Read
37 story
Falling For the Bad Boy | L.S بقلم fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    مقروء 49,498
  • WpVote
    صوت 10,374
  • WpPart
    فصول 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
The Man  بقلم loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    مقروء 13,170
  • WpVote
    صوت 3,438
  • WpPart
    فصول 20
❌COMPLET❌ #ژانر : معمایی_رومنس #larry اون مرد تو خونه ی رو به رویی ما زندگی میکنه
Neglected  [L.S|M.Preg](Persian Translation) بقلم PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    مقروء 23,784
  • WpVote
    صوت 4,916
  • WpPart
    فصول 10
[Completed] "انقدر همه رو احمق فرض نکن. اون مال من نیست!" جایی که لویی، کسی که توی ارتش مشغول به کاره، به مدت یکسال و نیم مجبور میشه برای خدمت به کشور دیگه بره. و وقتی برمیگرده با یه سورپرایز بزرگ از طرف دوست پسر سابقش هری مواجه میشه. چیزی که به هیچ وجه نمیتونه قبولش کنه... Written by: @realtrishawrites Translated by: @mhd3_mb0odi / @LoutheGolden
Not Again? (L.S) بقلم fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    مقروء 45,220
  • WpVote
    صوت 8,251
  • WpPart
    فصول 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
Anna! Larry [ AU ] Persian  بقلم Nasim28
Nasim28
  • WpView
    مقروء 3,820
  • WpVote
    صوت 861
  • WpPart
    فصول 10
این بدن من نیست، باید اجازه بدم بره!
SIR بقلم loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    مقروء 58,998
  • WpVote
    صوت 8,092
  • WpPart
    فصول 17
❌COMPLETE❌ LOUIS TOP👑 ژانر : مافیایی_رومنس (جنسی) هری یه جوون عادی بود قبل اینکه سر از یه گروه مافیا دربیاره لرری استایلینسون
Tumblr Boy|L.S (Persian Translation) *Completed* بقلم parpar_28
parpar_28
  • WpView
    مقروء 36,842
  • WpVote
    صوت 7,152
  • WpPart
    فصول 23
هری یه تامبلر بویه که ایدلش لویی تاملینسونه. اون فقط یه فن بوی سادس تا اینکه از لویی نوتیس میگیره... . . Original Story By: @Dark_Larrie17 *Completed* - #5 in shortstory - #6 in loveislove
Baby Daddy {Larry*Mpreg*Short Story}[Persian Translation] بقلم ff_translation
ff_translation
  • WpView
    مقروء 71,364
  • WpVote
    صوت 8,174
  • WpPart
    فصول 15
"من میخوام بچه داشته باشم..." "نه،نمیخوای." هری میخواست که پدر بشه و لویی نمیخواست،اما همیشه اون اتفاقی نمیوفته که لویی میخواد. *Written by @velvetfrnk *
I am Harry  بقلم Mahi_ry
Mahi_ry
  • WpView
    مقروء 26,125
  • WpVote
    صوت 4,242
  • WpPart
    فصول 17
[completed] 5th Work هری:تو نمی فهمی چقدر سخته وقتی...سعی کنی...سعی کنی...سعی کنی...ولی نتونی...من...خخ...خیلی...سس...عی کردم
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 163,221
  • WpVote
    صوت 16,409
  • WpPart
    فصول 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.