TheNarratoreCH03
- Reads 1,763
- Votes 289
- Parts 8
خلاصه:
"همهچیز از پیشگویی های یک کتاب شروع شد... کتابی که نوار سرنوشت دو نفر رو بهم متصل میکرد، دو نفری که از نظر شرایط و موقعیت فرق های زیادی با هم داشتند. درسته که خبر اون کتاب و افسانهی پشتش مدام دست به دست میشد، اما آیا کسی بود که بخواد داستانِ پشت اون کتاب و افسانهی پشتش رو جدی بگیره؟"
***
_من دلیلی برای اینهمه زیبایی در وجود یک نفر نمیفهمم... اینقدر دلربا، فریبنده، جذاب! نمیدونم شاید بهش حسادت میکنم، شاید تو دلم طلب میکنم این زیبایی تنها مختص خودم باشه، ماله خودم باشه... طوری که کسی مجذوبش نشه. تنها نگاه خیرهء من روش باشه، تنها من بپرستمش، تنها من لایق پرستیدنش باشم، بخندونمش، باعث شادیش بشم، زندگیم و به پاش بریزم، مرهم درد هاش بشم، شونهای بشم برای تکیه زدنش، برای رفع خستگیش، اون کسی بشم که نخواد با کسی تقسیمش کنه. کسی بشم که توسطش دوست داشته بشم. که بخوامش و اونم منو بخواد.
خیلی ها هستن که جذبش میشن... اون مثل آتیشه، همونقدر فروزان، همونقدر درخشنده و جذاب، و همه مثل هیزم هایی در پی فروزندگی و فریبندگیش میسوزند و جذب میشن... چشم هایی هستن که اون رو میبینن، زیباییِ بیهمتاش رو... اندام دلفریبش رو، کاشکی همه چشم هایی که اون رو میبینند، چشم های من باشن...
•FairyTale. [اتمام یافته]
•Genre: Historical_Fantasy_Roman