زمانی فهمیدم یک گناهکارم که به امگا بودنم پیبردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانوادهم به گناهکار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اونهایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟
پ-ج
____________
زمین میچرخه، مرزها میشکنن، آدما عوض میشن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو اینکارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الههی ماه بهم اعطا کرده میمونم. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من!
م_ی
💎کاپل اصلی:یونمین
💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس)
(پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:))
💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس
(به گفتهی خوانندهها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!)
[Completed]
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff
Up:کامل شده
خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧
جـونـگکـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن.
چی میشه وقتی که وارد محوطهی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟
کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه.
چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨
╴#HiddenBadge
تاوان / Atonement
(کامل شده )
کاپل : تهکوک
ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی )
امگاورس / امپرگ
( اسمات )
یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ...
یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ...
گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست
داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم
جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ،
امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه ....
و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛
پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم »
حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛
« افسردگی از جنس غم نیست
افسردگی از جنس خشمه »
و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست !
این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود !
کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻
Vkook/kookv [completed]
《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》
《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری...
هوم؟
زندگی سرشار از زرق و برقشون...
کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن...
این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟
دیدن زندگیشون از نزدیک...
فاک...
میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاپل اصلی: vkook/kookv
کاپل فرعی: yoonmin " namjin"
ژانر:dram " romence " smat " omegavers
نویسنده: biti
حمایت یادتون نره
🐻🐰
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
🦋عنوان: نخ قرمز سرنوشت
🦋ژانر: فانتزی، سوپرنچرال( تلفیقی از دنیای امگاورس، ومپایری، هایبردی)، انگست، رمنس، اسمات، کمی خشن
🦋کاپل ها: چانبک.....کای و سهون....کایهون یا سکای بودنش در طول داستان مشخص میشه...
🦋خلاصه:
مثل تمام اُمگاهای پروانهای با یه طر ح نصفه ققنوس روی کمرش به دنیا اومد...طبق رسم هالونیا قرار بود به محض تولدش از بین خفاشیهای سرزمینش "جفت حقیقیش" به آغوش بکشتش و آواز عاشقانهای براش بخونه...اما بر عکس تمام پروانهها هیچ آلفایی بزرگتری وجود نداشت که نشانش مکمل و نصفه دیگه "ققنوسش" باشه...
اولین اُمگای پروانهای بود که جفتی نداشت...این شروع یه نحسی بود یا یه خوشبختی....
تکمیل شد...
نیمهی روح اون پسر، یک ببر بود!
.
.
.
.
ژانر: تاریخی|افسانهای|معمایی|رمنس|اسمات
با الهام از سریال زیبای The Untamed و Dark و همچنین، رمان مشهور
The Husky and his white cat Shizun
تکمیلشده✓
به قلم بلکاستار
موزهی داستان که شامل موسیقی و فنارتهای شماست:
@TheHeartFF