TT
18 قصة
Merthur - How to court a servant بقلم LSTimetraveler
LSTimetraveler
  • WpView
    مقروء 163,218
  • WpVote
    صوت 6,365
  • WpPart
    فصول 13
Arthur is madly in love with his manservant, Merlin. Of course, he sucks at love in general, and have to ask his friends 6900 words
fire on fire  بقلم Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    مقروء 8,476
  • WpVote
    صوت 1,363
  • WpPart
    فصول 51
(تکمیل شده ) Is it a love? It's Not Love.......
panacea (2) بقلم Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    مقروء 4,125
  • WpVote
    صوت 730
  • WpPart
    فصول 31
(Marvel) (تکمیل شده ) زخمای روی تن آدمارو زمان درمان میکنه ولی زخمای روی قلب آدمارو فقط اونی میتونه درمان کنه که باعث ایجادش شده!
Panacea (1) بقلم Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    مقروء 4,261
  • WpVote
    صوت 548
  • WpPart
    فصول 26
(Marvel) (تکمیل شده ) این دنیا پر از آدمای بده ! -چون بد بودن راحت تر از خوب بودنه ؛ بد بودن تورو از هر راهی سریع تر به هدفت میرسونه ! تو چرا بد نیستی ؟ -من خوب نیستم ! نگفتم خوبی ...گفتم بد نیستی این دوتا باهم خیلی فرق دارن
STUCK WITH YOU بقلم fictions__kingdom
fictions__kingdom
  • WpView
    مقروء 12,233
  • WpVote
    صوت 1,758
  • WpPart
    فصول 35
عاشق شدن و عشق ورزیدن به کسی که نیمه‌گشده‌‌ی آدم باشه قطعا چیز عالی‌ایه،ولی این مورد برای استیو و باکی متفاوت‌تر از بقیه‌ی زوج‌هاست. اونا قانونا برادر هم و همچنین از هم متنفر هستند. پس این داستان عشقشون پر از ماجراهای مختلفیه.... 💛Donya💛
Snowflakes (SteveTony) بقلم stony_land
stony_land
  • WpView
    مقروء 22,529
  • WpVote
    صوت 3,155
  • WpPart
    فصول 48
دانه‌های برف...❄ دانه‌های برف داستان عشق اسطوره‌ای استیو راجرز، صاحب رستوران "آمریکا" و تونی استارک، پلی‌بوی ثروتمند و مالک کمپانی "صنایع استارک" هست که قراره توی نیویورک شکل بگیره... اون هم توی یک زمستان به یاد ماندنی و زیر دانه‌های جادویی برف... ✨👬💙💛 توجه: کاراکترها متعلق به من نیستن و به کمپانی مارول تعلق دارن.
I'll give you five|drarry بقلم AllenPotter_Malfoy
AllenPotter_Malfoy
  • WpView
    مقروء 20,033
  • WpVote
    صوت 2,586
  • WpPart
    فصول 10
روز ازدواج هری پاتره؟ آیا کسی میتونه نظرش رو تغییر بده؟ این داستان متعلق به من نیست و متعلق به @-saintdrarry هستش من فقط ترجمه میکنم ۱۰ پارت:تکمیل شده
I'm tired  بقلم nazifanfic
nazifanfic
  • WpView
    مقروء 131
  • WpVote
    صوت 22
  • WpPart
    فصول 3
#drarry
How to kiss a wizard (Persian translation) بقلم loueht91_
loueht91_
  • WpView
    مقروء 34,207
  • WpVote
    صوت 4,925
  • WpPart
    فصول 16
هری پاتر تو همه چیز خوبه.... به جز بوسیدن. وقتی فهمید روی جینی کراش داره،چه کسی بهتر از دراکو مالفوی بود که بهش مهارت بوسیدن رو یاد بده؟ Persian translation- Written by: Reasonstosmileathome Drarry fanfiction
Drarry_My Beautiful Mistake بقلم Purlpex
Purlpex
  • WpView
    مقروء 169,815
  • WpVote
    صوت 22,958
  • WpPart
    فصول 63
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی. و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه. سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه." با منو دراری همراه باشید لاوز:*