شیائو جان انقدر احساساتش نسبت به ییبو را نادیده گرفت که این باز خود قلبش تصمیم به هدایتش زد😊🤦🏻♀️
آخه چطور یک تیکه از آدم جدا میشه؟!!😵
^^ کاپل : ییجان
*^* ژانر : کمدی تخیلی رومنس ریل لایف
❤❤امیدوارم دوسش داشته باشید:))❤❤
داستان یه امگ ا که به خاطر اشتباه و اجبار خانواده ی آلفای مورد علاقش همه فکر می کنن که کشته شده!
امگا خودشو از خانوادش و آلفاش دور می کنه که بعد از چند سال برگرده و ازش انتقام بگیره...
چون آلفا بهش گفته بود من نمی تونم تو رو جفت خودم بدونم چون تو نمی تونی بچه دار بشی!
اما امگا با این حجم از غم یه شاه شد...شاه امگا ها!
Omega King (OK)
داستان امگایی که پادشاه شد...
داستانی متفاوت...
از اینکه خودت باشی خجالت نکش...
در آن صورت قول سرزمینی را به تو خواهم داد که کسی تو را کمتر از یک پادشاه نخواهد شناخت.
از یک مادر امگا به پسرش❤️
.
.
.
.
.
ژانر: امگاورس، درام، عاشقانه، خانواده،اسمات
شروع: ۳ تیر ۱۴۰۰
پایان: ۱۴ مهر ۱۴۰۰
─نام فیکشن: ࿐࿔💍Grew Up To Be Your Husband
💍࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: کمدی، رومنس، فلاف
─نویسنده : Endless_infinity
─مترجم: Avy🍓🌿
─وضعیت: Full
─حتی نمیتونید تصور کنید وقتی به یه بچه قول میدین چقدر میتونه مصمم باشه.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
─نام فیکشن: ࿐࿔🌙Thief of the night🌙࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: درام، رومنـس، رازآلود
─نویسنده: ONION_PEELER
─مترجم: Hani
─وضعیت:full
─وقتی ژان در رو باز کرد، کتاب خونه خلوت و ساکت بود، نور سالن به اتاق راه پیدا کرده بود. یه جای کار می لنگید. چی روی مبل بود؟ تو نور کم نگاه سریعی به اطراف انداخت و فهمید لوری عزیـزش از روی دیوار به روی مبل منتقـل شده.
روبه سایه کرد"تو کی هستی؟ خودت رو نشون بده"
یکی از سایه ها تغییر مکان داد و بعد شیائو ژان دیگه تو اتاق تنها نبود.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
─نام فیکشن: ࿐࿔⛓MY DANGREUS HASBAND⛓࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: رمنس، اسمات، امپرگ
─نویسنده: FatumaHabuya
─مترجم: Sebastian 🐾🍓
─وضعیت: Full
─شیائو ژان یه مدرس 22 ساله اس و همینطور به عنوان سخنران انگیزشی تو خیلی از دانشگاه ها ، کالج ها ، دبیرستان های مختلف چین کار می کنه. بخاطر ظرافتـش شناخته شده است و همه دوسش دارن اما خب رازهای خاص خودش رو داره.
هیچکس خبر نداره که ژان یه مرد متأهل با یه پسر چهار ساله است.هیچکس نمیدونه همسر ژان، مدیرعامل جوون، دیوونه و منفور مجموعه شرکتهای "لان"ـه. دانشجوها و بقیه ی سخنران ها تصور میکردن که شیائو ژان یه پسر معصوم و باکره است که منتظر از راه رسیدن شریک زندگیـشه.هیچکس نمیدونه با وجود یه شوهر وسواسی ، دیوونه، حسود و دیوونه ی سکس تو خونه چه چیزهایی رو پشت سر گذاشت. با اینکه دو سال از ازدواج اونها میگذشت اما بخاطر امنیت پسر چهار سالشون، جدا از هم زندگـی میکردن.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
🎐یه کالکشن سه شاتی از کاپل وانگشیان به نام"سربندی محکمتر از رشتهی سرخ سرنوشت". 🧧
🎐𝐀𝐧𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐊𝐢𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐌𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞 ✓
🎐𝐓𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐚𝐥𝐬 𝐨𝐟 𝐃𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐁𝐥𝐢𝐬𝐬✓
🎐𝐃𝐢𝐬𝐭𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐌𝐚𝐤𝐞𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐆𝐫𝐨𝐰 𝐅𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫✓
𐀔Author: ᴛɪᴛᴀɴꜱ_ʀ_ᴜꜱ
𐀔Translator: ᴀᴠʏ
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got
─نام فیکشن: ࿐࿔⚡️Oh!My Agent⚡️࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: انگست، کمدی، رومنس
─نویسنده: Taes_gal
─مترجم: Avy 🌿🍓
─وضعیت: FULL
─ژان پرسید "واقعا عاشقمی؟ شده واسه یک بار هم قلبت رو لرزونده باشم؟حتی چند ثانیه؟" و قطره اشکی روی گونهی برجسته اس به پایین غلتید.
ییبو با لحن سرد و محکمـی جواب داد"نه!"
"تظاهر به عشـقت فقط جزئی از مأموریتت بود؟منم تو زندگیت فقط یه بخش از انجام مأموریتت بودم؟"
"آره" و این جواب ییبو برای شکستن قلب ژان کافی بود.
➖وانگ ییبو مأمور ویژه ی نیروی پلیس که اغلب اوقات به عنوان پلیس مخفـی مأموریت هاش رو به انجام می رسونه. آیا عشـقش به شیائو ژان واقعا بخشـی از مـأموریتـش بوده؟ اصلا هیچ احساسی به ژان داشت؟
شیائو ژان یه پسـر لوسی که تو پر قو بزرگ شده و بخاطر عشـق ییبو تبدیل به یه آدم دیگه شده میتونـه این حقـیقت رو بپذیره؟آیا ژان از عشقی که به ییبو داره دست میکشه؟➖
مرد با نگاه ترسناک و پوزخند شرورانه ای روی صورتـش گفت"اگه میخوای نجاتـش بدی،جون خودتـو فدا کن"
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
─نام فیکشن: ࿐࿔☂Please Don't Go!☂࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: رومنس، انگست
─نویسنده: einfach_Eileen
─مترجم: Sebastian🐾🍓
─وضعیت: FULL
─عشق اول باید زیبا باشه.اما اگه این عشق بین دو تا دوست صمیمی به وجود بیاد و ندونن که چطور باهاش کنار بیان،چه اتفاقی میفته؟
سوءتفاهماتی که رخ میده و تصمیمات اشتباهی که گرفته میشه تقریبا همه چیز رو نابود میکنه.
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
من دیگه نمیدونم باید چی بهت بگم
واقعا نمیفهمم کجارو اشتباه کردم
هرکاری میتونستم کردم اما...
دیگه نمیدونم...
واقعا نمیدونم باید چیکار کنم تا بفهمی این راهی ک داری میری تهش هیچی نیست
چرا نمیخای بفهمی داری زندگیتو نابود میکنی
هیچ آینده ای برای شما نیست
سرشو خم کرد و نگاهش به موزاییکای کف اتاق داد این سکوت معنی نداشت الان وقت حرف زدن بود پس ادامه داد
فقط میتونم همینو بهت بگم این رابطه
اسمشو هر چی میخوای بذاری عشق یا هوس
فقط یه سمه
سمی ک تمام وجودتو نابود میکنه ولی ای کاش وقتی به خودت بیای که دیر نشده باشه
کاپل : ییژان
ژانر : رمنس -بوی لاو- اسمات - انگست