nylashii22
- Reads 957
- Votes 122
- Parts 5
چان، پسر دو رگهی خون آشام و گرگینهی آلفای رهبر بود.
آلف ایی که پسرش رو تبعید کرده بود به مدرسهی قدیمی که حکم زندان رو داشت. مدرسهای پر از افراد با هویت های عجیب و خاص. که به گروههای مختلف و بر اساس نوع خود تقسیم بندی میشدن.
اما نمیدونست جفت کوچولوی پسرش، به عنوان معلم اونجاست و قراره تبعید رو برای چان تبدیل به شیرین ترین لحظاتش بکنه.
دقیقا همون معلمی که برادر ناتنی چان شیفتهاش شده بود و برای داشتنش هرکاری میکرد.
رابطهی معلم و دانشآموزی قرار بود تا کجا پیش بره؟