💜
123 stories
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 431,608
  • WpVote
    Votes 67,434
  • WpPart
    Parts 57
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
Red Rose| Vkook  by kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Reads 8,262
  • WpVote
    Votes 1,032
  • WpPart
    Parts 14
☆ جونگکوک پسری بی حاشیه که زندگی نرمالی داشت و به همراه رفیق صمیمیش کافه ای دست و پا کرده بودن و اونجا مشغول به کار بودن اما یه شب وقتی از سر کار به خونه برمیگرده چیزی انتظارش رو میکشید که پسر حتی بهش فکر هم نکرده بود..یه گل رز قرمز روی کانتر خونش و اون لحظه بود که فهمید کسی داره تماشاش میکنه.. ~𝗡𝗮𝗺𝗲: #RedRose - چهارشنبه ها ~𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:Taekook ~𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:Dark romance,drama,Thriller, Smut
Extinct | namjin by artonis02
artonis02
  • WpView
    Reads 98,665
  • WpVote
    Votes 13,656
  • WpPart
    Parts 83
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
je t'aimerai encore  by Bora444
Bora444
  • WpView
    Reads 6,591
  • WpVote
    Votes 809
  • WpPart
    Parts 23
این اولین فیکشن من توی واتپده؛ امیدوارم این فیکشن رو دوست داشته باشید . فیکشنی غم انگیزه ولی من برای نوشتنش زمان زیادی و همچنین احساسات زیادی صرف کرده ---------------- کیم تهیونگ و جعون جونگ کوک دو پسر جوان که دیوانه وار همو دوست دارن اما توی زمان و مکان و همچنین توی بدنی اشتباه عاشق هم میشن ولی سر انجام این عشق چی خواهد بود؟
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 67,493
  • WpVote
    Votes 7,213
  • WpPart
    Parts 67
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 478,311
  • WpVote
    Votes 61,835
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
The curse of death  by aLexander__83
aLexander__83
  • WpView
    Reads 13,056
  • WpVote
    Votes 1,875
  • WpPart
    Parts 24
چی میشه اگه تهیونگ یه خونه متروکه بخره که خیلی عجیب و ترسناکه؟! و چی میشه اگه جونگ کوک صاحب این خونه عجیب و ترسناکه که هزار سال بیشتر عمرشه؟! ژانر ترسناک ،معمایی عاشقانه، اسمات، خون آشامی کاپل کوکوی
QUERENCIA || VK by BooraJk1
BooraJk1
  • WpView
    Reads 4,497
  • WpVote
    Votes 559
  • WpPart
    Parts 49
باغچه‌ای سرشار از رزهایی خشک‌شده؛ با مردی در تمنای دوباره نفس‌کشیدن عطر رز! _کرنسیا درواقع همون آغوش‌های منتظر و بی‌صاحب‌مونده، بودن. _آغوش کرنسیای تو هیچ‌وقت بی‌صاحب نمی‌مونه. قول میدم. _تو هیچ‌وقت سر قول‌هات نمی‌مونی. جئون جونگ‌کوک معصومی که برای بی‌رحم‌شدن شکنجه می‌شد، فکرش رو نمی‌کرد که تهیونگ، اون پسر سرخدمتکار عمارت که همیشه ناجی زخم‌هاش بود درست توی اوج درد، ترکش کنه! "راه نجات از جایی شروع می‌شه که باور می‌کنی ناجی مرده؛ اما باور من از مکان امنم، هنوز هم آغوش تو بود." و حالا بعد از پنج سال کیم تهیونگ با شروع قتل‌های زنجیره‌ای عجیبی، به‌عنوان کاراگاه به کره برمی‌گرده اما با یک جونگ‌کوک متفاوت مواجه می‌شه! جونگ‌کوکی که قلبش رو از سینه بیرون کشیده بود و دیگه علاقه‌ای به رنگ‌ها نداشت. _حتی می‌تونم قسم بخورم برات... _ادامه نده، بسه... _به چشم‌هات، به رنگ‌هات، به روح زخمیت قسم می‌خورم باید می‌رفتم تا نبینی خرد شدنمو، جونگ‌کوک. اما رازهای نهفته بین‌ پیچ‌وخم دیوار گذشته، فراتر از چیزی بود که تصور می‌شد. _اگه من ماه باشم، پس تو چی میشی؟ _تماشاچی تو! ┆Name: Querencia | کِـرِنسـیا ┆Couple: Vkook, Secret ┆Gener: Romance, Angst, Smut, Action, Criminal ┆Up: هر روز تا وقتی به پارت‌های آپ‌شده در تلگرام برسه
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 29,797
  • WpVote
    Votes 3,615
  • WpPart
    Parts 15
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon