We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Vkook
20 stories
7FATES: CHAKHO by HYBE_STORIES
HYBE_STORIES
  • WpView
    Reads 3,423,250
  • WpVote
    Votes 166,089
  • WpPart
    Parts 89
It's the day of visitors. But the visitors to Sin-si are unwelcomed, vengeful beom. Unforgotten animosity fills the air and rage collides, soaking the ground with blood. Seven boys take up their weapons to end this fight, once and for all. 7FATES: CHAKHO with BTS ***** Content advisory: this story contains some violence Original story: HYBE Co-planning: HYBE / NAVER WEBTOON
Nearest Him - VKook by NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    Reads 4,108
  • WpVote
    Votes 695
  • WpPart
    Parts 34
Summary: جونگکوک، جانشین وارث امپراتوری جئون‌ها از پونزده سالگی به کیم تهیونگ، پسر رقیب تجاری پدرش، علاقه‌مند شده اما تموم این سال‌ها به خاطر اختلاف سنی و این حقیقت که تهیونگ الان یه پدره، تلاش کرده علاقه‌اش رو فراموش کنه. اون توی سرکوب احساساتش تا حدود زیادی موفق بود تا اینکه تهیونگ تصمیم می‌گیره به جای رقابت، با جئون‌ها شریک بشه. Couples: Vkook, Yoonmin Genre: Fluff, Romance, Slice of Life, Fake chat
A Griefful Speech Of Silence by NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    Reads 6,984
  • WpVote
    Votes 1,536
  • WpPart
    Parts 90
تهیونگ جوانی کره‌ای است که پس از مرگ پدرش تصمیم می‌گیرد بیش از سی روز دیگر زندگی نکند. اگر در طول این سی روز نتواند دلیلی برای ماندن در زندگی پیدا کند، قصد دارد به همه‌چیز پایان دهد. او برای نرم‌تر و قابل‌تحمل‌تر کردن روزهای باقی‌ماندهٔ عمرش به ژاپن سفر می‌کند؛ جایی که با پسری ژاپنی با نامی کره‌ای آشنا می‌شود. تاناکا جونگ‌کوک، پسر صاحب مهمان‌خانه، نامی دارد آمیخته به راز، و حضوری که می‌تواند آیندهٔ شکنندهٔ سی روز پایانی زندگی تهیونگ را به تلاطم بیندازد. • Genre: Romance, Tragic, Comedy • Main Couple: Vkook
HeartBeat Hospital | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 800,576
  • WpVote
    Votes 78,959
  • WpPart
    Parts 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 230,782
  • WpVote
    Votes 30,763
  • WpPart
    Parts 38
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
𝙎𝙐𝙆𝙄 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by GryEdviL
GryEdviL
  • WpView
    Reads 67,492
  • WpVote
    Votes 11,389
  • WpPart
    Parts 37
"زن بودن" یک نقش نبود بلکه یک زندگی بود و جونگ کوک انگار این زندگی رو یاد گرفته بود! نویسنده : RÊVE نوع داستان : کوتاه
Power couple | زوج قدرت  by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 182,082
  • WpVote
    Votes 14,987
  • WpPart
    Parts 37
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات زندگی آرومِ پرفسور کیم تهیونگِ پر آوازه و موفق، با ورود پسر عمه‌ای که از هفت سالگی ناپدید شده بود، زیرو رو میشه... _تو شبیهِ یه جگوار سیاهِ وحشی و زخمی‌ای جونگکوک، که هنوزم زیبا و جذاب و نفس گیره... ♦️تمام شده Vkook Shimara ⛔️
White heart , Taekook version by NLikeNam
NLikeNam
  • WpView
    Reads 36,833
  • WpVote
    Votes 3,537
  • WpPart
    Parts 25
{فول شده} ⇢ɴᴀᴍᴇ : White heart ⇢ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , fantasy , BDSM ⇢ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : #Vkook , Hopmin ⇢ᴡʀɪᴛᴇʀ : #Nia "قلب ابلیس زخم خورده بود، از سمت معشوقی که فکر می‌کرد بین تمام سیاهی‌های زندگیش عاشقش شده. پس هر کسی که باعث این زخم بود رو از بین برد؛ اما هر کاری تاوان خودش رو داره، تاوان اون‌هم تبعید شدن به زمین بود، با هویتی جدید بین زندگی انسان‌ها. اما بین تمان روح‌های سیاه زمینی، روح سفید و بی‌آلایشی وجود داره که توجه شیطان طرد شده رو جلب بکنه؟"
Jade Halo [vkook] by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 354,603
  • WpVote
    Votes 56,789
  • WpPart
    Parts 80
- این‌ها همه‌اش تقصیر خودته. من فقط می‌خوام مال تو باشم، درست مثل لباس‌هایی که تن گرمت رو هرروز توی آغوش خودشون می‌گیرند. ولی تو این اجازه رو بهم نمیدی و من هرروز، به محض باز کردن چشم‌هام از خودم می‌پرسم که اگه مال تو نباشم، پس مال کی باید باشم؟ ژانر: امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ( فصل چهارم و پنجم) - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 93,722
  • WpVote
    Votes 13,832
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟