Avina91's Reading List
9 histórias
𝗖𝗿𝗮𝘅𝗶𝘀 ᵛᵏ ᴬᵁ de vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Leituras 113,953
  • WpVote
    Votos 10,821
  • WpPart
    Capítulos 12
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک باید رضایت شاکیِ برادرش رو به‌دست می‌آورد؛ اما می‌تونست با مایه‌گذاشتن از اعضای بدنش کنار بیاد؟! • بـرشی از داسـتان: - زانو بزن. - چی؟! - خودت که نمی‌تونی خسارتم رو پرداخت کنی؛ اما شاید دهنت تونست راضیم کنه. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Craxis ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Smut, Mystery ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
Flames [L.S] de cavolot91
cavolot91
  • WpView
    Leituras 27,604
  • WpVote
    Votos 5,389
  • WpPart
    Capítulos 42
"یادته چی بهت گفتم؟ شعله ها...یا گرم میکنن ، یا همه چیز رو برای همیشه ، تبدیل به خاکستر! حالا...بهم بگو! چرا جفتمون رو سوزوندی؟"...
King Of My Heart~L.S[Completed] de gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Leituras 80,783
  • WpVote
    Votos 13,815
  • WpPart
    Capítulos 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
01:44 AM~L.S [Completed] de gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Leituras 98,687
  • WpVote
    Votos 17,857
  • WpPart
    Capítulos 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
FOG1 {ziam} -COMPLETED- de justlilian
justlilian
  • WpView
    Leituras 159,837
  • WpVote
    Votos 22,550
  • WpPart
    Capítulos 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
Different (L.s) (completed) de Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    Leituras 175,930
  • WpVote
    Votos 19,845
  • WpPart
    Capítulos 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
Same Ocean Eyes [L.S] de rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    Leituras 129,105
  • WpVote
    Votos 19,433
  • WpPart
    Capítulos 86
_نایل؟حالت خوبه؟من صدای داد شنی... هری سرشو بالا اورد و پسر با دیدنش انگار کلماتش رو از یاد برد _تو... اون با شوک زمزمه کرد +لو..لویی...!؟ ~roji tommo 2 in fanfiction🖇 1 in larrystylinson🖇 1 in harrytop🖇 1 in harrystyles🖇
Say Something~L.S [Completed] de gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Leituras 128,016
  • WpVote
    Votos 17,872
  • WpPart
    Capítulos 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Anxiolytic [L.S] de harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Leituras 172,945
  • WpVote
    Votos 33,435
  • WpPart
    Capítulos 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"