوک از مَرد بودن شرمی نداشت...
اون از یک مردِ متفاوت بودن هم شرمی نداشت.
اما نمیتونست بشینه و ببینه که تک تک اعضای خانواده ش جلوی چشم هاش پر پر میشند!
پس توی دنیای لباس های پر زرق و برق و جواهرات گرون قیمت غرق شد و خودش رو به جای یک دختر جا زد و پا به قصرِ سلطنتی گذاشت... اما هیچوقت فکر نمیکرد شاهزاده ی کشورش به هویت دروغینش دل ببنده!
لعنت... اون حتی یک دختر هم نبود!
~.~
~.~.~
(⛔این فیکشن با کاپل اصلی Yoonmin هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔)
~.~
~.~.~
ژانر :
( سلطنتی-کلاسیک / رمنتیک / درام / طنز /... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ تهکوک
فرعی ◀ یونمین
~.~.~
~.~
[فیکشن الهام گرفته از سریِ Selectionـه. ولی روند داستانها هیچ شباهتی ندارند. کافیه چند پارت بخوونید تا متوجه بشید^^]
《 شورش 》
فصل دوم فیکشنِ "شاهدخت"
برای جونگکوک، همه چیز فقط از نیازمندی و بیچارگی خودش و خانوادهش شروع شده بود...
اما کسی چه میدونه؟ شاید اگه از همون اول میدونست قراره از وسطِ بزرگترین خیانت های سلطنتی و براندازهای بیرحمانه ی سیاست سر در بیاره، همون نیازمندی و بیچارگی رو ترجیح میداد!
~.~
~.~.~
(⛔این فیکشن با کاپل اصلی Yoonmin هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔)
~.~
~.~.~
ژانر :
( سلطنتی-کلاسیک / سمات / رمنتیک / درام / طنز /... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ تهکوک
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟
💎 فیکشن : SpotLight
💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو
💎ژانر : رمنس. درام
💎محدودیت سنی : 18+
💎نویسنده : #SilverBunny 🐰
🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 تا 10 شب