KAFTAR.
90 stories
Good omens 3 by lornya
lornya
  • WpView
    Reads 3,689
  • WpVote
    Votes 756
  • WpPart
    Parts 19
همه فکر می‌کردن آخرین باری که ازرافیل و کرولی همو دیدن همون لحظه‌ایه که ازرافیل برای همیشه از زمین رفت، ولی این لحظه هیچوقت اخرین دیدار اونا نبود. وقتی کرولی متوجه‌ی تغییرات داستان شد، تازه فهمید پایانش کجاست. ** اسپویل فصل دو☆ شیپ: ازرافیل و کرولی ((Good omens))
Rapture (New Version Available On My Profile!) by athenamaddox
athenamaddox
  • WpView
    Reads 616,978
  • WpVote
    Votes 20,790
  • WpPart
    Parts 36
When Finn wakes up on a pirate ship with no memory, the last thing he expects is to get involved with the dangerous and alluring Captain North. ***** Stuck on a notorious pirate ship with no memories and an injured foot, Finn is as sure of his future as he is his past. Fate has set him in the path of the lawless Imo Gen crew. Finn can't remember how he got there or why, but what he does know is that Captain North saved his life, and he might just be the most handsome man he's ever met. Things get even more dangerous when he discovers that he has a very expensive bounty placed for his capture-and he's not the only one who knows about it. Captain North's brother is looking for Finn with orders from the nobility, but as far as Captain North is concerned, Finn is his, and no one, not even his brother, can take that from him. [Ver. I]
moi de ton rêve by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 1,895
  • WpVote
    Votes 486
  • WpPart
    Parts 12
{کامل شده} [من از رویای تو] -حالا توی این رویاهات...من رو چه شکلی میبینی؟ +یه پیرمرد احمق. یک بعد از ظهر پاییزی، یک پارک کوچیک، یک تاب چهارنفره، دو نفر، چند جمله.
اردیبهشتِ سوخته. by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 749
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 7
[کامل شده] "اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ زمانی بود که لای کتاب جلد سفیدش یک عکس سیاه و سفید نگه میداشت" خلاصه ی کتاب: دو دوست قدیمی، یکی با سری پر از سودا و دیگری با قلبی پر از عشق به هنر. اتفاقات دست به دست هم میدن، کوچه های خاکی و رنگ‌پریده ی اصفهان شاهد ذره های فیروزه ای رنگ احساسات اون دو نفرن. اما پایان داستان به چه رنگی رغم میخوره؟ [فنفیکشن نیست. محل وقوع: ایران دهه ی پنجاه شمسی]
Nightcall by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 3,504
  • WpVote
    Votes 451
  • WpPart
    Parts 22
[Narusasu] سال هاست که آرامش کونوها رو زیر سایه ی هوکاگه هفتم فرا گرفته. ارامشی که کمی بیش از حد بوی سکوت میده. ولی بین این سکوت و سکون چه جنشبی دیده میشه؟ "عشق، خانواده ی من رو نفرین کرده"
𝐍𝐮𝐦𝐛 by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 3,323
  • WpVote
    Votes 820
  • WpPart
    Parts 9
{کامل شده} داستانی کوتاه از رابطه ی دو پسر. یکی از اونها متحمل درد و رنج جسمی و روحی بسیاریه، و دیگری متحملِ عشق به اونه. برشی از کتاب: "شاید توی زندگی بعدی تونستم نجاتت بدم. شایدم توی همین یکی، ولی با یه زندگی دیگه!" *𝐖𝐞𝐥𝐥, 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐲𝐨𝐮'𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐨𝐧𝐞 𝐁𝐮𝐭 𝐈'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐨𝐧𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐧𝐞𝐞𝐝𝐞𝐝 𝐬𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠 '𝐂𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐈𝐭'𝐬 𝐡𝐚𝐫𝐝 𝐭𝐨 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐨𝐧𝐞 𝐨𝐟 𝐮𝐬 𝐢𝐬 𝐜𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠... 𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐧𝐨𝐭 𝐚 𝐟𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
زنان کوچک _  لوییزا می الکات by Sara0nii
Sara0nii
  • WpView
    Reads 117
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 3
little woman _ Louisa May Alcott هر دوشنبه آپ میشود
دزیره  1 ,2            آن ماری سلینکو by Sara0nii
Sara0nii
  • WpView
    Reads 3,426
  • WpVote
    Votes 187
  • WpPart
    Parts 37
هر یکشنبه آپ می‌شود رمان: دزیره نویسنده : آن ماری سلینکو فصل اول و دوم
بلندیهای بادگیر     Wuthering Heights by Sara0nii
Sara0nii
  • WpView
    Reads 636
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 16
بلندیهای بادگیر Wuthering Heights امیلی برونته Emily Bronte عشق، همیشه یک تجربه ی شادمانه نیست. و آنهایی که عاشق یکدیگرند، همیشه با هم، به نرمی و ملاطفت رفتار نمیکنند.
قلعه حیوانات _ جورج اورول  by Sara0nii
Sara0nii
  • WpView
    Reads 543
  • WpVote
    Votes 53
  • WpPart
    Parts 10
Animal farm _ George Orwell