دو تا آیس امریکانو با یه بستنی توت فرنگی...
^^
یعنی قرار اون کوچولو با چشمای بزرگ عسلیش هر روز به من خیره بشه و تا عمق وجودم سر بکشه؟
A Sope fanfiction
Written by VIO
Book 1 of The One series
[Highest ranking so far]
#1 in iran
#1 in btsfanfic
#1 in cute
#2 in fluff
#2 in sope
#3 in suga
#3 in jhope
#4 in bangtan
**کامل شده**
تا حالا حس کردید کاش خیلی درگیر کسی یا چیزی که عاشقش هستید نمی شدید؟
کاش به دوست داشتنش از دور بسنده می کردید؟
تا حالا پیش اومده از تصمیمتون عمیقا پشیمون بشید؟
این ها دقیقا احساسات این روزهای جینه.
جین از تصمیمی که سه سال پیش برای ازدواج گرفته، پشیمونه! خیلی پشیمون!
ولی دقیقا زمانی که حس میکنه وقتشه که این گره ی پوسیده که سرنوشتشون رو به هم متصل کرده و زمانی با عشق، با نهایت اشتیاق و با دست های خودشون زدند رو برای همیشه باز کنه؛ سر و کله ی یه معجزه پیدا میشه!
یه معجزه که از بین دست های پنج تا موجود کوچولو و دوست داشتنی قل میخوره وسط زندگیشون.
معجزه ای که یه گره ی جدید به نام"پدر شدن" کنار گره پوسیده ی عشقشون میزنه و سرنوشتِ زوج ما رو باز هم به هم متصل نگه میداره!
البته که با کمک دست های کوچولوی ناجی های کوچک.
#1 in namjin
#1 in jimin
#1 in taehyung
#1 in jin