vkook
80 stories
💛🧡Toms and Jerry🐹🐱 by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 16,124
  • WpVote
    Votes 1,592
  • WpPart
    Parts 6
・❥・Multishot Name ➠Toms And Jerry🧀 ・❥・Main Couple ➠Vkook🐹🐱 ・❥・Genre ➠Omegaverse, Hybrid, Mpreg, Fluff, Light BDSM, Dirty talk, Smut🧡 ・❥・Telegram ➠BTSGALAXYIR ・❥・Up ➠Saturday(9:00_10:00pm)💛 ・❥・Summary ➠ کیم تهیونگ هیچ‌وقت پیش‌بینی نمی‌کرد روزی سرنوشت دم پشمالوی خاکستریش به گوش‌های پرزدار حنایی و لب‌های قلمبه‌ی یک هایبرد موش گرد و تپل گره بخوره. اون همیشه سعی داشت وجهه‌ی خودش رو به عنوان رئیس شرکت آینه‌سازی حفظ کنه ولی آشنایی ناگهانیش با یک مشتری کیوت و سکسی به لطف برادر دو قلوش، منجر شد تمام معیارهای سخت‌گیرانه‌ش رو کنار بذاره و وارد محدوده‌ی پنیر کاراملی یک امگای حنایی خوشگل بشه.
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" by lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    Reads 295,904
  • WpVote
    Votes 26,910
  • WpPart
    Parts 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _همیشه فکر میکردم چرا ما عاشق ادمایی میشیم که نمیتونیم اونارو داشته باشیم ؟ "تو منو داری،من برای توام تهیونگ " _نه جونگکوک ،تو مجبور بودی که برای من باشی! • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 44,014
  • WpVote
    Votes 3,184
  • WpPart
    Parts 26
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
𝖛𝖆𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊 𝖕𝖗𝖊𝖞 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 40,392
  • WpVote
    Votes 3,885
  • WpPart
    Parts 21
مولتی‌شات Vampire prey (فصل اول تکمیل شده) (فصل دوم درحال آپ) افسرجئون زندگی عادی و بی‌دردسری داشت. حداقل تا قبل از دیدن اون مرد مرموز که ادعا می‌کرد از کشوری به اسم دوریات، که وجود خارجی هم نداشت اومده و 326 سالشه. ورود جونگ‌کوک به اون دنیای عجیب‌وغریب تمام زندگیش رو دست‌خوش تغییراتی کرد، که همش تقصیر اون مرد بود؛ چرا که اون طعمه‌ی خون‌آشامی از دنیای موازی شده بود. کیم تهیونگِ لعنتی... کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: فانتزی، سوپرنچرال، خون‌آشامی، جهان موازی، اسمات، کمدی
Can Call Me Bad Boy by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 38,837
  • WpVote
    Votes 2,441
  • WpPart
    Parts 16
وضعیت: اتمام یافته+افتراستوری✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 نامجین🐨🐹 پ.ن: تهکوکش‌ بهم نمی‌رسن‌. و خب طبیعیه! ژانر: جنایی، روانشناختی‌، بی‌دی‌اس‌ام‌، آیو، فیک‌چت، مدرسه‌ای، اسمات‌+21🔞 خلاصه⚠️: جئون‌جونگکوک، امگای سال دومی کالج... در دیدار دو مدرسه‌ی رقیب در یک فستیوال ورزشی، آلفای حقیقیش‌، کیم تهیونگ سادیسمی رو ملاقات می‌کنه. هرچند خودش از این موضوع باخبر نیست! چی می‌شه اگه کیم تهیونگ اقدام به دزدیدن اون امگای سرخوش بکنه و هربار تا وقتی امگا بیهوش‌ می‌شه اون رو شکنجه کنه؟ چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
+15 more
The last clover by takookforever9597
takookforever9597
  • WpView
    Reads 30,776
  • WpVote
    Votes 2,917
  • WpPart
    Parts 29
انگیمایی که تمام این سال ها با فکر و آرزوی از بین بردن جئون قد کشیده و قدرتمند شده پسری که پر شده از خشم نفرت و کینه اما چی میشه اگه جفت تعیین شده اش شاهزاده و جانشین قبیله جئون ها باشه مگ میشه روزی جئون جونگکوک کسی که اون انگیما به خونش تشنه اس روزی اجازه بده که یه جئون ماه آسمونش بشه؟ کی میدونه کی سرنوشت رو مینویسه شاید تاریکی که آدما ازش میترسن دقیقا چیزی باشه که بهش نیاز دارن تا به نور برسن اما خودشون بی خبرن Couple: vkook, Yoonmin, namjin, hoopli Genre: ‌Omegaverse, MPreg, Romance, Drama, Angst, Action, Smut,
My little boy in pain by Milyyhana
Milyyhana
  • WpView
    Reads 32,376
  • WpVote
    Votes 4,444
  • WpPart
    Parts 36
یک شب بارانی. یک امگای فراری. یک کودک که تنها دلیل زنده ماندنش است. و کلبه‌ای در اعماق جنگل که قرار نبود پناهگاه هیچ‌کس باشد. جونگکوک برای نجات خودش و بچه‌اش از زندگی‌ای که دیگر تحملش را ندارد فرار می‌کند؛ اما چیزی که انتظارش را ندارد، آلفایی‌ست که در آن کلبه زندگی می‌کند. کیم تهیونگ قرار نبود وارد زندگی جونگکوک شود... اما حالا که شده، دیگر هیچ‌کدامشان نمی‌توانند وانمود کنند همه‌چیز مثل قبل است. آیا عشق می‌تواند زخم‌هایی را درمان کند که گذشته هنوز هر روز تازه‌شان می‌کند؟ Couple: Vkoook Genre: Drama | Romance | Angst | Mpreg | Omegaverse | Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : شنبه ها و چهارشنبه ها
ℛ𝒶𝒾𝓈ℯ𝒹 𝒾𝓃 ℘𝒶𝒾𝓃 🔗 by _darkbluefic_
_darkbluefic_
  • WpView
    Reads 605,238
  • WpVote
    Votes 66,123
  • WpPart
    Parts 83
نام⸙ بزرگ شده در درد ژانر⸙ اسمات/رومنس/خشن/BDSM/درام کاپل⸙ ویکوک رده سنی⸙ +21 خلاصه⸙ ͎.:جونگ کوکی که از بچگی فروخته شده بود تا به عنوان برده توی خونه همسرش زندگی کنه و هر شب دردناکک ترین رابطه ها رو تجربه کنه و هیچ دلخوشی تو زندگیش نداره و تنها دلیلی باعث شده تا الان این همه درد و سختی رو تحمل کنه فقط یه آرزوی کوچیکه...اون آرزو داره یکبار دیگه پدرشو ببینه تا ازش بپرسه به چه دلیلی این بلا رو سرش آورده!؟ جونگ کوک میتونه تا روزی که پدرشو ببینه دووم بیاره یا در نهایت بدون یک روز زندگی راحت ، زیر دست همسرش جون میده و برای همیشه چشماشو میبنده؟؟؟ لطفا قبل از خوندن به رده سنی توجه کنین این فیک صحنه های باز و تجاوز داره لطفا اگر تحملش رو ندارید نخونین!
  ✻Ferita🥀❊  [Vers] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 40,087
  • WpVote
    Votes 4,232
  • WpPart
    Parts 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡