kaisa1998
- Reads 31,898
- Votes 5,930
- Parts 60
کاغذ های ت وی دستش رو روی میز پرت کرد و با صدای خیلی بلندی شروع کرد به داد زدن:
_ تو یه احمقی! احمقی که هیچی حالیش نیست! حتی یه گزارش ساده رو هم نمیتونی بنویسی!
این صدای رئیسش بود!
رئیس کوتوله ای که با تمام خودخواهیش ؛ کارمند تازه واردش رو مجبور به انجام کار های عجیب غریب میکرد!
اون هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی قراره ، توی همین اتاق و روی همین میز ؛ توسط کارمند احمق درازش به فاک بره !
و برای جلوگیری از پخش هرگونه شایعه و خبر ، مجبور باشه که قرار های بعدیشون رو توی خونه ی پدرش ؛ رئیس بیون بزرگ، بگذرونه !
ژانر : کمدی _ اداری _ اسمات
* کامل شده *