MaHoBarooN
- LECTURES 188,636
- Votes 12,524
- Chapitres 82
در بلندترین آسمانخراشِ یکی از بزرگترین هتلهای زنجیرهای جهان، مردی ایستاده که روزنامهها بهش لقب «جوانترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ سالهی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد میبنده... و با یک کلمه دل میشکنه.
اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمیکنه...
پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آیندهی رئیسش جایی داشته باشه.
کسی نمیدونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب میبردن.
«هتل مهتاب» عاشقانهای واقعگرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک.
" تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم میتونه بخشی از بازی باشه!"
ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقعگرایانه
__________
⚠️ This is the Persian version of the story.
English version will be published soon on my profile.
__________
This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners.
(This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)