❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌
مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت
نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁
Addicted To Your Hate
In Need For Your Fire 🔥
.
.
.
.
.
.
.
.
[ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
_عاشقم نشو
_اگه شدم
_نباید بشی
_اگه شدم
_فراموشم کن
_اگه نتونستم
_باید بتونی
_اگه نتونستم!
_باید باهاش زندگیکنی
_اگه نتونستم
_میتونی
_وقتی بهت نگاه میک نم توی چشمای قهوهایت یه دنیای دیگه وجود داره که من دارم توش زندگی میکنم. پس ازم نخواه که عاشقت نشم. چون من تو چشمای تو دارم زندگی میکنم ...
****
سال ۴۰۰۰ میلادی
شاید فکر کنید علم پیشرفت کرده
شاید فک کنید همه دیگه دارن توماه زندگی میکنن
شاید فکر کنین انسان ها از بین رفتن
یا شاید حتی دایناسورها برگشتن
اگه بخوام سال ۴۰۰۰ رو تعریف کنم بهترین تعریف براش اینه
قرنتینه
•Completed•
"قلب شکستهِ من"
میشه نری؟
میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟
میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی
دوستت دارم؟
انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری
میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی...
#1 fanfiction
COMPLETED
Ranking #1 in Fanfiction
-حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟!
+من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
" اما من نمیتونم لیام ... من نمیتونم رهات کنم "
" باید رها کنی زینم ... باید رهام کنی "
" ولی من نمیتونم لیام "
دستشو روی سینه پسر گذاشت
" من همیشه باهاتم زین "
قطره اشکی از چشمش جاری شد و اون پسر به عقب هل داد
و زین شاهد سوختن بدن لیامش وسط اتش بود
اتشی که حتی از اتش عشقشون بیشتر زبانه میکشید
و زندگیشو داخل زبانه هاش غرق میکرد
*اون سوختن تمام وجودشون داخل اتش میدید ولی کاری از دستش بر نمیومد *