Done!
61 قصة
 𝐁𝐀𝐍𝐊𝐄𝐑 {𝐯𝐤} بقلم Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    قراءات 240,999
  • WpVote
    تصويتات 29,511
  • WpPart
    فصول 47
{Completed} اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگر اینکه با خواسته شون موافقت کنم. زمین زدن قدرتمندترین آلفای سئول. کیم تهیونگ! مرد الفایی که همه جا توسط گارد امنیتی اش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی بوسال کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین آلفای کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه. بنابراین به عنوان یه امگا غیرممکنه که بتونم تنهایی اونو از پا دربیارم. اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم. اینکه به تختخواب تهیونگ راه پیدا کنم... و اونجا بمونم ! ♡____________________♡ Couple :: Vkook Jenre :: omegaverse, smut, mafia, criminal, romance♥️ Up time :: سه فصل اتمام یافته طراحی پوستر از :: @zhiizhou 🌹ترجمه و بازگردانی رمان " بانکدار " از پنه لوپه اسکای 💋
+21 أكثر
𝗧𝗶𝗴𝗿𝗶𝗱𝗶𝗮 ᵛᵉʳˢ بقلم yelital
yelital
  • WpView
    قراءات 430,947
  • WpVote
    تصويتات 49,082
  • WpPart
    فصول 73
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت می‌کرد. اما در باطن روی انسان‌ها آزمایشاتی انجام می‌داد و با تزریق ژن و هورمون‌های حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت. در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد! یک دختر... یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠: - تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غم‌هات رو با قلبم به آغوش می‌کشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم می‌خورم تا ابد عاشقت باشم. 𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡 - بهم نگاه کن! منو می‌بینی؟ من با همین دست‌هام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت می‌کنم~ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
Love You So Bad | VKOOK - YOONMIN بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    قراءات 690,469
  • WpVote
    تصويتات 57,613
  • WpPart
    فصول 76
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑺𝒐 𝑩𝒂𝒅 - بدجوری دوستت دارم قسمتی از فیک: تمام انگیزه ام از اومدن به این کتابفروشی فقط دیدن اون صورت بینهایت جذابشه ...وقتی رو به قفسه ها می ایسته و کتابهارو مرتب میچینه، وقتی پشت میزش میشینه و با نگاه فوق‌العاده اش بهم نگاه میکنه و قیمت کتاب رو میگه .. زمانی که با اون لبخند لعنتیش من رو مخاطب قرار میده "مهمون من باش. " دلم میخواد دستم رو به گردنش برسونم و جلو بکشم، بعد با تموم وجودم ببوسمش ...اما ..درست نیست ..عشق من درست نیست .... من عاشق همجنس خودم شدم ..مرد جذابی که سیزده سال از خودم بزرگتره و دوماهی میشه کتابفروشیِ نزدیک مدرسه ام رو خریده و الان اونجا کار میکنه .... •Genre: Slice of life, Romance, Smut, Angst Couple: Vkook, Yoonmin Writer: RÊVE
NOAH | VKOOK بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    قراءات 239,851
  • WpVote
    تصويتات 21,038
  • WpPart
    فصول 54
Noah ❄ "لب‌هایم بوی دروغ میداد. اما تو کنار گوشم زمزمه کردی: باران را برقص! نگاه را بوسه بزن، خواب و رویا را نقاشی بکش... انگار که وظیفه‌ات، تنها شیفتگی بود!" writer: Olda couple: Vkook Genre: Drama, Romance slice of life, smut, sport
+16 أكثر
Petals and Ink [Yoonmin] بقلم TheNelin
TheNelin
  • WpView
    قراءات 49,105
  • WpVote
    تصويتات 5,789
  • WpPart
    فصول 18
「Petals and Ink 🥀」 𖦹 Yoonmin and Kookv 𖦹 Romance, Fluff, Fantasy, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: SugarandMint جیمین؛ پسری با لبخند نفس‌گیر، پسری که با گل‌ها حرف می‌زد. پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد. برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسه‌ی سینه‌ش بیرون می‌زد و به نوک انگشت‌های دست و پاش می‌رسید، گیجش می‌کرد، نفس‌ کشیدن رو براش دشوار می‌کرد! این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمی‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و نمی‌دونست چی در انتظارشونه. فقط میدونست همه‌ی این‌ها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو می‌ترسوند. چون یونگی همه‌ی بدی‌ها رو چشیده و بهشون عادت کرده بود.
My Only One بقلم HMNLVR
HMNLVR
  • WpView
    قراءات 1,850,580
  • WpVote
    تصويتات 64,961
  • WpPart
    فصول 49
My love is an oath, if I can't marry you in this life, I will marry you in heavens. Even death will not do us apart.
Appa (KookV) بقلم NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    قراءات 294,588
  • WpVote
    تصويتات 25,758
  • WpPart
    فصول 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
GaStraight بقلم KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    قراءات 31,777
  • WpVote
    تصويتات 3,911
  • WpPart
    فصول 7
زندگی جونگ‌کوک تا قبل از پیاده شدن کیم تهیونگ از اون هواپیمای کذایی، معنای واقعی کلمه‌ی «ایده‌آل» بود. یعنی درست قبل از اینکه مجبور بشه مابین اونهمه درس و دوندگی برای پروژه‌ی دکتریش، میزبانی تهیونگی رو بکنه که معتقد بود پشت آفرینشش هدفی جز پرستش و به فاک دادن جئون جونگ‌کوک وجود نداره. به فاک دادن کی؟ جئون جونگ‌کوکی که به استریت بودن خودش بیش‌تر از تاریک بودن شب‌ها باور داشت. ‌ ‌*** - بعضی وقتا حس می‌کنم بهم آلرژی داری که این‌جوری ازم در می‌ری. جونگ‌کوک برای خودش چای ریخت و در همون حال با آرامش جواب داد: - ندارم. - پس چرا بهم نمی‌دی؟ ‌ ‌🦖🐰🦖🐰🦖🐰🦖 Couple: VKook Genre: Fluff, Romance, Smut Written By: Kuro
+1 أكثر
Along the Seine River | Vkook | Completed  بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    قراءات 425,767
  • WpVote
    تصويتات 56,942
  • WpPart
    فصول 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
+20 أكثر
Don't tell me strange | Vkook بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    قراءات 172,875
  • WpVote
    تصويتات 23,496
  • WpPart
    فصول 36
#فیک اتمام یافته# + من عجیب و غریب نیستم . _ چرا تهیونگ تو عجیبی برای همینه که عاشقتم چون تو عجیب و غریب ترین آدمی هستی که تا حالا توی عمرم دیدم. Don't tell me strange Wr: Sara Main Couple: Vkook Genre: Romance. Angst.