**من فقط یه قاتل زنجیره ایم که فراریه،چه چیزی در موردش انقدر بده...کشتن منو خوشحال میکنه**
*پس تو یه ادم بدی که گنا...*
**گناه؟...داری به من میگی گناهکار؟**
[ COMPLETED ]✔️
✨خلاصه:
کیم تهیونگ پسری هجده ساله است که به دنبال کشتن خودشه. با عوض کردن محل زندگیشون، تهیونگ با تفکر اینکه میتونه بالاخره از این زندگی خلاص شه، به دنبال جایی برای کشتن خودش در خونه جدید میگرده؛ اما به طور اتفاقی در مخفیای رو پیدا میکنه که...
• ────── ✾ ────── •
_"برای اینکه بهم برسیم هیچ راهی جز جدایی نداریم تهیونگ؛ هیچ راهی. قول میدم زود برگردم و قول بده فراموشم کنی."
_"من شجاعت دوست داشتنتو پیدا کردم؛ این راه نیست؟!"
+"نه تهیونگ. تا وقتی اونا اون بیرونن و ما این تو و تا وقتی تو توی این دنیا باشی... هیچ راهی نیست. باید بری قبل از اینکه پیدات کنن. نمیخوام کسی که دوستش دارم رو جلوی چشمهام از بین ببرند."
• ────── ✾ ────── •
🌗نام فیک: دنیای جدید
🌗کاپل: کوکوی
🌗ژانر: تخیلی /کمی طنز/ عاشقانه
🌗تعداد پارت: 7
🌗نویسنده: R_venus✨
• ────── ✾ ────── •
امیدوارم لذت ببرید 💞
• ────── ✾ ────── •
🌗Best ranking:
#2 تخیلی
#3 تخیلی
[completed]
8پسری که خیلی اتفاقی توی دانشکده باهم هم اتاقی میشن و این همراهی باعث رخ دادن یک سری اتفاق های مشکوک میشه.
همه چیز مجهوله و هیچکس نیست که بتونه ابهاماشون رو برطرف کنه، و درنهایت تصمیم میگیرن صبر کنن...
اون پسر ها چی دارن که یک نفر به همه سپرده تا هواشون رو داشته باشن و ازشون محافظت شه؟! اونا چین که یه نفر از بدو تولد حواسش بهشون بوده و هدایتشون کرده تا در نهایت، به خودش برسن...
شاید اونها یک نفر باشند و اون یک نفر، خدا!
پدر دستان خود را به آسمان برد و هفت ستاره از آن برچید و هر یک از آنها را یک به یک بر پیشانی هفت پسر خود نهاد و برای هریک تاجی درخشان ساخت.✨👑
و همین بسنده بود برای اینکه پدر، پسران خود را در نطفه ی آدم به میان آورد...
شاید با نیت انتقامی به عمر هزاران سال...
______________________________________________
ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖:𝕍𝕜𝕠𝕠𝕜^ 𝕜𝕠𝕠𝕜𝕧 (𝕤𝕨𝕚𝕥𝕔𝕙)
ℕ𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟- 𝕪𝕠𝕠𝕟𝕞𝕚𝕟
✴️سوپرنچرال، جنایی، فنتسی، برومنس، طنز، اسمات، درام✴️
قبل از شروع آماده شید برای سوپرایز های بزرگ، به بزرگی یه جهان جدید!
‼️𝘼𝙜𝙚 𝙬𝙖𝙧𝙣𝙞𝙣𝙜‼️
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin