«ازم متنفر نبودن، اما دوستمم نداشتن. "خوش اومدن" همون نداشتن نفرته، فقط همین، نه بیشتر! همیشه دورم شلوغ بود اما هیچوقت... وقتی که بهشون نیاز داشتم کنارم نبودن، حتی تو! دنیل دلقکه، دلقک هم مگه ناراحت میشه؟ میگی نقش بازی میکنم، مگه خودت این کارو نمیکنی؟ مگه خودت... همونی نیست که کل سعیشو میکنی عاقل و خشک به نظر بیاد؟ من نقش بازی میکردم تا دوستم داشته باشن، تا دوستم داشته باشی... چون هر دفعه توی نقشم نبودم، بیشتر پسم میزدی... فقط تو هم نه، همه!»
نیک، نویسندهای منزویایه که سالهاست آثارش به اسم معشوقش دنیل به چاپ میرسن. دنیلی که انگار به چیزی اهمیت نمیده، حتی به تعهد و به کارهایی کشیده شده که بودنش با نیک رو غیرممکن میکنن.
رابطهای که با عشق شروع شده الان به بنبست رسیده. با اینکه هر دو هنوز هم رو دوست دارن، اما احساساتشون با حسهایی آمیخته شده و کارهایی کردن که با هم بودنشون رو سخت میکنه و اونها رو به راههایی میکشونه که حتی زنده بودنشون رو هم به چالش میکشه.
این داستان رو دو روزه و بیپلات تموم کردم، اما بعد از نوشتن ایدهش توی ذهنم کامل شد و پارتهای جداگانه ازش نوشتم و میخوام رمانش میکنم، برای همین ممکنه بعضی از قسمتها یکم گنگ باشه. ولی خیلی خوشحال میشم اگر ب
🔸️مقدمه:
قصه، قصه ی مردیه ک تو هزارتوی زندگیش گم شده... خلافکاری سخت گیر که همه از اسمش میترسن...
و خلافکار داستان ما هدفِ گالف کاناووت سرگرد دادگستری میشه و تمام زندگی شو میزاره تا بتونه اونو دستگیر کنه...
و چی میشه اگر زندانی داستان عاشق زندان بانش بشه؟
تقاص این عشق اشتباه چی میتونه باشه؟...
📌 وضعیت : پایان یافته
"بادیگارد من"
پلیس تایلند همیشه به دنبال
بزرگترین باند مافیایی تایلند هست ،
بلاخره فرصتی پیش میاد که
رئیس این باند دستگیر بشه !
چه اتفاقی میوفته که نیروی مخفی پلیس ،
داخل این باند جذب پسر رئیس باند مافیا بشه؟ ...
📌 وضعیت : پایان یافته
◾ مقدمه:
پسر کوچولو ! این یه جنگ عادلانهست... خودت انتخابش کردی !
به من نگاه کن... میخوام ترس تو چشماتو ببینم !
مهره های شطرنج منتظرتن...
راجب حرکت بعدیت فکر کردی؟ هر حرکت اشتباه تو رو یه قدم به مرگت نزدیک تر میکنه...!
📌 وضعیت : پایان یافته
آقای B بی توجه (کامل شده) 🐺🌤
زندگی بتای معمولی ای به اسم جئون جونگ کوک توسط یه امگا به کل زیر و رو میشه!
اون کیه که فقط آقای بی نمیشناستش؟
─── ・ 。゚❂: *.🌤.* :❂゚。・ ───
⋮🐺🌤𝗪𝗲𝗯𝘁𝗼𝗼𝗻 𝗡𝗮𝗺𝗲 ⇒ آقای بی بی توجه
⋮🐺🌤𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 ⇒ کوکوی
⋮🐺🌤𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 ⇒ امگاورس، اسمات، یائویی، کمدی
⋮🐺🌤𝗘𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿 & 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗼𝗿 ⇒ یسول کیم
⋮🐺🌤𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁 & 𝗘𝗻𝗱 𝗗𝗮𝘁𝗲 ⇒ 30 May 2021 ~ 2 Sep 2021
برف کبود
من فقط داشتم زندگیم رو می کردم ، همون زندگی غیر معمولم رو معمولی
ادامه می دادم ،همه چی عادی بود تا اینکه اون شب اون در لعنتی رو باز کردم
اه کاش هیچ وقت اون در لعنتیی رو باز نمی کردم و باهات آشنا نمی شدم ،تو قرار بود یه دختر معمولی باشی یکی که فقط یه شب تو یه
پارتی باهاش می خوابم و تمام نه کسی که عاشقش بشم
کاش همون موقع که به تهش رسیده بودیم رابطمون رو تموم می کردم همون موقع که هنوز چیزی واسه از دست دادن داشتم
هیچی از اون رابطه درست یادم نمیاد انگار که خواب بودم یا بیهوش
شاید هم همش فقط یه توهم بود یه توهم قشنگ
کاش یه بار می تونستم داستانمون رو از زبون تو بشنوم
..شاید هیچی از این رابطه درست نفهمیده باشم ولی مطمئنم قرار نبود عشق زندگیم یه هرزه باشه
══════════════════
❖عنوان: The Last Man on Earth
آخرین مَردِ روی زمین
❖کشور: #چین
❖نوع: [#GB][#Novel][#Oneshot]
❖ژانرها: [#Protagonist][#Male][#Dark][#Curses]
══════════════════
✦مترجم: 𝑬𝒍𝒊
✦ویراستار: 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝑻𝒓𝒆𝒆
══════════════════
خلاصه: پس از پایان جهان، آخرین مرد زمین در خانهاش نسشته بود که کسی در را زد....
══════════════════
══════════════════
❖عنوان: Heard I'm a Hero
شنیدم که من یک دلاورم
❖کشور: #چین
❖نوع: [#BL][#Novel][#Oneshot]
❖ژانرها: [#ShounenAi] [#Fantasy] [#Comedy] [#Adventure]
══════════════════
✦مترجم: 𝑬𝒍𝒊
══════════════════
خلاصه: یه داستان کوتاه و احمقانه درباره قهرمانی که شاه شیطانی رو شکست داد....
══════════════════