Sevdiğim hikayeler :)
53 stories
𝑷𝒓𝒂𝒈𝒎𝒂 by mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Reads 36,994
  • WpVote
    Votes 8,479
  • WpPart
    Parts 116
«پایان یافته» 𝕻𝖗𝖆𝖌𝖒𝖆 𝚈𝙸𝚉𝙷𝙰𝙽 (𝙱𝙹𝚈𝚇) -KN شیائو ژان مجال فکر کردن یا حرف زدن رو از ییبو گرفت" من رو تو شرط بستم." انگشت شستش رو با ملایمت روی لب های ییبو کشید. نگاهش حالا به لب های نیمه باز ییبو دوخته شده بود، انگار که می‌خواست انگشتش رو تو دهن ییبو بفرسته و توقع داشت مطیعانه لب هاش رو از هم بازتر کنه.اما هیچ کار دیگه ای نکرد. در حالی که همچنان با ملایمت لب های ییبو رو می‌مالید،زمزمه کرد" اگه مسابقه رو ببری، از این‌جا نجاتت می‌دم. اگه قراره ببازی،همون‌جا بمیر." نگاهش بالا رفت و دوباره به چشم های ییبو گره خورد. ادامه داد" مرگ زیر دست های من اصلا خوشایند نیست. فهمیدی ییبو؟" Ranks: #1 thriller #1 mystery #1 Bozhan #1 Zhan #1 Yibo #1ییبو #ژان ⛓️Channel: @𝚄𝙺𝙸𝚈𝙾𝚂𝚃𝙾𝚁𝚈
مرگِ ققنوس  by amorist9
amorist9
  • WpView
    Reads 2,516
  • WpVote
    Votes 452
  • WpPart
    Parts 62
گاهی وقتا مشکل از ادما نیست مشکل از زمانیه که با هم آشنا شدن مثلا من برای عاشق تو شدن یکمی دیر کردم، یکمی بیشتر از نهصد سال . وقتی که عشق من برای روح پر از زخم تو چسب زخم کوچیکی بود تصمیم گرفتم زخم های بیشتری در تو به جا بگذارم؛ تموم احساسات تو باید برای من باشه، اگه نمیتونم عشقت رو داشته باشم پس تنفرت رو میسازم چشمهای طوسی رنگش اشکی شده بودن و بهت زده نگاهش میکرد +: تو..... تو چرا انقدر عوض شدی؟ وضعیت : پایان جلد اول و دوم . جلد آخر در حال پخش زمان آپ : جمعه ها
Lan Zhan Mind by Mahshid_61
Mahshid_61
  • WpView
    Reads 28,047
  • WpVote
    Votes 6,103
  • WpPart
    Parts 59
سریال آنتیمد از نگاه لان جان ⬅️⬅️⬅️ رازها فاش می شوند😱😍🧐😳 🇹 🇭 🇪 🇺 🇳 🇹 🇦 🇲 🇪 🇩 🛑 می خوای بدونی توی ذهن لان جان چی می گذشت که اونطور عاشقی کرد؟🤑😍 🛑 می دونی والدین وانگشیان چقدر تهذیبگرهای قوی ای بودن؟😯 🛑 می خوای بدونی چرا لان چیرن از اول با وی یینگ مشکل داشت؟😯 🛑 می خوای بدونی هر خط ترانه ووجی یا وانگشیان چطوری ساخته شد؟ ⬅️ داستان پیش رو بهتون پاسخ دهها سوالی که داری رو میده
❅کوه یخ❅ by Faezeeh
Faezeeh
  • WpView
    Reads 86,112
  • WpVote
    Votes 15,404
  • WpPart
    Parts 45
ژان دکتر فوق العادی هست در عین حال فوضول کنجکاو 🤪 ییبو خواننده مغرور که به جز خودش به هیچکس اهمیت نمیده همیشه باید حرف حرف اون باشه اجازه نمیده کسی تو زندگیش دخالت کنه حالا زندگی هر دو با دیدن هم دیگه عوض میشه😍
Sakura🌸٫٫ by ZkGardenia
ZkGardenia
  • WpView
    Reads 517
  • WpVote
    Votes 94
  • WpPart
    Parts 3
- فیکشن: Sakura -ساکورا🌸👣٫٫ • Gener:مافیایی،رومنس،اسمات،کمی انگست • Couple: YIZHAN(BJYX) • TOP: WANG YIBO • Instagram: yizhan._.paradise • Merin"Kimia" - Gardenia"Yasaman" میدونی از چی میترسیدم؟ از اینکه دیر برگردی یه وقتی که احساساتم برای تو دیگه ته کشیده یه وقتی که تو زندگیم دیگه هیچ جایی برای حضورت نباشه وقتی که هیچ جوره تو دلم جا نشی... من دوست داشتنت رو دوست داشتم میدونی... دوشت داشتنت برای من مثل تنها رنگ توی یه دنیای سیاه سفید بود... لعنت به تو! من مردم تا حسی که برات دارم،حسی که کم کم داشت به رنگ بی رنگی در میومد نمیره و حالا... و حالا...نه من زنده ام نه حس بینمون!
𝐏𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐃𝐨𝐧'𝐭 𝐆𝐨 by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 12,714
  • WpVote
    Votes 2,702
  • WpPart
    Parts 16
─نام فیکشن: ࿐࿔☂Please Don't Go!☂࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: رومنس، انگست ─نویسنده: einfach_Eileen ─مترجم: Sebastian🐾🍓 ─وضعیت: FULL ─عشق اول باید زیبا باشه.اما اگه این عشق بین دو تا دوست صمیمی به وجود بیاد و ندونن که چطور باهاش کنار بیان،چه اتفاقی میفته؟ سوءتفاهماتی که رخ میده و تصمیمات اشتباهی که گرفته میشه تقریبا همه چیز رو نابود میکنه. ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
𝐌𝐲 𝐃𝐚𝐧𝐠𝐫𝐨𝐮𝐬 𝐇𝐮𝐬𝐛𝐚𝐧𝐝 by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 51,877
  • WpVote
    Votes 7,823
  • WpPart
    Parts 30
─نام فیکشن: ࿐࿔⛓MY DANGREUS HASBAND⛓࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: رمنس، اسمات، امپرگ ─نویسنده: FatumaHabuya ─مترجم: Sebastian 🐾🍓 ─وضعیت: Full ─شیائو ژان یه مدرس 22 ساله اس و همینطور به عنوان سخنران انگیزشی تو خیلی از دانشگاه ها ، کالج ها ، دبیرستان های مختلف چین کار می کنه. بخاطر ظرافتـش شناخته شده است و همه دوسش دارن اما خب رازهای خاص خودش رو داره. هیچکس خبر نداره که ژان یه مرد متأهل با یه پسر چهار ساله است.هیچکس نمیدونه همسر ژان، مدیرعامل جوون، دیوونه و منفور مجموعه شرکت‌های "لان"ـه. دانشجوها و بقیه ی سخنران ها تصور میکردن که شیائو ژان یه پسر معصوم و باکره است که منتظر از راه رسیدن شریک زندگیـشه.هیچکس نمیدونه با وجود یه شوهر وسواسی ، دیوونه، حسود و دیوونه ی سکس تو خونه چه چیزهایی رو پشت سر گذاشت. با اینکه دو سال از ازدواج اونها میگذشت اما بخاطر امنیت پسر چهار سالشون، جدا از هم زندگـی می‌کردن. ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
Qiang Jin Jiu / Persian Translation by ChineseBL
ChineseBL
  • WpView
    Reads 14,909
  • WpVote
    Votes 2,572
  • WpPart
    Parts 29
✾ Novel Name : ↬ Bring The Wine 🍷 ↬ Qiang Jin Jiu 🦅 ✾ Anthor(s) : Tang Jiuqing 🍀 ✾ English Translator : Lianyin , Eggy , Rie , Lam , Lin , Yunyun ❄️ ✾ Geners : Yaoi , Drama , Historical , Mystery , Romance ⛓⚔ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✾ خلاصه : شش استان ژونگبو طی یک محاصره تسلیم و به دشمنان خارجی واگذار شد ، و شن زه چوان بعنوان زندانی به پایتخت برده و تبدیل به یه سگ غرق شده* شد که محکوم به نفرت بود. شیائو چی یه خشمش رو دنبال کرد و راهشو به جلو باز کرد. ولی بجای اینکه به دیگران اجازه کاری بده ، با پای خودش به شن زه چوان لگد زد که باعث شد اون بچه تا پای مرگ پیش بره. کی فکرشو میکرد که اون پسر برگرده و تو یه ضدحمله اونو گاز بگیره جوری که سر تا پا غرق خون بشه؟ این شروع داستان دو مردی بود که هر بار باهم رو به رو میشدن همدیگه رو پاره میکردن. * سگ غرق شده کسیه که به ذلت افتاده و احترام و قدرتشو از دست داده ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
𝐁𝐚𝐫𝐫𝐝 𝐥𝐨𝐯𝐞(𝐯𝐞𝐫𝐬)✼ by Whitepiyuni
Whitepiyuni
  • WpView
    Reads 8,614
  • WpVote
    Votes 2,026
  • WpPart
    Parts 18
𝐘𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧_𝐯𝐞𝐫𝐬 𝐁𝐚𝐫𝐫𝐝 𝐥𝐨𝐯𝐞✼ 𝐂𝐨𝐩𝐞𝐥:𝐲𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 𝐓𝐲𝐩𝐞:𝐥𝐬𝐟𝐲(𝐯𝐞𝐫𝐬) 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐁𝐥,𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐖𝐡𝐢𝐭𝐞_𝐩𝐢𝐲𝐮𝐧𝐢 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲 در حالی که صورتش از درد جمع شده بود گفت:جان چ...قدر دوس...م داری؟ دستشو روی زخمش فشار داد و با گریه گفت _:خیلی زیاد ییبو _:جان من ....نمیخوام تنهات بزارم...... ( دیدش تار و از هوش میرفت گفت)هنوز خیل...ی چیزا هست که به...ت نگفتم _:نه ییبو نهه،نباید بخوابی...ییبو!....نههه داستان⛓ عشق یه بادیگاردِ عاشق و به شدت مهربون و رئیس مغرور (هپی اند🥂) ᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐᚐ #Barrd_love #Fic #White_piyuni #yizhan #wang yibo #xiao zhan
ะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿𝘀⥽ by ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Reads 4,032
  • WpVote
    Votes 741
  • WpPart
    Parts 5
─نام فیکشنะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امگاورس، اسمات، فلاف ─نویسنده: ʏɪɴ_ᴄʜɪ ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─وضعیت:Full ─شیائو ژان درست روز تولد سی سالگیش با قدرتی از خواب بیدار شد که هیچوقت تقاضا نکرده بود و حالا هم نمی‌خواست. هرچند شاید با یهویی نزدیک شدنـش به وانگ ییبو، کراش و همکار چندین ساله‌اش، این نفرین تبدیل به یه نعمت می‌شد! وانگ ییبو دستـش رو سمت شیائو ژان دراز کرد و بی صبرانه با تیله‌های تیره رنگ، نگاه عمیق و نافـذی بهش انداخت. شیائو ژان مطمئن بود اگه همین حالا دستـش رو نگیره دچار حمله‌ی قلبی میشه. یه فیک فوق‌العاده جذاب دیگه از نویسنده‌ی داستان "نصف سود، نصف ضرر"🔥✨ ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.