Army82084's Reading List
98 stories
Taste Like Honey by BTS7_MK
BTS7_MK
  • WpView
    Reads 268,393
  • WpVote
    Votes 29,750
  • WpPart
    Parts 35
رئیس مافیا یه پرستار جدید برای تنها دخترش به عمارت میاره... چی میشه اگه این پرستار جذاب و خواستنی هوش از سر این رئیس خشن و جدی بپرونه؟!
another world by tari_strawberry
tari_strawberry
  • WpView
    Reads 85,552
  • WpVote
    Votes 7,571
  • WpPart
    Parts 24
گاهی باید وارد یه دنیای دیگه بشین خدای جدید دنیاتون رو پیدا کنین و با تمام وجود بپرستیدش چه زندگیت مثل کیم تهیونگ پولدار باشه که عشقش و تمام زندگیش به دلایل مسخره ولش کرده و نابود شده چ جای پارک جیمین با یه زندگی ساده باشی ک در عذاب وجدان اتفاقیه ک برای پارتنرش افتاده و خودشو مقصر میدونه و یا چه جای جئون جونگکوک که به خاطر گیر افتادن بین دو عشق.. به جای تلاش کردن برای بدست آوردم هردو.. اونهارو ترک کرده ولی هر کدومشون دنیای جدیدشون رو پیدا کردن دنیایی که موسیقی پخش شده توی خیابوناش نجواهای دوستت دارم بود و شیرین ترین مزه دنیا براشون طعم لبای همدیگه بود... کاپل اصلی: ویکوکمین کاپل های فرعی: ویکوک.. هوپمین Genre:Daddyking_fluff_smut_BDSM(زیاد نیست) #1vkookmin @tari_muchi
you're our boy / Vkookmin by mniaten
mniaten
  • WpView
    Reads 121,098
  • WpVote
    Votes 9,543
  • WpPart
    Parts 50
کاپل : ویکوکمین / تریسام / کوکمین / ویمین خلاصه : جئون جانگکوک پسر شَر و دردسر ساز رئیس جمهور بزرگ و قدرتمند کره‌ست . ولی خب این پدر و پسر هیچ وقت ابشون با هم تو یه جوب نرفته درمقابل پارک جیمین وکیل حرفه‌ای و همه‌چیز تمومه رئیس جمهور (پدر جانگکوک) هست که توجه کوک شدیداً بهش جلب میشه و اما کیم تهیونگ....پسر جذاب و دوست داشتنی و به ظاهر نجیب (از داخل یه شیطان واقعیه!) که پسر عموی ناتنی کوک هست و قراره توی مسیر زدن مخ جیمین با کوک همراه بشه بخشی از بوک: بفهم چی میگی تهیونگ ! اون هر کسی نیییست! اون جئون جیمینه اون کیم جیمینه پسر منه و همینطور پسرِ توئه لعنتی! اون...هرکسی....نیییست! کاپل دوم یونگی و جونگ گیو(برادر کیم تهیونگه) (ددی/لیتل بوی هست رابطشون) کاپل سوم هم نامجینه(رابطشونs/m هست...یعنی سادیسم و مازوخیسم) توجه کنید : داستان پر از اسمات و چپترای هات و خیس هست اگه دوست ندارید میتونید کنارش بگذارید ❤
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° by ZahraAmini4
ZahraAmini4
  • WpView
    Reads 109,979
  • WpVote
    Votes 10,300
  • WpPart
    Parts 64
سون سام 🌌 در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بی‌رحم خرید و فروش می‌شوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف می‌شوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونی‌اش، توجه نامجون را جلب می‌کند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، می‌جنگد.
 ☽  نیلوفر آبی  ☽ by sooah7bts
sooah7bts
  • WpView
    Reads 46,010
  • WpVote
    Votes 5,581
  • WpPart
    Parts 86
نیلوفر آبی 🌟☂️ پایان فصل اول☂️🌟 🌟💜پایان فصل دوم💜🌟 افسانه هایی وجود داره ک میگه موجودی از رابطه ای ممنوعه بدنیا میاد،با قدرت های تمام موجودات جهان با نفرین های نامعلوم و سرنوشتی نا معلوم تر عایا این همه سختی حقشه؟ این همه دست آورد توی زندگیش چی،حقشه؟ اون این زندگیو میخواست؟ ولی هیچوقت که ازت نمیپرسن که عایا میخوای اینی که هستی باشی یا نه،مگه نه؟ فرار کنم یا بمونم بجنگم برای نفس کشیدن؟ کاپل اصلی»»»فورسام»»»یونمینویکوک💜 (یونمین☂️ویمین☂️کوکمین) (تهکوک☔️تهگی☔️یونکوک) کاپل فرعی»»»نامجین» و «هیونلیکس»....... فعلا بزاریم مخفی بمونه ....هوم؟سوپرایزه😉💜 ژانر »»» فورسام » اسمات»عاشقانه » امگاورس » ومپایر » فانتزی » امپرگ » انگست » افسانه ای » کمدی » سوپر نچرال #هپی_اند💜🫂
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 580,641
  • WpVote
    Votes 60,474
  • WpPart
    Parts 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
life again by Yuri_56555
Yuri_56555
  • WpView
    Reads 9,639
  • WpVote
    Votes 907
  • WpPart
    Parts 14
فصل دوم فیک disaster life شاهد ادامه ماجرا ها هستیم
نطفه‌ی شیطان  by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 63,193
  • WpVote
    Votes 8,325
  • WpPart
    Parts 33
جادوگر گفته بود: اگر خواهرش می‌خواهد باردار شود، باید هفت شب متوالی، درست از ساعت یک بامداد تا پیش از طلوع آفتاب، زیر بزرگ‌ترین درخت جنگل بنشیند؛ با لباسی کاملاً سفید، تمیز و زیبا... مثل لباس عروس. : تو می‌خوای بچه‌دار شی، به من چه! : تهیونگا، خواهش می‌کنم... گفته شوهرم نباید همراهم باشه. تنها می‌ترسم. : حتی فکرشم نکن! اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد... اگر تهیونگ، اشتباهی و بی‌خبر، زیر آن درخت می‌نشست چه می‌شد؟ جنی که از اعماق تاریکی ها احضار شده بود، نمی‌دانست «عروسی که قرار بود کودکش رو حمل کند» ان پسر نیست،نطفه‌ی شیطان در شکم کسی کاشته شد که نباید.... _________________ kookv
The Real Omega by rina_v17
rina_v17
  • WpView
    Reads 50,362
  • WpVote
    Votes 5,949
  • WpPart
    Parts 9
جئون جونگ کوک و جئون جونگهیون دو آلفای حقیقی که پسرخاله و جفت هم هستند و به دنبال امگایی که قراره جفت سومشون باشه میگردن. کیم تهیونگ امگایی که زندگی سختی داره و معتقده هیچکس تو دنیا دوسش نداره و مطمئنه اگر روزی الفاش رو ببینه اون مثل بقیه ردش میکنه. چی میشه اگه تهیونگ به جای یه الفا ، دو تا الفا پیدا کنه که عمیقا دوسش دارن ؟ _ تکالیفت رو انجام دادی ته ؟ تهیونگ لبش رو گاز گرفت و با صدای آرومی لب زد : _ ن..نه ددی _ چرا ؟ _ چون داشتم کارتون میدیدم _ میدونی کار بدی کردی هوم ؟ _ ب..بله ددی _ و پسرای بد چی میشن ؟ _ ت..تنبیه میشن ژانر : امگاورس ، کمدی ، ددی کینک ، مدرسه ای ، تریسام ، اسمات زمان آپ : جمعه
زندگی در دنیای زیرین by alikaX860
alikaX860
  • WpView
    Reads 1,116
  • WpVote
    Votes 234
  • WpPart
    Parts 6
☼︎° داستان از جایی شروع شد ک بیون بکهیون امگایی ک بر خلاف هم سن و سال های خودش تو سختی و رنج به سر می بره به پیشنهاد دوستش وارد سازمانی میشه که هیچ اصلاعاتی در موردش نداره ▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪°▪° خ..خواهش..میکنم...ق..قول..میدم..دیگه..اذیتت نکنم...ف..فقد نزار بهم نزدیک بشه.... اما پسر بزرگتر میخواست ترس رو تو چشمای بانی کوچیکش ببینه، و چی بهتر از اینکه تا لب پرتگاه ببرتش و برگردوندش تو بغل خودش؟ کاپل | چانبک ، هونهان ، کایسو ، کریسهو