- میشه یه ویولن بهم بدین؟
- چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟
- چون دارم میمیرم ویولن میخوام.
******
- بهت گفتم اوپا صداش نکن
- من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون!
******
- انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود.
- میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟
- درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد.
****
ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤
کاپل: کوکوی
#فیک اتمام یافته#
+ من عجیب و غریب نیستم .
_ چرا تهیونگ تو عجیبی برای همینه که عاشقتم
چون تو عجیب و غریب ترین آدمی هستی که تا حالا توی عمرم دیدم.
Don't tell me strange
Wr: Sara
Main Couple: Vkook
Genre: Romance. Angst.
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره.
پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟
~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~
ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غمانگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️
روز های عاپ: پنجشنبه
وضعیت: تکمیل🫧
Start : 2 / 6 / 1402
End : 15 / 9 / 1403
رنگ ها🎨
دل بستن به کسی که تمام شهر دلدادهی اون بودند آسون نبود...
پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود!
دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت میخورد، رد بدن برهنهاش رو روی بومهای سفید به جا میگذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدنهای برهنه و رنگی دعوت میکرد.
" امشب اینطوری با من میرقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨
writer: @Moonlike_Rmy
couple: Vkook - Hopemin
Genre: Secret
𓂃𝐌𝐀𝐌𝐌𝐀𝐓𝐔𝐒𓍯
تهیونگ طرد شده بود، به عنوان روانپزشکِ برجسته و جوانی که سالها قبل معشوقهی هم جنس خودش رو به قتل رسوند طرد شده بود... نه خانوادهای داشت، نه دوست و نه هم خونهای.
فقط و فقط به موسسهی رواندرمانیاش میرفت و مشغول کار میشد، قسم خورده بود دربهای قلبش رو به روی کسی باز نکنه و سمت هیچ پسری برای رابطه نره. اما درست توی یک شب عادی مثل بقیه شبهایی که توی موسسه مشغول دیدن بیمارهاش بود، پسر خیابونیی با خشم به اتاقش هجوم آورد.
پسری که توی مدت نه چندان طولانی، دربهای قلب بدنام ترین روانپزشک این شهر رو باز کرد تا دوباره زندگیاش پر از تنش و طرد شدنهای دیگهای بشه.
___
" خدا تو رو خلق کرد و از خودش پرسید چطور ممکنه تنها روی زمین ولت کنه؟ این شد دلیل به دنیا اومدن من. "
⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، نامجین.
⊹ ژانر⤟ رومنس، درام، روانشناسی، اسمات، انگست، معمایی.
⊹ نویسنده⤟ LeeTelma