Tyta007's Reading List
99 stories
Lost In Paris {COMPLETED} by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 48,244
  • WpVote
    Votes 10,970
  • WpPart
    Parts 58
چانیول یه وکیل خوش قلب و مهربونه که از پس پروندههای زیادی بر اومده. اون در واقع هیچوقت فکرشو نمیکرد تو پاریس، عاشق مردی بشه که فقط یه گارسون تو رستوران سِپتیم پاریسه و دختری داره که به جز براورده کردن آرزوهاش، به چیز دیگهای توجه نمیکنه. ~~~~~~~~~~~~~~~~ - یول؟ - بله عزیزم؟ - من پدر مزخرفیم. من باید قهرمان بِل می شدم ولی حالا اینجام و به تو نیاز پیدا کردم. - بکهیون، تو قوی هستی. تو به من نیاز نداری. تو بیدلیل لبخند میزنی، با فلوتزنهای ریوالی میرقصی و حرفهایی میزنی که من رو فقط بیشتر به وجودت وابسته میکنه. تو هر روز بل رو بغل میکنی، بهش میخندی و تمام تلاشت رو میکنی تا آرزوهاش رو براورده کنی. تو یه قهرمانی. قهرمان زندگی دخترت. میدونی، مردم عاشق قهرمانهان. پس به من هم حق بده که عاشقت باشم. Fiction Name: Lost in Paris Genre: Romantic, Drama, Slice of life, R Couple: Chanbaek~ Status: Complete✅ Start [21th Agust, 2021] Ending [31th Dec, 2021] Word Count: 310,000 By Evie Frye~
Ananda by ByunRiyan
ByunRiyan
  • WpView
    Reads 15,751
  • WpVote
    Votes 3,493
  • WpPart
    Parts 58
♧⃞ Ananda♧⃞ ♧⃞عنوان: آناندا•°• ♧⃞ژانر: روانشناسی° رمنس• امگاورس° اسمات ♧⃞کاپل‌: سکایهون، چانبک ♧⃞نویسنده: #Riyan ♧⃞KᗩIᕼᑌᑎ°•°•🥊 •|کیم جونگین، یه آلفای خون خالص و بوکسر معروفه. توی آخرین مسابقه‌ش به طرز عجیبی میبازه و در کنارش، زندگی و حرفه‌ش رو هم از دست میده. به طوری که کنار دنده‌های خورد شده‌اش، یک روانشناس تشخیص میده که گرگش داره میمیره. •|-یه دسته گل لوندر؟ برای اون خریده؟ -هر وقت که بخواد به کسی نزدیک بشه یه دسته گل میگرفت، مطمئنم که تو هم گرفتیش. -آره..ولی نمیدونستم برای مراجعه‌کنندش هم گل میخره... ♧⃞ᑕᕼᗩᑎᗷᗩEK°●•°•🍒 •|منیجر یه بوکسر عصبی بودن واقعا نیازمند تحمل و احساسات کنترل شده‌ست، این برای چانیولی که برادرش روانشناس بود واقعاهم سخت نبود. آلفای مهربون و خونسردی که با دو رایحه کهربا و آناناسش، میتونست دل هر فردیو مجاب کنه، به طوری که فیزیوتراپ بوکسر دوست داشتنی هم، روش کراش داره. •|مطمئنا اگه چانیول بفهمه نزدیک شدن به اون فیزیوتراپ نقشه برادرش بوده قرار نیست اتفاقای خوبی بیفته، و شاید هم، نقشه سرنوشت این بوده؟
『𝐌𝐚𝐲𝐛𝐞 𝐘𝐨𝐮 𝐀𝐫𝐞 𝐌𝐲 𝐇𝐨𝐦𝐞』 by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 51,745
  • WpVote
    Votes 9,014
  • WpPart
    Parts 69
تمام شده✓ «زندگی دو دوست که از مدت‌ها پیش به هم گره خورده. بکهیونی که عاشق چانیوله و چانیولی که از عشق به همجنس فراریه. اما این فقط ظاهر قضیه است و کی واقعا از دل چان خبر داره؟ » «تهیونگی که جئون جونگکوک رو می‌پرسته و جونگکوکی که اون رو فقط یک مزاحم می‌بینه... اما عشق راهش رو بلده و از جایی نفوذ می‌کنه که ناپیداست.» کاپل: چانبک، تهکوک ژانر: رمنس، روزمره، درام محدودیت سنی: 🔞
𝑆𝑖𝑙𝑒𝑛𝑡 𝑊𝑎𝑙𝑙𝑠  by AmayaPark1485
AmayaPark1485
  • WpView
    Reads 737
  • WpVote
    Votes 215
  • WpPart
    Parts 33
ردی از آبی در ساختمانی بازسازی‌شده، جایی میان دیوارهای خاموش و نورهای نیمه‌جان، بکهیون نقاشی با حافظه‌ای پرشکاف بی‌اختیار هر شب ردهایی آبی بر دیوار می‌کشد. خطوطی که گذشته را بیدار می‌کنند. با ورود چانیول، معمار ساکت ساختمان، و سهون، روان‌شناسی که بیش از آنچه باید می‌داند، آرام‌آرام رازها از پشت رنگ و سنگ بیرون می‌آیند. خانه، دیگر فقط چهاردیواری نیست. خاطره‌ای زنده است. و عشق... در سکوت، میان ضربه‌های قلم‌مو و نگاه‌هایی که چیزی نمی‌گویند، متولد می‌شود. -درام،روانشناختی،فلاف
『𝐒𝐚𝐯𝐚𝐠𝐞 𝐑𝐨𝐬𝐞🥀』 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 14,522
  • WpVote
    Votes 3,006
  • WpPart
    Parts 19
🦋☽ رز وحشـی Complete ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، تاریـخی، امگـاورس، اسـمات ⛮ نویسـنده: السـا ⛮ دنیای موازی از زیبای وحشی بیون بکهیون امگای زیبا و اشرافی که از کودکی به تیراندازی علاقه‌مند بوده و حالا با اصرار پدرش وزیر بیون، وارد مسابقه‌ای از تیراندازی برای تولد ولیعهد میشه. جایزه اون مسابقه، می‌تونه آرزوی چندین ساله پدرش رو برای امگای پسرش برآورده کنه و اون قسم خورده برنده این نبرد باشه. پارک چانیول، فرزند ارشد امپراطور که با اصرار زیاد خودش از جایگاه ولیعهدی کناره‌گیری کرده و گردشگری در دنیا رو اولویت جوانی خودش قرار داده، آلفای بیست و پنج ساله به سفر در طبیعت، ماجراجویی و کسب تجربیات بیشتری برای نوشتن کتابی پر محتوا احتیاج داره. پارک چانیول ناخودآگاه تهدید محبت‌آمیز وزیر بیون رو برای برنده شدن پسرش در مسابقات می‌شنوه، آیا اون می‌تونه کمکی به رتبه دار شدن بیون بکهیون بکنه؟
The Hands🎬 by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 135,222
  • WpVote
    Votes 43,251
  • WpPart
    Parts 55
FICTION : The Hands- دست‌ها COUPLE : چانبک 🎬 GENRE : رمنس، روزمره، انگست، اسمات AUTHOR : #صفید EDITORS : ترنم و صدف READ ON : یک‌شنبه‌ NC-20 داستان: روزی انگشت اشاره‌ی دست چپِ بیون بکهیون با پوستر مسترکلاس‌های کارگردان پارک برید و خط سرخ خون روی اون انگشت کشیده نگاه کارگردان رو به خودش گره زد. تلگرام: Author : @theWhiteOne Channel : @panne_fiction
•𝑫𝒊𝒗𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒎𝒆𝒐𝒔༄ by LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Reads 219,814
  • WpVote
    Votes 52,790
  • WpPart
    Parts 25
✤ خلاصه↶ طلاق، بنظر میرسید آخرین راه نجات بکهیون و چانیول بعد از ازدواج فاجعه بار یک ساله ‌شون باشه. ولی چی میشه اگه سرنوشت بعد از دوسال زندگی سینگلی و رابطه های بی ثمر دوباره رومئوهای بد اخلاقو بهم برسونه؟! ‌ ✤ کاپل⇜ چانبک ✤ ژانر⇜ فلاف، کمدی، رمنس ✤ محدودیت سنی⇜18+ ✤ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw ✤ وضعیت⇜تمام شده #1 on طنز #1 on comedy #1 on کمدی #1 on اسمات #1 on رمنس #1 on عاشقانه #1 on فلاف #1 on چانبک #1 on Chanbaek
🩸red embrace🩸 by nehanexoll
nehanexoll
  • WpView
    Reads 228,239
  • WpVote
    Votes 54,459
  • WpPart
    Parts 89
آغوش سرخ_red embrace کاپل ها:چانبک_سهبک_ کريسهو _کایسو ژانر: مافیا_ رمنس_ اسمات_ انگست نویسنده:nehan وضعیت: تکمیل شده خلاصه: عشق حتی اگه زیر خاکستر نفرت باشه باز هم جوانه میزنه. بکهیون زیرمجموعه ی باند خطرناک اوه و جزو امواله شخصی سهون، رئیس خشن باند، حساب میشد اما خط قرمز های سهون رو زیرپا گذاشت و دلبسته ی اون مرد قد بلند مرموز شد. چی میشه اگه بکهیون بفهمه تمام این مدت رو بازیچه بوده؟ پارک چانیول پلیس نفوذی بود که کل زندگیش رو از بکهیون، نفرت داشت؟
𝐑𝐨𝐬𝐞'𝐬 𝐇𝐚𝐥𝐥 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ by Oyun1485
Oyun1485
  • WpView
    Reads 31,536
  • WpVote
    Votes 5,374
  • WpPart
    Parts 66
[عمارت رز 🥀 Rose's Hall] Genre : Romance, Action, Criminal, Mafia, Smut🔞 EXO , Redvelvet , Blackpink Writer : Oyun [ سهون دنبالش دوییده بود، اون قاتل پشت سرش بود و پاهای بلندش چند برابر سریع تر از یری میدویید، خیلی زود بهش رسید و از پشت دستاش رو دور کمر اون حلقه کرد و نگهش داشت. دستش که به بدن یری خورد اون شروع کرد به جیغ کشیدن، با تمام توانش جیغ میکشید و دست و پا میزد تا سهون رهاش کنه اما زورش به اون نمیرسید. یریِ 17 ساله از قبل هم لاغر تر شده بود و انقدر سبک بود که نگه داشتنش برای سهون سخت نبود. با این حال اون توی آغوشش دست و پا میزد تا رها بشه و با تمام توانش جیغ میکشید. انگار توی یه کابوس گیر افتاده بود و نمیتونست بیدار بشه. صدای جیغ های وحشتناکش دیوارای اون عمارت رو میلرزوند و لب های سهون روی گوشش نشست و زمزمه کرد تا شاید بتونه کنترلش کنه. _تو مال منی توی زندان منی، انقدر برای فرار تقلا نکن من نمیذارم بری. ] #1 Luhan #1 Kai #1 RedVelvet #1 لوهان