جونگکوک از لحظهای که چشم باز کرد و فرق بین درست و غلط رو فهمید ، یک جمله رو بارها و بارها توی گوشش خوندن تا بهش بفهمونن که اون جفت پادشاه خونخوار این سرزمینه.
ژانر : دارک ، مافیا ، اکشن ، درام ، رومنس، مثلث عشقی
خلاصه
تمام تلاشهای پلیس وظیفهشانسی که ب رای انتقام گرفتن از مافیا حتی خودش رو طعمه میکنه، به کجا ختم خواهد شد وقتی درون تاروپود عشق اول و عشقی از جنس مافیا گرفتار شده ؟!
فیکشن امگای تاریک🖤
کاپل:کوکوی🖤
ژانر:امگاورس🖤انگست🖤ازدواج اجباری🖤اسمات🖤
نویسنده:noor🖤
برشی از داستان:
_ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من
_به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟
پایان:هپی اند🖤
بچه ها دوستش داشته باشین🖤
خلاصه داستان:
رئیس جدیدی که برای باند مافیا انتخاب شده باید طبق قوانین تعیین شده متاهل باشه!
چی میشه اگه با خدمتکار عمارتش دست به یکی کنه و یه ازدواج الکی راه بندازه...؟!
خلاصه : تهیونگ برای ادامهی تحصیل در طراحی لباس، برای دانشگاه سئول بورسیه میشه. اما چیزی که انتظارش رو نداشت استاد جدی و کمحرفیه که الگوی بزرگ دوره نوجوونیهاش بوده
جئونجونگکوک طراح مشهور و رئیس یکی از مطرحترین کمپانیهای مد آسیا و اروپا ، نهتنها استاد کلاس طراحی تهیونگه، بلکه در اولین تماس اتفاقی متوجه چیزی میشه که دنیاش رو زیر و رو میکنه - تهیونگ جفتشه
تهیونگ بیخبر از همهچیز فقط دنبال پیشرفت اما برای جونگکوک هر قدمی که بهش نزدیک میشه ، باید با احتیاط برداشته بشه چون نمیخواد امگای نارگیلی رو بترسونه
وقتی مرز بین کلاس و دفتر کار ، استاد و دانشجو کمکم تار میشه تهیونگ باید تصمیم بگیره چقدر حاضره برای رؤیاهاش بجنگه - و جونگکوک باید یاد بگیره چطور برای اولینبار از روند همیشگی زندگیش خارج شه و یک تصمیم احساسی بگیره
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯
كاپل اصلی : كوكوی
كاپل فرعی : يونمين - جنسو
ژانر : امگاورس | رمنس | کمدی | اسمات | آمپرگ
فیك چت و توییت
📲 هپیاند
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯
حقيقتا راجب روزهای آپديتش زياد مطمئن نيستم و نظرمه تند تند آپ كنم تا تموم شه. شرطی براي آپشدن پارتها نميذارم
[Complete]
"چرا تاج من زرق و برقش بیشتره؟ مگه تو شاهزاده نیستی؟"
"چون تو ماه منی، و ماه من از همه درخشان تره."
๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛ ๛
๛ ๛
جئون جونگکوک توی یک روز عادی درحالی که توی مزرعه به پدرش کمک میکرد توسط مامور های سلطنتی به کاخ برده شد
برای این که اون جفت شاهزاده بود.
༺شاهدُخت༻
جونگکوک از مَرد بودن شرمی نداشت...
اون از یک مردِ متفاوت بودن هم شرمی نداشت.
اما نمیتونست بشینه و ببینه که تک تک اعضای خانواده ش جلوی چشم هاش پر پر میشند!
پس توی دنیای لباس های پر زرق و برق و جواهرات گرون قیمت غرق شد و خودش رو به جای یک دختر جا زد و پا به قصرِ سلطنتی گذاشت... اما هیچوقت فکر نمیکرد شاهزاده ی کشورش به هویت دروغینش دل ببنده!
لعنت... اون حتی یک دختر هم نبود!
~.~
~.~.~
(⛔این فیکشن با کاپل اصلی Yoonmin هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔)
~.~
~.~.~
ژانر :
( سلطنتی-کلاسیک / رمنتیک / درام / طنز /... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ تهکوک
فرعی ◀ یونمین
~.~.~
~.~
[فیکشن الهام گرفته از سریِ Selectionـه. ولی روند داستانها هیچ شباهتی ندارند. کافیه چند پارت بخوونید تا متوجه بشید^^]
[بچه ی من معجزه است || My baby is a miracle]✨
|COMPLETE|
تهیونگ و جونگکوک چندسالیه که ازدواج کردن و زندگی فوقالعاده عاشقانه ای دارن اما وقتی تهیونگ متوجه ی علاقه ی بی حد و مرز همسر عزیزش به بچه ها میشه میتونه دست رو دست بزاره تا زندگیشون از هم بپاشه؟!
بچهی من معجزهست
کاپل:کوکوی،یونمین
ژانر:رمنس، امپرگ، فانتزی، اسمات، دراما
وضعیت:پایان یافته
فیک برای من نیست دوستان ، ترجمه ی یکی از دوستانمه و با خواست اون اینجا آپ شده🫂🌱
[Completed]
چی میشه اگه تهیونگ، کسی که برادر دوستش رو مجبور به ازدواج با خودش کرد، بعد از ازدواج متوجه بشه که همسرش یه لیتله؟
و قسمت بد ماجرا اینجا بود که تهیونگ شدیدا از لیتلبودنِ جونگکوک متنفره.
═────•⊱𖣔⊰•────═
•کـاپـل: VKOOK
•کـاپـل فـرعـی: JINMIN
•ژانــر: امگاورس، لیتل اسپیس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات، امپرگ.
•نــویـسـنــده: Mooni