hareerrrr's Reading List
100 stories
⌞ 𝙋𝙖𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧 ⌝ by ovismoon
ovismoon
  • WpView
    Reads 22,868
  • WpVote
    Votes 3,479
  • WpPart
    Parts 43
«تهیونگ، او فقط یک پسر نابینا بود که از درد های خودش فرار می‌کرد، از تنها قلم سیاهی که برای رنگ زدن دنیایش داشت. نه اینکه، بوم درد های دیگری را هم برای رنگ زدن به دنیایش وارد کند. دنیایم را با لب هایت رنگ بزن، دنیایی که سالهاست در تاریکی مطلق فرو رفته! Telegram :「 @SHOT_SMT 」
⌞ 𝘼𝙡𝙚́𝙭𝙞𝙩𝙝𝙮𝙢𝙞𝙖 ⌝ by ovismoon
ovismoon
  • WpView
    Reads 18,983
  • WpVote
    Votes 2,588
  • WpPart
    Parts 15
↳Alexithymia ↰ اتمام ↢ " ناتوانی در درک و بیان احساسات " ↢ " نمیبخشمت ↢ به خاطره تمام خنده هایی که از لبهام گرفت ↢ ولی میبخشمت ↢ به خاطره عشقی که در قلبم حک کردی " ↢ تهیونگ پسری که از بیماری آلکسی تایمیا رنج می بره و چی می شه اگه یک روز با یک رمان به نام " عشق " مواجه بشه ؟؟ عشق براش چه معنی می تونه داشته باشه ؟
𝐐𝐮𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐢𝐚|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 257,977
  • WpVote
    Votes 31,155
  • WpPart
    Parts 30
"کِرنسیا،یک کلمه اسپانیایی‌ست که به معنای مکان امن است! یعنی هرجایی که احساس امنیت داری! مثل گوشه ای از اتاق یا بغل کسی که دوسش داری! هرجای دنجی که احساس آرامش و امنیت میکنی!" آلفا جئون جونگ‌کوک و امگا کیم تهیونگ پسرخاله هایی که از هم دل خوشی ندارن! و اونا به اصرار خانواده هاشون قراره جفت هم بشن! اما اونا میتونن باهم کنار بیان و جفت هم بشن؟ "بهتره فاصله اتو حفظ کنی!" نیشخندی زد و گفت: "من وظیفمه مراقبت باشم توله!" "اوه پس اینم وظیفته که کونمو لمس کنی؟!" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐒𝐨𝐩𝐞,𝐉𝐞𝐧𝐬𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
❤︎ Tʜᴇ Bᴇsᴛ Vᴋᴏᴏᴋ/Kᴏᴏᴋᴠ Fɪᴄᴛɪᴏɴs ❤︎ by atoon210
atoon210
  • WpView
    Reads 56,093
  • WpVote
    Votes 3,139
  • WpPart
    Parts 21
تجربه ای بسیار در فیک خوانی..★ بهترین ها را با ما بخوانید!!! ✔︎
𝑫𝑰𝑺𝑨𝑺𝑻𝑹𝑶𝑼𝑺 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽  by Haru_Gogo
Haru_Gogo
  • WpView
    Reads 477,588
  • WpVote
    Votes 60,694
  • WpPart
    Parts 34
[Completed] کیم تهیونگ همیشه میدونست که خیلی بدشانسه ! از دست دادن پدر مادرش تو بچگی و چند بار تا دم مرگ رفتن... از همه‌ی اینا که بگذریم جفتی که اینهمه منتظرش بود کسی شد که حتی از به اسم آوردنش هم بدنش به لرزه میفتاد .. !! کسی که ترجیح داد بکشتش بجای اینکه جفتش بشه .. _____________ "دیگه ازت خسته شدم .. ازت متنفرم !! تو و اون بچ واقعا برای هم ساخته شدید برای منم اون بیرون آلفاهای زیادی هست که بخوان بفاکم بدن و حدس بزن چی؟ اونا قراره کونمو داشته باشن.. اگر فقط یروز از عمرم مونده باشه این مارک نفرین شده ی چندشو از رو گردنم پاک میکنم !!" 🎀 روزهای آپ : جمعه یا شنبه ~ 🎀 ژانر : امگاورس، مدرسه ای، درام، اسمات، انگست، امپرگ 🍓✨ 🎀 کاپل اصلی : کوکوی ~ 🎀 کاپل فرعی : نامجین ، یونمین ~ ©️ this beautiful story belongs to : kimuyaiv 🍒 🎀 Start : 99/10/28 🎀 End : 01/2/20 امیدوارم دوسش داشته باشید^^💗🧚🏻
No camera, yes love by _iamanita_
_iamanita_
  • WpView
    Reads 83,001
  • WpVote
    Votes 14,152
  • WpPart
    Parts 39
خلاصه: دوست خوب خانواده‌ی دومه؛ اصلا دوست خوب یه واجبه واسه زندگی هرکسی ولی... وقتی بهترین دوستت تبدیل بشه به عشقت... یه دردسر بزرگه! شنیدی می‌گن عشق مخفیانه یه مزه‌ی دیگه داره؟ ولی به نظر اونا عشقی که مخفی نبود و باید مخفی نگه داشته می‌شد از اون نوعش بود که نباید امتحان کنی... عشق به هم‌جنس؟! قطعا باید ازش دوری کرد! گناه... هنجارشکنی... ممنوعه... هرچی! اونا فقط می‌خواستن دیگه تا ابد هیچ دوربینی نباشه و یه بله‌ی بزرگ بگن به عشقی که داشت در خونه‌ی قلبشون رو از جا در می‌آورد... 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 *من زیاد تو شروع خوب نیستم پس خواهشا با همون پارتای اول قضاوت نکنید و یکم بیشتر بخونید و به داستان این شانسو بدید که خودشو بهتون نشون بده، از پارت پنج شیش داستان اصلی شروع می‌شه❤️* * این فیک ریل لایفه! تاریخ‌ها و وقایع گفته شده و هشتاد درصد دیالوگ‌ها واقعی هستن و فقط اتفاقات پشت دوربین زاده‌ی ذهن نویسنده است* * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات واقعی، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو رعایت کنید* 💜کاپل اصلی: تهکوک💜
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 928,966
  • WpVote
    Votes 104,901
  • WpPart
    Parts 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
IT STARTED IN A WRONG SENT|| VKOOK by kim_bunny2020
kim_bunny2020
  • WpView
    Reads 266,331
  • WpVote
    Votes 41,569
  • WpPart
    Parts 41
«کامل شده» «فیکشن ترجمه ای» «اون موقعی که داری داخل تنهاییات غرق میشی و امیدتو از دست دادی در کمال ناباوری دستی تورو میگیره و به سمت خودش میکشونه» +هی من برگشتم _کاش برنمیگشتی +اوه بیبی وقتی اینطور میشی رو دوست دارم کاپل اصلی:ویکوک ژانر:انگست_کمدی_درام_اسمات_هپی اند_امپرگ نویسنده:Malditadiash مترجم:kim_bunny2020 𝗧𝗢𝗣=𝗧𝗔𝗘𝗛𝗬𝗨𝗡𝗚 𝗕𝗢𝗧𝗧𝗢𝗠=𝗝𝗨𝗡𝗚𝗞𝗢𝗢𝗞
🍭Little Candy🍭 by LunaAzizi
LunaAzizi
  • WpView
    Reads 165,567
  • WpVote
    Votes 20,478
  • WpPart
    Parts 38
کاپل اصلی= کوکوی کاپل فرعی = یونمین ،نامجین ژانر = مدرسه ای ،روزمره ،رومنس، فلاف ،امپراگ ،اسمات ~~~~~~~~ چی میشه اگه جئون جونگ کوک پسر خشک ومغرور و کراش نصف دبیرستان که با همه سرد رفتار میکنه البته به جز با هیونگ هاش . این دفع خودش روی پسر تازه وارد مدرسه کراش بزنه ؟ وچی میشه اگه توی این راه به بزرگ ترین راز کیم تهیونگ پی ببره رازی که تهیونگ از فاش شدنش وحشت داره ؟؟ "من می تونم حامله شم" 🥇kook 🥇kookv 🥇tae 🥇JK 🥈Taekook 🥈tea
Blue Orchid_PersianTranslate{kookv} by Lin_world
Lin_world
  • WpView
    Reads 79,973
  • WpVote
    Votes 11,023
  • WpPart
    Parts 13
⚠️ Warning ⚠️ امگا زیر نگاه خیره آلفا که مثل طعمه ای بهش نگاه میکرد لرزید. اون نشسته روی تخت و پوشیده شده تو لباس حریر سفید رنگ دعوتی برای آلفا بود تا بدون توجه به هر مخالفتی تصاحبش کنه. آلفا غرشی کرد، امگا لرزید و با چشم های اشکی بهش چشم دوخت. "تو مال من متعلق به منی، مال منی برای درست کردن توله هام، مال منی تا از خود بیخودم کنی و تا آخرین نفست تصاحبت کنم!" *** "ازت خواستم اون چیزو بندازی...نخواستم؟!" آلفا غرشی کرد همونطور که به شکم برآمده امگایی که به شدت میلرزید و با قرار دادن دست هاش مقابل شکمش سعی در محافظت از توله به دنیا نیومدش داشت، اشاره کرد. کی فکرش رو میکرد عاشق ترین و مراقب ترین آلفا اینطور تغیر کنه و دستور انداختن بچه های خودش رو بده؟! *** آلفا با صدای خشن و آزرده ای به حرف اومد: "پشیمونم که چرا قبلا و درست همون زمان نکشتمت! اینطوری خیلی بهتر بود!" امگا همونطور که نگاه تیزی بهش انداخت فریاد زد: "حرفامو خوب گوش کن آلفا، اگه از این در رفتی بیرون، دیگه هیچ وقت حق نداری برگردی!" ────────── 𝐍𝐚𝐦𝐞 : ارکیده آبی 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : KookV, namjin, sope 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : Omegaverse, werewolf, Mpreg, force Writer: @rabisword02 Translators: @lin_world & @Twilisha @MprJiny