ییبو بازیگری است که برای رهایی از دست رییس کمپانیش حاضر است دست به هر کاری بزند تا به شهرت برسد
در این مسیر با قبول نقش یک سرآشپز مجبور می شود تا اصول و فنون آشپزی رو زیر نظر سرآشپزی جوان و معروف
به نام شیائو جان
فرا بگیرد
آیا موفق می شود یا نه؟
ییبو تاپ
هپی اند
Anonymous
تمام شده 📗📕
اونا مامورای آموزش دیده ای بودند که :
نباید هیچ هویتی میداشتند!
هیچکدوم از اونا اسم و فامیل مشخصی نداشتند!
همدیگه رو صرفا براساس یه کد چهار رقمی میشناختند!
و نباید از نظر احساسی به همکار خود وابسته میشدند و نباید احساسات رو بر وظیفه ی ملی و وطن
پرستانه ی خود ترجیح میدادند!
اما حالا نه تنها این قوانین نقض شده بودند که اونا برخلاف عرف جامعه عاشق هم شده بودند!
اونا همجنسگرا بودند و افشای این مساله میتونست جونشونو به خطر بندازه !
📌وضعیت: پایان یافته 📚♥️
⏳شروع: ۲۲ نوامبر ۲۰۲۲
⌛پایان: ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴
⏰بازنویسی: ---
L⚽VE :
+درسته که ما پایان قشنگی نداشتیم؛
اما داستان قشنگی داشتیم...
و همین برای فراموش نکردنت کافیه...
نمیدونم کجایی،
چیکار میکنی، حالت چه طوره...
ولی دوست دارم همیشه برات بهترین باشه....
یادته ما باهم چه قدر برای رویاهامون تلاش میکردیم؟
یادته چه قدر راجع به زندگی گپ میزدیم؟
حالا سرنوشت اینطوری رقم خورد که از هم جدا باشیم،
امیدوارم به رویاهات و آرزو هات برسی:)
تولدت مبارک...|۵اوت۲۰۱۹
#S_M_H
: خطا...
صدای سوت داور و نگاه آلوده به اخم بازیکن ها به سمت شماره هفت،
بازیکن خط دفاع وانگ ییبو
: ییبو هیچ معلومه چند وقته چت شده؟
رفیق چهارسالهاش با نگرانی و درحالی که دست بر شانه او گذاشته بود و پرسید
نگاه ییبو اما به اطراف!
گویا زمین به دور سرش میچرخید و همه چیز را به محوی میرفت
همه چیز به جز مربی جدید!
او را چه شده بود جز عشق؟
عشقی که با گذشت چهار سال هنوز در کنج قفسهی سینهاش میتپید،
عشقی که هیچگاه جسارت بیاناش را پیدا نکرد
آخر او همیشه خط دفاع بازی میکرد نه حمله!
از دور عاشق شد و پیش از آنکه جسارتی در دل بکارد عشقاش را در ازدحام شهر گم کرده بود؛
او از آن جا رفته بود،
رفته بود و اما حالا...او اینجا بود!
اینقدر نزدیک...
─نام فیکشن: ࿐࿔🌙Thief of the night🌙࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: درام، رومنـس، رازآلود
─نویسنده: ONION_PEELER
─مترجم: Hani
─وضعیت:full
─وقتی ژان در رو باز کرد، کتاب خونه خلوت و ساکت بود، نور سالن به اتاق راه پیدا کرده بود. یه جای کار می لنگید. چی روی مبل بود؟ تو نور کم نگاه سریعی به اطراف انداخت و فهمید لوری عزیـزش از روی دیوار به روی مبل منتقـل شده.
روبه سایه کرد"تو کی هستی؟ خودت رو نشون بده"
یکی از سایه ها تغییر مکان داد و بعد شیائو ژان دیگه تو اتاق تنها نبود.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
⇜ کاپل: ییجان
⇜ ژانر: فلاف، کمدی، رمنس، اسمات
⇜ نویسنده: ailovexiaowang@
⇜ مترجم: 来日方长
⇜ روزهای آپ: یکشنبهها و سهشنبهها داخل چنل @YiZhanSyndrome و روز بعدش اینجا
⇜ خلاصه:
شیائو جان یه مشاور املاکه که به عنوان یه مرد ۲۶ ساله مجرد زندگی خوب و آرومی داره، حداقل این چیزیه که خودش تصور میکنه و وانگ ییبو یه دانشجوی کالجِ کولـه که فکر میکنه زندگیش خسته کننده شده.
چی میشه اگه مسیر زندگی این دو نفر با هم برخورد کنه؟ ییبو میتونه جانو مجاب کنه باهاش قرار بذاره؟ جان میتونه از پس رفتارای فضاییطورِ ییبو بربیاد؟
و...
کی گونگ (تاپ) خواهد بود...؟!
"میدونی چرا برگشتم مشاور جان...؟
خال کیوت زیر لبت خیلی فریبنده است...."
─نام فیکشن: ࿐࿔💍Grew Up To Be Your Husband
💍࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: کمدی، رومنس، فلاف
─نویسنده : Endless_infinity
─مترجم: Avy🍓🌿
─وضعیت: Full
─حتی نمیتونید تصور کنید وقتی به یه بچه قول میدین چقدر میتونه مصمم باشه.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 .𝑆𝑚𝑢𝑡 .𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛. 𝑍𝑜𝑚𝑏𝑖𝑒
𝐶𝑢𝑜𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝑌𝑖𝑍𝐻𝑎𝑛
𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝑀𝑢𝑙𝑡𝑖 𝑆𝒉𝑜𝑡
𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝐴𝑟𝑚𝑎𝑡𝑖
✎𝒉𝑎𝑝𝑝𝑦 𝑒𝑛𝑑𝑖𝑛𝑔
"تموم شده است"
دلایل زیادی برای اشنایی با ادما توی این دنیا وجود داره.. اما کی فکرش رو میکرد «زامبی» بشه دلیل اشنایی وانگ ییبو و شیائو جان!
من دیگه نمیدونم باید چی بهت بگم
واقعا نمیفهمم کجارو اشتباه کردم
هرکاری میتونستم کردم اما...
دیگه نمیدونم...
واقعا نمیدونم باید چیکار کنم تا بفهمی این راهی ک داری میری تهش هیچی نیست
چرا نمیخای بفهمی داری زندگیتو نابود میکنی
هیچ آینده ای برای شما نیست
سرشو خم کرد و نگاهش به موزاییکای کف اتاق داد این سکوت معنی نداشت الان وقت حرف زدن بود پس ادامه داد
فقط میتونم همینو بهت بگم این رابطه
اسمشو هر چی میخوای بذاری عشق یا هوس
فقط یه سمه
سمی ک تمام وجودتو نابود میکنه ولی ای کاش وقتی به خودت بیای که دیر نشده باشه
کاپل : ییژان
ژانر : رمنس -بوی لاو- اسمات - انگست
مدرسه ای پر از هایبرد های مختلف، اینجا دورگههای زیادی رو میبینید که هر کدوم ترکیبی از یه حیوان و انسان هستن. از هایبرد پروانه گرفته تا گرگ. اجتماعی که با وجود تفاوتهاشون باهمدیگه ارتباط خوبی دارن البته به جز دو تا از هایبردها که همیشه سر دعوا دارن. معمولا وقتی دو نفر برای همدیگه شاخ و شونه میکشن باید هم زور همدیگه باشن نه؟ به نظرتون چی میشه اگه هایبرد خرگوش برای شیر کوهی شاخ و شونه بکشه؟
کاپل: ییژان
ژانر: تخیلی (هایبرد)، مدرسهای، رمنس
روز آپ: شنبه