Iveryblue's Awaiting completion
16 cerita
ᴇᴜᴘʜᴏʀɪᴄ ʜᴀɴɢᴏᴠᴇʀ oleh Iveryblue
Iveryblue
  • WpView
    Membaca 236
  • WpVote
    Vote 25
  • WpPart
    Bab 9
‌ "نمی‌توانستم با مردم صحبت کنم و اگر صحبت می‌کردم، فقط تنهایی‌ام افزون می‌شد. و من دست‌کم تا حدی با وحشتِ تنهایی آشنایم، نه تنهایی در خلوت، بلکه تنهایی در میان مردم. می‌پرسی که در موردِ تنهایی وضع چگونه است؟ تنهایی یگانه هدف من است و بزرگ‌ترین وسوسهٔ من چنانچه که بتوان گفت زندگی‌ام را سازماندهی کرده‌ام... چنان سازمان یافته است تا "تنهایی" در آن احساس آسایش کند." صندوقی از نوشته های کافکا
𝐬𝐚𝐯𝐞 𝐮𝐬 | jungkook  oleh https_celara
https_celara
  • WpView
    Membaca 7,490
  • WpVote
    Vote 625
  • WpPart
    Bab 18
این کتاب ، داستان یک پسر و دختری را روایت میکند که همراه با دوستان جوانشان فقط از روی کنجکاوی روحی احظار میکنند و به دام عذابی دردناک می افتند ! ____________________ قسمتی از فیک : - همه را بیرون راند و با عجله از انجا دور شدند اما ، دخترکش ، با سنگی برخورد و روی زمین فرود آمد . پس از بقیه عقب ماند ، وحشت آمیزی که تفاوتی با هیولا نداشت هر چه بیشتر به دختر نزدیک میشد . دخترک بیچاره تاوان گناهی ناکرده را پس میداد ! تاوانِ "معشوقه" بودن پسر .......... نوسینده : راشل ‌کاپل : استریت ژانر : ترسناک ، هیجانی ، عاشقانه ، رمنس ، راز آلود
Penelope oleh Asmaroshan1999
Asmaroshan1999
  • WpView
    Membaca 901
  • WpVote
    Vote 191
  • WpPart
    Bab 25
شخص ناشناسی معروف به سکوت، با استفاده از تکنولوژی ممنوعه‌ای، صدای وکالیست‌ها را می‌دزدد. در این هیاهو و آشفتگی که تمام صنعت موسیقی جهان را فرا گرفته است، پنه لوپه اِدگار می‌خواهد شانسش را امتحان کند و به یک ستاره پاپ تبدیل شود. اما وقتی با جانگ کوک، پسر مرموز شمشیر به دست، ملاقات می‌کند، نه تنها آرزوهایش که سرنوشتش تماماً تغییر می‌کند.
𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 || 𝑱𝑱𝑲 oleh kookiemyeuphoria
kookiemyeuphoria
  • WpView
    Membaca 813
  • WpVote
    Vote 77
  • WpPart
    Bab 2
𝑴𝒚 𝑺𝒆𝒄𝒐𝒏𝒅 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 𝒕𝒐 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟑 چقدر احتمال دارد دو نفر که در خیابان از کنار هم رد می‌شوند گذشته‌ای باهم داشته باشند؟ و چند نفرشون به دلایل زیادی شکست خوردند در برابر باهم بودند و الان با شخص دیگه خوشحالی زندگی‌شون رو پیدا کردند؟ اما مطمعنیم کسانی که نخ سرنوشتشون رو پاره کردند نمیتونند باهم باشند دوباره یا از روی یک تخت بلند شوند! مگراینکه دنیا بهشون نیاز داره که باهم باشند تا معنی عشق رو با در کنار هم بودند بفهمند. چه اتفاقی واسه‌ی اون دلیلی که پلی که اون دوتا رو بهم میرسوند شکوند خواهد افتاد؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑺𝒍𝒊𝒄𝒆 𝑶𝑭 𝑳𝒊𝒇𝒆, 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝑱𝒆𝒐𝒏𝑱𝒖𝒏𝒈𝑲𝒐𝒐𝒌 & 𝑪𝒉𝒐𝒊 𝑳𝒖𝒏𝒂 𝑩𝒀 @𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊𝒆𝒎𝒚𝒆𝒖𝒑𝒉𝒐𝒓𝒊𝒂 𝑺𝑻𝑨𝑹𝑻:𝟏𝟖 𝑴𝑨𝑹𝑪𝑯 𝟐𝟎𝟐𝟑
𝑬𝒖𝒑𝒉𝒐𝒓𝒊𝒂 oleh taenes_
taenes_
  • WpView
    Membaca 5,190
  • WpVote
    Vote 399
  • WpPart
    Bab 6
گاهی تنها چیزی که نیاز داری فقط یک نفره که بعضی چیزارو بهت یادآوری کنه (؛
Angel | فرشته oleh byjeymin
byjeymin
  • WpView
    Membaca 2,605
  • WpVote
    Vote 190
  • WpPart
    Bab 4
(ᴍᴜʟᴛɪꜱʜᴏᴛ) چی میشه اگه خدا دعات رو بشنوه و بهت یه فرشته ی نگهبان بده؟
به نام نامه oleh ghnvti
ghnvti
  • WpView
    Membaca 8,815
  • WpVote
    Vote 2,133
  • WpPart
    Bab 52
سَلاماً عَلیٰ رِسائِلَ لَم تُرسَل خَوفاً مِن بُرودة الرَّد. سلام بر نامه ‌هایی که از ترسِ سردیِ پاسخ هرگز ارسال نشدند.
Previsioni Amorose oleh Maxlueslia
Maxlueslia
  • WpView
    Membaca 8,075
  • WpVote
    Vote 1,117
  • WpPart
    Bab 23
لالیسا مانوبان، از ازدواج با کیم تهیونگ که تو فال عشق دراومده بود، مصممه! [Texting] WRITTEN BY : Lamourestle TRANSLATED : Maxlueslia (این یه فیک ترجمس و برای ترجمه اجازه ی کامل گرفته شده.)
Calling Hopes oleh LadyMidnightStories
LadyMidnightStories
  • WpView
    Membaca 581
  • WpVote
    Vote 87
  • WpPart
    Bab 6
" فکر کنم از همون اول که دیدمت دوست داشتم. " هیچ وقت دیگه کسی رو به اندازه ای که اون رو دوست داشت ، دوست نداشت
꧁𝖤𝗉𝗂𝗉𝗁𝖺𝗇𝗒-𝗦1꧂ oleh Vitoria_wrt
Vitoria_wrt
  • WpView
    Membaca 489
  • WpVote
    Vote 57
  • WpPart
    Bab 7
بوی کارامل و قهوه‌ای که در خیابان‌های منتهی به ایفل گیرنده‌های بویایی هر کسی را نوازش می‌کرد؛ عاشقانه‌های ادبی دختری اوکراینی و پسری که به شوق او نفس می‌کشید... تنها چیزی بود که قرن ۱۹ را به تصویر می‌کشید. کیم تهیونگ پسر نوازنده‌ای اهل کره جنوبی بود که به خاطر دعوا بر‌ سر ارث و میراث ناچار به فرانسه، قلب ادبیات جهان در قرن ۱۹ سفر کرد. اما طی دیدارش با نویسنده‌ای اوکراینی تمام سختی‌های این مسافرت سخت به کامش راحت شد ولی در پس تمام این اتفاقات؛ این جدایی بود که انتظارشان را می‌کشید. و داستانی که شاید بازنویسی دیگری باشد تا جهان همیشه و تا ابد عشق موسیو کیم به مادام کارتر را در گوش مردمانش زمزمه کند! به‌راستی یاد این داستان در کجا جاری می‌ماند؟ در قلب و روح جهان... در تاج پادشاهی و یا در ملودی های آن موسیقی...؟ روز های آپلود: جمعه ها