Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
PanTA_RM7's Reading List
4 stories
ˢ ᴬ ᶜ ᴿ ᴵ ᶠ ᴵ ᶜ ᴱ || ⱽ ᴷ ᴼ ᴼ ᴷ  by dunkle_welt
dunkle_welt
  • WpView
    Reads 1,186
  • WpVote
    Votes 170
  • WpPart
    Parts 14
◇◇ قربانی ◇◇ "تاحالا جنگل نرفتم ولی اینجا خیلی مثل جنگلایی که توی فیلماست میمونه. اسمون صاف و ماه کامل و صدای جیرجیرک ...تاحالا جنگل رو از نزدیک دیدی؟" "نه ولی شنیدم شبای جنگل مثل لالایی مامانا میمونه. بهت حس ارامش و امنیت میده ... " ●° روز های اپ: پنجشنبه ها °● ●° کاپل: ویکوک°● ●° ژانر: اکشن،انگست، فلاف °●. ✒فیکشن ترجمه ای (no going back)
Imoogi (ایموگی) by Shadoo666
Shadoo666
  • WpView
    Reads 12,627
  • WpVote
    Votes 2,379
  • WpPart
    Parts 18
جئون جونگکوک به اجبار تربیت شده برای جانشینی و همین باعث شده اون تبدیل به آدمی بی احساس بشه. کیم تهیونگ پسری رها و متنفر از حرفه ی خانوادگیش به اجبار وارد زندگی جونگکوک میشه. عشق آتشینی بینشون بوجود نمیاد اما علاقه ی اونها بقدری قوی میشه که جونگکوکی که به هیچکس رحم نمیکنه تا پای جونش از تهیونگ مواظبت میکنه. - هر انسانی برای قدرت، ثروت و شهوت حریصه. هر کدوم رو که قوی تر کنی بقیه ضعیف میشن. من شهوت رو کشتم تا قدرت و ثروتم قوی بشه + پس ما مکمل همیم... چون من قدرت و ثروت رو ول کردم و فقط چسبیدم به شهوت کاپل : کوکوی ژانر : اکشن ، جنایی ، عاشقانه ، اسمات تذکر : در این داستان اتفاقاتی همچون قتل، تجاوز، مصرف مواد و شکنجه وجود دارد.
handicapé || taekook  by meli19952000
meli19952000
  • WpView
    Reads 413,333
  • WpVote
    Votes 65,116
  • WpPart
    Parts 43
~Completed~ (texting,real life) تهیونگ : چند وقته معلولی؟ (21:15) *دیده شد* جونگ کوک در حال تایپ کردن.... تهیونگ : چرا دیر تایپ میکنی؟ (21:17) هااا ببخشید ، دستت معلوله مگه‌نه d:؟ (21:18) Translating by : @meli19952000 Original story by : @hopefordark و خود من نصف به بعد داستان رو نوشتم و تغییر دادم تا بیشتر لذت ببرین و عادلانه باشه♡
Start Happiness by Shadoo666
Shadoo666
  • WpView
    Reads 20,640
  • WpVote
    Votes 4,360
  • WpPart
    Parts 33
Start Happiness( شروع شادی ) [پایان یافته] خلاصه: جئون جونگ کوک کسی که توی زندگیش اتفاقات ناگوار زیادی افتاده حالا با ورود کیم تهیونگ به زندگی اش قراره روزای خوبی رو تجربه کنه و قلب سردش دوباره گرم بشه . اما ظاهرا اون گذشته لعنتی هنوز دست از سرش برنداشته و قراره که نزاره اون دوتا یه شروع خوب رو داشته باشن. بخشی از داستان: با دیدن برگه ی یادداشتی که روی آینه چسبیده شده بود سر جایش ایستاد. نترسید اما احساس ضعف در پاهایش داشت. صحنه هایی از گذشته از جلوی چشمش رد میشدند و قلبش را به درد می آوردند. به سختی پاهایش را حرکت داد و به سمت آینه قدی کنار دیوار رفت. بدون برداشتن برگه متنش را خواند. " کوکی من میدونی که چقدر دلتنگتم مگه نه؟ من همیشه کنارتم عزیزم بزودی میبینمت" کاپل ها: کوکوی، یونمین، نامجین، هوسوک و سون ها ژانر: عاشقانه، روزمره، اسمات، کمی خشن