Larry..ziam
59 cerita
The Wedding Date [ Persian Translation ] oleh themaniro
themaniro
  • WpView
    Membaca 57,311
  • WpVote
    Vote 10,545
  • WpPart
    Bab 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
A Little Too Much // l.s. oleh aussie_direction
aussie_direction
  • WpView
    Membaca 714,165
  • WpVote
    Vote 29,025
  • WpPart
    Bab 27
❝Marry me.❞ ❝What?❞
Broken Repair  (L.S) oleh fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Membaca 29,521
  • WpVote
    Vote 4,587
  • WpPart
    Bab 25
لویی به همراه دوستش مایکل تو لندن زندگی میکنه. اون خودشه، و خودش کاملا پرسروصدا و پر هیجان ، پررو و بامزس... و به این اشاره کردم که اون گی ه؟ یه عالمه تتو داره و زیاد فحش میده. لویی بخاطر یه رابطه ای که خیلی بد تموم شده، با مشکلاتش سر و کله میزنه. ولی چه اتفاقی میوفته وقتی مایکل با پسرای وان‌دایرکشن دوست میشه، و اونارو به آپارتمانشون میاره؟ Persian Translation The original story belongs to @pretzelsncake
Yours Truly, Louis- Larry AU oleh nahrwals
nahrwals
  • WpView
    Membaca 6,091,308
  • WpVote
    Vote 211,108
  • WpPart
    Bab 58
"It's true, I crave you." Where Louis' a hardcore fanboy and loves Harry Styles a lot. (One Direction is Four Direction)
Gay Is Bad-Ziam oleh freddietommoofficial
freddietommoofficial
  • WpView
    Membaca 765,567
  • WpVote
    Vote 35,704
  • WpPart
    Bab 63
Zayn has been taught since birth that gay people end up in hell. It's never been a big deal to him until he goes off to uni and his room mate is a very attractive, openly gay man.
young and beautiful || larry s. oleh larryslips
larryslips
  • WpView
    Membaca 4,345,173
  • WpVote
    Vote 117,754
  • WpPart
    Bab 35
Louis, to his horror, attends an elitist university in which the name Zayn Malik means something, Niall Horan doesn't stop talking, there are pianos everywhere, and Harry Styles, only son of a drug-addled, clinically insane ex-rocker, has a perfect smile and empty eyes. WARNING: all rights go to velvetoscar on ao3 Cover made by: whatkooloser
NOBODY [Z.M] [L.S] [Completed] oleh anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    Membaca 214,966
  • WpVote
    Vote 32,181
  • WpPart
    Bab 64
به کثیف ترین مقدس،یعنی عشق...قسم میخورم که دوستش دارم. اندازه ی تمام قطرات اشکی که مسبب رها شدنش بود،دوستش دارم. اندازه ی تمام ترک های روی قلبم دوستش دارم. اندازه ی تمام التماس هایی که برای دوست داشته شدن به خرج دادم؛ دوستش دارم. نه مرد...منو سرزنش نکن،این دست من نیست. تا به خودم اومدم دیدم که تنها کسی که دوستم داره هیچکسه... پس منم عاشق هیچکسم شدم.
Entertainer [Z.M] (mpreg) oleh Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Membaca 195,689
  • WpVote
    Vote 26,550
  • WpPart
    Bab 55
من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!
Fire And Stone(Z.M) oleh youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    Membaca 175,220
  • WpVote
    Vote 26,947
  • WpPart
    Bab 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
Model Material- Larry Stylinson oleh rainbow_hersh
rainbow_hersh
  • WpView
    Membaca 633,466
  • WpVote
    Vote 20,493
  • WpPart
    Bab 41
My parents always warned me about drugs on the street, but not about the one with big green eyes, soft curly hair, and a heart beat.