Vkook
53 stories
Ballerina | بالــرین🩰 by ZHARA_KIM
ZHARA_KIM
  • WpView
    Reads 4,225
  • WpVote
    Votes 404
  • WpPart
    Parts 13
مولتی‌شات بالرین🤍🩰 کاپل: ویکوک ژانر: فانتزی، عاشقانه، اسمات، انگست، ترسناک ↳Name: Ballerina ↳Couple: VKook ↳Genre: Scary, Fantasy, Romance, Smut, Angst خلاصه: «این، داستانِ دفتر خاطرات یک قلب مغموم است.» داستان عاشقانه‌ای که با مرگ یک معشوقه آغاز، و در امتداد جاده‌ای بی‌انتها و نامعلوم پیش خواهد رفت. شرحی جزئی از عشق یک الهه‌‌ای معروف به نامِ "شیطان" و بالرینی رهاشده در اقیانوس غم؛ و جمله‌ای که یک حقیقت بود: «شیطان هم می‌تونه اشک بریزه.» وضعیت: پایان‌یافته🌱 ⭕این مولتی‌شات اول در چنل ویکوک‌لندِ تلگرام آپ شد.⭕ Start: روز شانزدهم از ماه اکتبر سال 2024 End: روز هشتم از ماه آپریل سال 2025
ElChapo | VKook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 41,648
  • WpVote
    Votes 4,551
  • WpPart
    Parts 39
𑱄 جئون آهیر، ال‌چاپوی جدید و جوانِ مافیای مکزیک برای تسلیم کامل قدرت بهش، باید پیمانِ خونی رو انجام می‌داد. پیمانی که کیم راخا، دندان‌پزشک انتقال‌یافته به زندان‌های تاریک فدرال رو وارد حریمش می‌کرد تا زندگی جفت‌شون رو با اون پیمان تبدیل به میدانِ پُر از مین کنه! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: ElChapo ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Crime -Smut -Romance -Mafia 🥇 1تهیونگ ⭐️5 taehyung
CowBoy | Vkook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 165,407
  • WpVote
    Votes 15,482
  • WpPart
    Parts 36
كابوى كيم، مرد عياش و قماربازى كه يكشنبه‌ شب‌هاى آخر هر ماهش توى كازينو و روی تخت‌ گرمش سپرى می‌شد، این بار طعمه‌ی جدید و بازنده‌ی میز و تختش رو پیدا می‌کنه؛ غافل از اینکه سِلوا قراره نفسش رو، روی تنش بند بیاره! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #Cowboy - پنجـشنبـه‌هـا ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Western, Smut, Romance ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Sahel
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 178,200
  • WpVote
    Votes 20,508
  • WpPart
    Parts 34
[Completed] دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 103,615
  • WpVote
    Votes 9,972
  • WpPart
    Parts 31
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Full ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 149,282
  • WpVote
    Votes 11,393
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : هنوز نوشته نشده کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
Cursed Omega [Vkook] by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 214,931
  • WpVote
    Votes 24,236
  • WpPart
    Parts 52
کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد جفت یعنی پاداش و یک هم‌خون، هم‌خواب، هم‌تاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همه‌ی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت. اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت. یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیت‌ها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشم‌هایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم می‌زنه و آشنا‌ترین نگاه دنیاست. تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش می‌گشت. مغزش فریاد می‌زد: رعیته. قلبش زمزمه می‌کرد: مالِ منه. از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسه‌ای که خواب و تاجش رو توی صدای نفس‌های اون پسر امگا گم کرده بود. .......... ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی کاپل- ویکوک زمان آپ- دوهفته یک‌بار یک‌پارت طولانی.
°•(𝐃)𝐄𝐯𝐢𝐥🦇•° [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 23,371
  • WpVote
    Votes 3,602
  • WpPart
    Parts 16
࿐[کامل شده] پسرک سه‌ساله‌ای که به دست خون‌آشامِ موسپید از بدوتولد وارد یک قلعه‌ی متروکه شد و ناخواسته آموزش دید. اما برای چی؟ برای کی...؟ آیا جونگ‌کوکِ سه‌ساله متوجه بود که آینده‌اش به چه شکلی قرار بود رقم بخوره؟ البته که هنوز نه. 𝀤𝀤𝀤 «فقط سه ساعت تنها می‌مونی، جونگ‌کوک. پسر خوبی باش، هوم؟ تا وقتی بیام کِلارا مراقبته.» «نـ..نه... جوکو تنها نه! کلالا بد...» ــــــــــــــــــــــــــــ༺D)Evil)༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Supernatural, Thriller, Romance, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
ORPHIC || KOOKV by CLOWN_BTS
CLOWN_BTS
  • WpView
    Reads 54,894
  • WpVote
    Votes 5,767
  • WpPart
    Parts 53
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسیش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگیش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم میشه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمیدونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسیش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار میشن، جونگ‌کوک نمیتونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث میشه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 679,829
  • WpVote
    Votes 54,400
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست