Later
128 cerita
The girl who loved Aglet oleh mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    Membaca 31,217
  • WpVote
    Vote 5,557
  • WpPart
    Bab 24
زالزالک بهترین میوه ی دنیاست.. البته اگه بتونیم میوه به حسابش کنیم.. چون شیرینیش یه جور خاصه..مثل بقیه شیرینی ها نیست!مزه اش نابه..ناب مثل عشق! *completed* Cover by @kimiyamd ❤
Y.O.L.O [L.S] oleh eris_e0
eris_e0
  • WpView
    Membaca 8,181
  • WpVote
    Vote 1,531
  • WpPart
    Bab 27
𝖸.𝖮.𝖫.𝖮 : 𝖸𝖮𝖴 𝖮𝖭𝖫𝖸 𝖫𝖨𝖵𝖤 𝖮𝖭𝖢𝖤 لویی تاملینسون پسر خوب مدرسه، و هری استایلز دردسرساز مشهور در نهایت با هم بازداشت میشن.. "نظرت در مورد یه شرط بندی چیه؟" "شرط...شرط بندی؟ " هری چهارتا انگشتش رو بالا برد، انگشتایی که روش حروف "Y.O.L.O" خالکوبی شده بود. "چهارتا جرات لویی، بین من و تو" و همه چیز اینطوری شروع شد... [translated]
Liberte noire - 20th  oleh pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Membaca 115,511
  • WpVote
    Vote 21,424
  • WpPart
    Bab 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
یک زندگی معمولی با چاشنی شهرت  [Ongoing] oleh pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Membaca 50,848
  • WpVote
    Vote 6,108
  • WpPart
    Bab 31
زندگی با زوج استایلینسون ⁦👨‍❤️‍💋‍👨⁩ ایمجین و وانشات از لری
Stuck in illusions. [L.S] [Z.M] oleh T_2020sucks
T_2020sucks
  • WpView
    Membaca 15,442
  • WpVote
    Vote 2,572
  • WpPart
    Bab 52
"تمام این مدت میخواستم بیام و ببینمت لویی... حتی شده فقط از دور... فقط ببینمت و بدونم که حالت خوبه یا نه ولی... اونا نذاشتن. نه گذاشتن خودم بیام و یواشکی بهت سر بزنم نه گذاشتن کسی رو برای اینکار بفرستم... انگار داشتم لبه ی پرتگاه جنون بندبازی میکردم... داشتم دیوونه میشدم... باورم کن لو، تمام این مدتی که پیشم نبودی داشتم دیوونه میشدم... درست مثل یه ماهی که میدونه باید توی دریا باشه اما فقط نمیتونه دریا رو پیدا کنه. تو دریای منی لو لعنت به اونها که منو از دریام دور کردن..." ⚠️⚠️ این داستان شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشند، مانند تجاوز، تحقیر، کشتار، روابط جنسی و... ⚠️⚠️
Fe [L.S] oleh florrasita
florrasita
  • WpView
    Membaca 14,096
  • WpVote
    Vote 3,237
  • WpPart
    Bab 42
دستاش رو جلو آورد و بهم نشون داد . -«این دست هارو نگاه کن ... بوی خون رو حس میکنی ؟ میدونی خون رو چی پاک میکنه ؟ » سرمو تکون دادم . -«فقط خون ، میتونه خون رو پاک کنه ...چرخه انتقام هیچوقت به پایان نمیرسه . نفرت تکثیر میشه و یه روزی میرسه که از زمین ، چیزی جز یه لکه سرخ که بوی تند اهن میده ، چیزه دیگه ای باقی نمیمونه ...!» •Completed
It isn't a one-shot book! [L.S] oleh williamdrc
williamdrc
  • WpView
    Membaca 2,694
  • WpVote
    Vote 236
  • WpPart
    Bab 4
این یه کتاب وان شات نیست!
bermuda passengers ‣ larry.ziam.lashton.niall ✓ oleh mary_rider
mary_rider
  • WpView
    Membaca 20,091
  • WpVote
    Vote 2,915
  • WpPart
    Bab 28
"نفرت درون من اونقدر قوی بود که نتونستن بُکُشنم، درعوض همه ی شیاطین اینجا تحت فرمان منن" *برای بهتر متوجه شدن داستان از مقدمه نپرید*
I'm gay too oleh zicherry
zicherry
  • WpView
    Membaca 11,654
  • WpVote
    Vote 2,429
  • WpPart
    Bab 37
+متاسفم که گی ام -متاسف نباش چون منم گی ام
I Don't Ever Forget ~[L.S]~ oleh Shishimoon
Shishimoon
  • WpView
    Membaca 9,430
  • WpVote
    Vote 1,883
  • WpPart
    Bab 24
[completed] + چرا فقط فراموش نمی‌کنی؟ _ چون نمی‌خوام. نمی‌خوام تو هم بری و تنها خاطره‌ای که ازت داشته باشم، آتیش گرفتن قلبم باشه. می‌فهمی؟ نباید بری، چون نمی‌خوام دنبالت بگردم.