fae4444's Reading List
51 stories
FairyTale | VKook | MultiShot by TheNarratoreCH03
TheNarratoreCH03
  • WpView
    Reads 1,748
  • WpVote
    Votes 289
  • WpPart
    Parts 8
خلاصه: "همه‌چیز از پیشگویی های یک کتاب شروع شد... کتابی که نوار سرنوشت دو نفر رو بهم متصل می‌کرد، دو نفری که از نظر شرایط و موقعیت فرق های زیادی با هم داشتند. درسته که خبر اون کتاب و افسانه‌ی پشتش مدام دست به دست می‌شد، اما آیا کسی بود که بخواد داستانِ پشت اون کتاب و افسانه‌ی پشتش رو جدی بگیره؟" *** _من دلیلی برای اینهمه زیبایی در وجود یک نفر نمیفهمم... اینقدر دلربا، فریبنده، جذاب! نمیدونم شاید بهش حسادت میکنم، شاید تو دلم طلب میکنم این زیبایی تنها مختص خودم باشه، ماله خودم باشه... طوری که کسی مجذوبش نشه. تنها نگاه خیرهء من روش باشه، تنها من بپرستمش، تنها من لایق پرستیدنش باشم، بخندونمش، باعث شادیش بشم، زندگیم و به پاش بریزم، مرهم درد هاش بشم، شونه‌ای بشم برای تکیه زدنش، برای رفع خستگیش، اون کسی بشم که نخواد با کسی تقسیمش کنه. کسی بشم که توسطش دوست داشته بشم. که بخوامش و اونم منو بخواد. خیلی ها هستن که جذبش میشن... اون مثل آتیشه، همونقدر فروزان، همونقدر درخشنده و جذاب، و همه مثل هیزم هایی در پی فروزندگی و فریبندگیش میسوزند و جذب میشن... چشم هایی هستن که اون رو میبینن، زیباییِ بی‌همتاش رو... اندام دلفریبش رو، کاشکی همه چشم هایی که اون رو میبینند، چشم های من باشن... •FairyTale. [اتمام یافته] •Genre: Historical_Fantasy_Roman
Eucalyptus🌿|‌‌‌‌‌‌Vkook| by a_bad_guy
a_bad_guy
  • WpView
    Reads 31,848
  • WpVote
    Votes 5,024
  • WpPart
    Parts 22
برده داری،سیستمی قانونی و به رسمیت شناخته شده که در آن انسان‌ها به‌شکل قانونی ملک و دارایی ارباب خود در نظر گرفته می‌شدند... کیم تهیونگ، یکی از برده های عمارت والکین ، پسری احساسی و وابسته بود...اما سرنوشت ، گذر او را به اتاق پسر عمارت والیکن باز میکند....اتاقی گرم و پر از حس زندگی ...و در آینده دیوار های همان اتاق اتفاقات مختلفی را ثبت خواهند کرد... چشمانی زیبا که در اتاقی قدیمی و نمناک باز شد...نوزادی آسیایی که در دل قاره‌ی اروپا بدنیا امد...پسری پاک ، قوی و مهربان ...اما این پسر زمان درستی را برای چشم باز کردن به این دنیای وحشی انتخاب نکرده بود... 🌿Couple : Vkook /Yoonmin 🌿Genres : Romance_Royal_Historical_Angst_Power Bottem_Master&Slaver_Classic_ Smut🔞
Roe scape(𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 𝘷𝘦𝘳)  by Senior_yuheng
Senior_yuheng
  • WpView
    Reads 1,517
  • WpVote
    Votes 280
  • WpPart
    Parts 4
طبق افسانه های دور، دریاچه ای وجود داشت که درون آن آبی مقدس جریان داشت. محافظ آن دریاچه، ببری سفید و افسانه ای بود. ببری که تمام سرزمین ها خواهان شکار اون بودند و شاهزاده جئون جونگکوک جزوی از آنها بود. به آن ببر محافظ مقدس می گویند و اون مخوف ترین رازی هست که جنگل در خودش پنهان کرده!؛ **** کاپل:ویکوک ژانر:فانتزی، رمنس، اسمات نویسنده:یوهنگ
彡Helpless(Vkook)彡 by BTSJKV1
BTSJKV1
  • WpView
    Reads 6,670
  • WpVote
    Votes 388
  • WpPart
    Parts 7
彡پسری که بعد از تصادف به کما میره..وقتی بیدار میشه...تمام خاطراتش فراموش شده..تنها چیزی که یادش بوده..عاشق یک نفر بوده! +مافیایی که نقش عشق قبلی پسر بازی میکنه!彡 کاپل:ویکوک ژانر:درام/عاشقانه/اکشن/ماجراجویی وضعیت:درحال پخش روز های اپ:جمعه
Eros by Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    Reads 275,389
  • WpVote
    Votes 22,352
  • WpPart
    Parts 49
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
GOD IN DISGUISE | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 302,381
  • WpVote
    Votes 27,987
  • WpPart
    Parts 100
Disguise ⛓🥀 جونگکوک، وارث گروهِ جئون. کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرار‌های از پیش تعیین شده می‌رفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره! اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت: "من گِــــی ام!" و حالا تهیونگ، پسر سرد و بی‌احساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوست‌پسرش رو بازی می‌کرد! Couple: Taekook - Secret Genre: Smut - Comedy - Criminal Writter: YASNA Channel: V_kooki
fox by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 373,062
  • WpVote
    Votes 33,561
  • WpPart
    Parts 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، bdsm ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
Dare by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 25,515
  • WpVote
    Votes 2,956
  • WpPart
    Parts 15
[Completed] جونگکوک: من جرات رو انتخاب میکنم. تهیونگ: پس منو ببوس. جونگکوک و دوست هاش به یک کمپینگ میرن و درگیر بازی جرات و حقیقت میشن، ولی بازی بیش از حد انتظار پیش میره. Couple: Vkook Genre: romance, smut, fluff Translator: Helen___aw Writer: Innxcently
𝗜𝗳 𝘄𝗲 𝗵𝗮𝗱 𝗲𝗮𝗰𝗵 𝗼𝘁𝗵𝗲𝗿 (Vkook)  by Snowflakes_Bunny
Snowflakes_Bunny
  • WpView
    Reads 1,847
  • WpVote
    Votes 231
  • WpPart
    Parts 7
𓍯 ִֶָ ࣪𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐒𝟐 ִֶָ𓂃·• Couple : Vkook , Sope ,.... Genre : Angst, Romance, Smut, Action. Written By Kamari ───────ೋღ ღೋ─────── لحظه ای که پای مرد سیاه پوش لغزید و نزدیک بود به پایین ساختمان پرتاب شود، سنگینی عظیمی را در قلبش حس کرد. قبل اینکه باز پا به فرار بگذارد داد کشید. -وایسا، اگه ادامه بدی فقط بی گناه ها اسیب میبینن. سرش را به طرف مرد چرخاند. باز اون چشم های اشنا. نگاهش را از صورتش گرفت و به کفش های مرد داد. -چه بلایی بر سر اون افسر اومد + اگه نگرانشی، چرا داری این کار رو میکنی؟ پوزخند صدا داری زد و به صورت مرد نگاه کرد. مستقیم خیره به چشمان مردی بود که هیچوقت فکر نمیکرد روبرویش قرار بگیرد. - من یه سوال ازت دارم، تا حالا خواستی اونایی رو بکشی که قانون نسبت بهشون خیلی با ملایمت رفتار کرده؟ رگه ای از خاطرات قدیمی جلوی چشمانش رنگ میبندند. سرش سوت وحشتناکی میکشد و چنگی به موهایش می‌زند. بغضی ناشناخته به گلویش چنگ میندازد. قطره اشکی از چشمان مرد سیاه پوش به گونه اش میچکد. - اون قابل قبوله تا وقتی که تو پلیس باشی، ولی اگه من انجامش بدم تبدیل میشه به جنایت؟ مستقبم خیره به چشمای مرد نگاه میکرد. - ما عین همیم. جدا فکر کردی میتونی دستگیرم کنی؟ ماسکش رو در اورد و به زمین انداخت. - ولی ما عین همیم کیم (فصل2 فیک لا