larry💚💙
5 stories
S.F.P oleh maybeeeWishIdk
maybeeeWishIdk
  • WpView
    Membaca 92,154
  • WpVote
    Suara 19,328
  • WpPart
    Bagian 44
❗داستان "ساکر فور پین" از این به بعد در این اکانت آپ میشه❗ [L.S][Z.M] - دو حالت وجود داره، یا آدما نمیتونن‌‌ همو بشناسن، خسته میشن و میرن؛ یا میتونن بشناسن، میترسن و میرن... + یه حالت دیگه هم هست! اینکه بشناسن، بترسن... ولی نتونن برن... °𝓨𝓸𝓾 𝓫𝓾𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓶𝓮 𝓫𝓾𝓽 𝔂𝓸𝓾 𝓶𝓪𝓭𝓮 𝓶𝓮 𝓯𝓮𝓮𝓵 °
Sin (persian translation) oleh larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Membaca 367,931
  • WpVote
    Suara 51,836
  • WpPart
    Bagian 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Autism oleh saba2079
saba2079
  • WpView
    Membaca 218,942
  • WpVote
    Suara 36,600
  • WpPart
    Bagian 54
اون فقط اوتیسم داره.....
Always You [L.S] ~ By Miss X oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 3,309,005
  • WpVote
    Suara 303,313
  • WpPart
    Bagian 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 632,528
  • WpVote
    Suara 88,760
  • WpPart
    Bagian 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....