YoonminSj0's Reading List
121 stories
 my soulmate[complete] by hellobluedevil
hellobluedevil
  • WpView
    Reads 71,286
  • WpVote
    Votes 10,500
  • WpPart
    Parts 31
یونگی:من فقط میدونم نباید این اتفاق می افتاد! جیمین:چه اتفاقی؟ یونگی:نباید عاشقت میشدم...
SPACE VOYAGE | Vkook [translated] by FuckingGeniusTae
FuckingGeniusTae
  • WpView
    Reads 389,103
  • WpVote
    Votes 53,476
  • WpPart
    Parts 47
[ تکمیل شده ] وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و به‌هم ریخته شه!! این فن‌فیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
Reverse Sleep (خواب معکوس) by Liya_jim8
Liya_jim8
  • WpView
    Reads 6,215
  • WpVote
    Votes 938
  • WpPart
    Parts 15
_ من هیچ وقت عاشق تو نشدم! من عاشق یه دروغ شدم. من یه دروغ رو باور کردم و اجازه دادم تو وجودم تزریق بشه. اجازه دادم از قلبم ریشه بزنه. فکر میکردم منم دارم همراهش رشد می کنم. فکر میکردم...بالاخره حالم خوبه. من احمقی بودم که میدونست داره حماقت میکنه فقط نمی‌خواست هیچ وقت حقیقت رو قبول کنه. اینکه " من هیچ وقت رشد نکردم! و دروغات... زهر تلخی بودن که فقط با وجود تو شیرین میشدن." ______________________________ به قول یه کرکتر تو یه فیلم ایرانی که چندساله از پخشش میگذره، " هیچ چیز، شرط هیچ چیز نیست" گذشته ها تغیر میکنن و تبدیل به اینده ای میشن که برای ما غیر قابل شناخته. هرکسی یه گذشته ای داره، درسته؟ مثل مین یونگی. یونگی حتی هشت ماه از زندگیش زد و مسئول پرونده قتل یه قاتل سریالی به نام"jk" جی کی شد تا فقط خودش رو مشغول کنه و به گذشته فکر نکنه. شاید مسخره باشه ولی یونگی برای فکر نکردن دست به هرکاری میزنه. اما یونگی خبر داره که درست مثل زندگیش خواب هایی که دیده قراره به تعبیر معکوس دربیان و به جای اینکه اون، قاتل رو دستیگره کنه، خودش گیر قاتل میفته؟... کاپل اصلی: کوکگی کاپل فرعی: ویمین ژانر: جنایی پلیسی_راز الود_انگست_ اسمات_ تجاوز
YOUTH by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 6,673
  • WpVote
    Votes 1,453
  • WpPart
    Parts 9
[completed] -میدونی اونقدرا هم کارم بد نیست. -معلومه که نیست. تو دست پرورده ی منی. تهیونگ لبخندی زد و از بالا نگاهش رو خمار تر کرد. سعی میکرد از حیله های لاس جیمین درست استفاده کنه: «آره هستم. دست پروردت، پسرت، شاگردت، دوست پسر جذابت. » مکثی کرد و صورتش رو نزدیک تر برد: «معشوقت.» ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴛᴀᴇɢɪ- ʏᴏᴏɴᴛᴀᴇ ɢᴇɴᴇʀ: ꜱʜᴏʀᴛ ꜱᴛᴏʀʏ- ꜰʟᴜꜰꜰ- ᴄᴏᴍᴇᴅʏ-ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ
ʙᴇ ꜱɪʟᴇɴᴛ [ʏᴏᴏɴᴍɪɴ] by alittle_of_black
alittle_of_black
  • WpView
    Reads 14,437
  • WpVote
    Votes 2,532
  • WpPart
    Parts 36
🚫متوقف شده🚫 اون نمیدونست گذشته کثیف پسر کوچولوش باعث از بین رفتنش میشه... -کاش میتونستم بهتر ازت مراقبت کنم..کاش لیاقت نگه داریتو داشتم تا اینجوری از پیشم نری.. -میدونی که خیلی دوست دارم..پس بهم قول بده دیگه دستتو خط خطی نمیکنی.. یونگی ، یه پسر تنها که سر یه شرط بندی مسخره بین دوستاش محبور به گرفتن سرپرستیِ پسری به اسم جیمین میشه.. پسری که مبتلا به مازوخیسم هست..البته که یونگی این رو نمیدونه..همه چی خوب بود تا اینکه گذشته شومه پسر افسرده ی بیمارمون باعث اتفاقای نه چندان خوبی میشه.. اونا سعی میکنن با این اوضاع بسازن ...ولی همیشه قرار نیست پایان قصه ها با شادی تموم شه🙂🖤 ژانر:دراما..روانشناسی..عاشقانه..جنایی..سد اند و هپی اند.. کاپل اصلی:یونمین کاپل فرعی:ویکوک این فیک شامل صحنه های خودکشی و مازوخیسم(برای کسایی که نمیدونن مازوخیسم یه نوع بیماریه که طرف دوست داره به خودش اسیب برسونه) و خون و خونریزیه💥
yoonmin My Hero [ Completed ] by alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    Reads 46,437
  • WpVote
    Votes 6,804
  • WpPart
    Parts 24
قهرمان من🍸 زوج اصلی: یونمین زوج فرعی: نامجین ژانر: عاشقانه _ امپرگ _ اسمات _ گی _ درام اون قهرمان زندگی جیمین بود اون مرد شونه تمام گریه های پسر کوچکتر بود آغوش تمام ناراحتی هاش و دیواری مقابل نگرانی هاش
•|Sweet Ecstasy|•     :     •|خلسه شیرین|•     ‌ by ShinyArmyOT7
ShinyArmyOT7
  • WpView
    Reads 8,931
  • WpVote
    Votes 1,874
  • WpPart
    Parts 34
وقتی ک شب شروع شد.. ماه اغاز گر تمام عشق پاک وجودم بود ...با من همدردی میکرد و میگذاشت تا ستاره ها درخشش طولانی ای داشته باشند..هیچکس متوجه اشک های ماه که در پشت ابر های سیاه بارانی میریخت، نمیشد... هیچکس بجز ماه متوجه گریه های من در داخل مخفی گاه گوچکم نمیشد.. ستاره های کوچک و بزرگ چشمک های ریز و درشت میزدند... ماه تلخند میزد و میگذاشت اشک هایش همراه اشک هایم جاری شوند... شاید فرزند ماه بودن سخت بود...اما اشکهای پدرم برای عشق نافرجام من میریخت :) •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• فرزند ماه، اسم مستعاد نویسنده ای ک چند سال پیش همسرش میمیره، و کاملا میشکنه و قبلش خورد میشه، شروع ب نوشتن کتابها و شعرهایی میکنه و میزاره بقیه داستان عشق نافرجامش رو بفهمن...یونگی، پسر مونعنایی ، این کتاب هارو میخونه و درهای بزرگ و روشنی ب روش باز میشه...با فرزند ماه همدردی و زیر نور ماه گریه میکنه و ب مرور میفهمه قبلش فقط برای فرزند ماه هست ک میتپه...اما چی میشه اگر فردی بنام کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و پسر مونعنایی ندونه بین فرزند ماه و کیم تهیونگ، عاشق کدوم بشه...ایا همزمان میشه عاشق دونفر بود؟ یا اون دونفر درواقع ینفر هستن؟! ‌•°•°•°•°•°•°•°•°•°••°•°•°•°•°•°•°• فنفیکش کامل شده هست. ژانر: رومنس،poetry، BL
انتخابِ اشتباه! فصل اول (تکمیل شده) by zizi3700
zizi3700
  • WpView
    Reads 80,820
  • WpVote
    Votes 8,227
  • WpPart
    Parts 51
خیلی برام سخته باهات تو یک کلاسم؛ درسته که ته کلاس میشینی ولی دونستن اینکه تو توی اون دنیایی زندگی میکنی که منم میکنم دلمو بلرزه در میاره؛ دست خودم نیست ناخواسته و یواشکی عاشقت شدم! _____________________________________________________ موضوع: مین یونگی دانش آموز ۱۷ ساله درونگرا و پوکری هست که ناخواسته عاشق یک آدم اشتباه شده؛ عاشق کسی که همیشه اذیتش میکنه و زیر تهدید و تحقییرهاش لهش میکنه! چی میشه این حس یکطرفه؟! _____________________________________________________ کاپل اصلی: تهگی .... یونگی: بات تهیونگ: تاپ کاپل فرعی: کوکجین .... جین: بات کوک: تاپ ژانر:مدرسه ای-رمنس_درام_بی دی اس ام_خشن_اسمات نویسنده: mike.zizi🐾 زمان‌ پارت: به اتمام رسیده (تذکر): برای کسایی که با قسمت (اسمات) میونه خوبی ندارن قبل شروع و بعد پایان اسمات علامت 🔞 رو براتون میزارم؛ پس با خیال راحت بخونین.
Iillusion by 1bookbunny
1bookbunny
  • WpView
    Reads 825
  • WpVote
    Votes 153
  • WpPart
    Parts 4
تاحالا فکر کردین اگه یه نویسنده وارد داستانی که خودش نوشته ، بشه چه اتفاقی میفته؟
𝐒𝐥𝐞𝐞𝐩𝐢𝐧𝐠 𝐈𝐬 𝐅𝐨𝐫 𝐋𝐨𝐬𝐞𝐫𝐬! by NoMoreWound
NoMoreWound
  • WpView
    Reads 51,691
  • WpVote
    Votes 9,371
  • WpPart
    Parts 31
یه پسر به اسم پارک جیمین، با یوزرنیمِ "جیمینی" درباره ی اینکه اصلا تواناییِ خوابیدن نداره (دچار اختلالِ خوابه) یه پستی می‌ذاره. یه پسر دیگه، مین یونگی، با یوزرنیمِ "سوئگ‌مین" پست هارو میبینه و بلافاصله واکنش نشون میده. یونگی جوری عاشقِ خوابیدن بود که انگار اونو مجبور کرده بودن. این دونفر با همدیگه دوست می‌شن ولی انگار جفتشون چیزی بیش از یه دوستیِ ساده می‌خوان... چه اتفاقی برای اون‌ها خواهد افتاد؟