[ On Going ]
Highest Ranking #1 in fanfictions #1 in louistop
_دهنتو باز کن هری
لویی این حرفو به پسر ۱۷ ساله ای که تو بغلش دراز کشیده بود گفت ولی هری همچنان با تعجب به لویی و شیشه شیر توی دستش نگاه میکرد
_مگه گشنت نبود ؟نمی خوای شیر بخوری...
_ولی...من....اخه...من با شیشه....
_ساکت شو و.....شیرتو بخور.......
| Persian translation |
"اوه ددی، کاش میتونستم همین الان ببوسمت" هری با ناله گفت.
"منم همینو میخاستم بیبی بوی"لویی جواب داد.
داستانی که لویی خوانندست و هری ی مدل معروفه و البته بیبیِ لویی.
writer: @Usingtabeletslarry