پارک چهیونگ، قاتل سریالی تحت تعقیبی که آوازهٔ جنایت هاش در تموم شهر پیچیده؛ چی میشه اگه کارگاه پلیس، کیم جنی وظیفه رسیدگی به این پرونده رو به عهده بگیره؟!
-ماله من میشی؟!
سرشو به طرفین تکون داد..
-نه؟!
همراه با عصبانیتی که با ترس همراه شده بود داد زد: چرا باید ماله یه روانی بشم؟؟! چرا باید پیشه یه دیوونه بمونم؟؟!منو ازاد کن برم... این کارای مزخرفتو تموم کن...
در حال غرق شدن بودم ، تاریکی آروم آروم اطرافم رو فرا گرفته بود. عمق دریا منو از سطح زمین پایین و پایین تر می کشید تا جایی که دیگه نتونستم مهتابی رو که از بالا میدرخشید رو ببینم.
این بود می دونستم وقت رفتنمه...
اما،
این موجود زیبا با موهای نقره ای رنگ کی بود که با اون صدای آرامش بخشش به سمتم شنا می کرد؟
چشماش درخشان بود!
"تو زیبایی"، صداش خیلی واضح و گوشنواز بود..
و قبل از اونکه بدونم، منو بوسید.
این موجودی که منو خواسته بود کی بود؟
یک پری دریایی!!
شرم آور و آزار دهندس که یک پری دریایی، زندگی منو برای همیشه تغیر داد!!
✎:All Rights Goes To The Original Author!
با تموم جونی که تو پاهای ضعیفش بود می دویید....
حتی دلش هم نمیخواست پشت سرش رو نگاه کنه
به گذشته ای که ازش در حال فرار بود...
ژانر: رمنس، دراما، اکشن، انگست
شخصیت های اصلی: جین، جیسو، جونگ کوک، نائون
وضعیت= کامل شده🍃
لیسا فکر میکرد بعد از اینکه سهون رو بدست آورده همه چیز درست میشه غافل از اینکه این تازه اول مشکلات و اختلافاتشونه.
اختلافاتی که در آخر مجبورشون میکنه از هم جدا بشن...
ایا این جدایی میتونه رابطشون رو درست کنه یا فقط از هم دور ترشون میکنه؟
اینجا چه سالیه؟
سال 3500..قرن هاست زمین بوی جنس لطیف به خاکش نخورده و تمام ساکنین باقی مونده ی اون مرد هستن..
صبر کن..این چه وضعیه..فقط مرد؟
درسته..فقط مرد..و دیدن یه زن دیگه تبدیل به یه افسانه شده..
احتمالا دنیا به این شیوه ی مضخرف به حیات خودش ادامه بده اما یه نفر این طوری فکر نمی کرد..
اونم اوه سهونی بود که وقتی خیلی بی حوصله تو خرابه های نزدیک منطقه ی 61 پرسه میزد به طور اتفاقی کپسولی رو پیدا میکنه که یه نفر داره توش نفس می کشه..
...
دست روی جای سیلی گذاشت و با وجود باریکه خونی که از دماغش جاری بود با ذوق داد زد " صبر کن..تو روی سینه ات قلنبه داری.."
دختر غرشی از حرص زد " خاک بر سر دختر ندیدت کنن.."
Couple: Sehun X Lisa
⌞𝐑𝐄𝐃 𝐔𝐍𝐈𝐂𝐎𝐑𝐍⌝
[اتمام یافته]
گریمویزر! حتی اسمشم تنمو به لرزه در میاره...
کی فکرشو میکرد که یه کتاب عیجب غریب بتونه تا این حد زندگیمو به گند بکشه و راز هایی برام روشن بشه که حتی روحمم ازش خبر نداشته!
مدرسهی گاردین همه چیزش ترسناک بود ولی رازی که پشتش بود ترسناکتر. و من، کیم جنی به عنوان کسی که باید رازهارو کشف کنه انتخاب شدم!
⇏ 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟 𝑏𝑦: 𝑖𝑐𝑒_𝑟𝑎𝑖𝑛
⇏ 𝐺𝑒𝑛𝑒𝑟 : 𝑠𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑙𝑖𝑓𝑒- ℎ𝑜𝑟𝑟𝑜 - 𝑓𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦
⇏ 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑡𝑎𝑒𝑛𝑛𝑖𝑒
⇏ 𝑆𝑢𝑏 𝑐𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑙𝑖𝑠𝑘𝑜𝑜𝑘-𝑗𝑖𝑟𝑜𝑠𝑒-𝑗𝑖𝑛𝑠𝑜𝑜
Hope you enjoy:)
داستان درمورد خودته، دختری که برای تحصیلات تو رشتهی مورد علاقهش تو ۱۸ سالگی به رم میره و بعد از بازگشتش به سئول با ادم های جدیدی آشنا میشه و چیزه های متفاوتی رو باهاشون تجربه میکنه، حالا چی میشه که اون آدما از اولشم آدمای جدیدی نبوده باشن و یه جورایی با زندگی قبلیای که هیچ وقت ازش خبر نداشته ارتباط داشته باشن؟~