Vmin.kookmin.taekook.yoonmin
132 histoires
𝒀𝑶𝑼𝑹 𝑬𝒀𝑬𝑺.      vmin|minv par arame_e
arame_e
  • WpView
    LECTURES 2,895
  • WpVote
    Votes 378
  • WpPart
    Chapitres 20
چشمات! -همون لحظه‌ای که دیدمت فهمیدم تو برای من همه چیزی! *** -میدونی؟دوست دارم اگر قراره بمیرم،تو چال گونه هات دفنم کنن! -چی؟یعنی چی؟چرا؟ -که بتونم تا ابد به چشمات خیره بشم! *** محتوای این فیک نه به خاطر مسائل جنسی بلکه به خاطر فضای کلی فیک و امکان تاثیرپذیری مناسب افراد +18 Genre:romance,smut Couple:vmin,minv Writing...
+1 autres
"رد پای تو"kookmin" par sooah7bts
sooah7bts
  • WpView
    LECTURES 24,645
  • WpVote
    Votes 3,417
  • WpPart
    Chapitres 58
💜رد پای تو💜 💜Your footprints💜 جیمین و جونگ‌کوک، عاشقایی که انگار دنیا فقط برای اونا ساخته شده بود....از اون عشقایی که نفس به نفس، جان به جان، برای هم بودن....اونا با هم قول دادن که حتی مرگ هم نتونه بینشون جدایی بندازه.....اما سرنوشت، همیشه بیرحم‌ ترین نویسندست.... در یک شب بارونی، وقتی همه چیز عاشقونه پیش میرفت، اتفاقی مرموز و تلخ باعث میشه جونگ‌کوک دچار حادثه‌ای بشه و حافظش رو از دست بده....وقتی چشماشو باز میکنه، نه تنها عشقش رو نمیشناسه، بلکه حتی نگاهش هم دیگه هیچ احساسی به جیمین نداره....برای جونگ‌کوک، جیمین حالا فقط یه غریبست... و چه چیزی دردناکتر از اینکه عشقِ زندگیت، فراموشت کنه؟ ❌ادامه سناریو توی پارت اول کرکترها❌ ژانر:امگاورس،عاشقانه،کمدی،درام،انگست،امپرگ،اسمات کاپل ها:کوکمین....تهگی...نامجین....جیهوپ و..... بقیه کاپلا سوپرایزه از رو هشتکا بفهمین🤭🫰🏻 ❌این فیکشن ورژن یونمین هم گذاشته شده❌ #bts#exo#yoonmin#txt
دشت نعناع | Mint Field par Farahforogh
Farahforogh
  • WpView
    LECTURES 5,578
  • WpVote
    Votes 869
  • WpPart
    Chapitres 23
در سال های 1860 میلادی، دو کشور بزرگ ایندا و لانتن سالیان سال باهم در جنگ و خون ریزی به سر میبردند. تا اینکه پادشاه لانتن پیشنهادی بزرگ داد: "ازدواجی بین ولیعهدم، پسرم مین یونگی، و دختر پادشاهی ایندا صورت بگیرد تا جنگ با پیوند تمام شود." این پشنهاد بزرگ و بی نظیری بود! اما پادشاه ایندا دختری نداشت، پس پسر کوچکش، پارک جیمین را که در تمام ایالات به زیبایی زبان زدش معروف بود را به عنوان عروس به لانتن فرستاد. مین یونگی که در ان موقع هجده سال بیشتر سن نداشت، از لانتن فرار کرد و به سرزمینی دوردست در ان سوی جهان رفت و زندگی جدیدی را به تنهایی آغاز کرد. . . اما چه میشد که بعد از بیست سال مین یونگی تمام سرمایه زندگی اش را از دست بدهد و مجبور شود به لانتن بازگردد؟ و در لانتن غریبه ای آشنا را ببیند؟. کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ؟ ژانر: عاشقانه، رومنس، درام، سلطنتی
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ par fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    LECTURES 176,565
  • WpVote
    Votes 31,922
  • WpPart
    Chapitres 62
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
Savage Love par Yoonatd
Yoonatd
  • WpView
    LECTURES 1,678
  • WpVote
    Votes 401
  • WpPart
    Chapitres 19
𝐓𝐈𝐓𝐋𝐄: عشق وحشی ⤷ Omegaverse | Smut | mpreg ࿐ Writer Yoona 「 تو یه عکاس بودی یونگی؛ چیزی که چشمات میدید رو با چیزی که قلبت ندید طاق زدی.... 」 جیمین، که دیوانه‌وار عاشق یونگیه، رازهای زیادی رو پشت عشقش پنهان کرده. - راز داشتن تنها چیزی بود که به رابطمون آسیب زد. - به عنوان یه بتا زیادی حساسی و نسبت به ظاهر خودت بی اهمیتی، بیا جدا بشیم جیمین. پشت در بسته جیمینی بود که پیش خودش فکر میکرد: - اگه برنگردی تنها کسی که پشیمون میشه تویی. تنها کسی ک میشکنه منم.
Vmin universe  par sooah7bts
sooah7bts
  • WpView
    LECTURES 2,677
  • WpVote
    Votes 379
  • WpPart
    Chapitres 18
از همین الان بگم... هر اتفاقی توی این بوک افتاد،مسئولیتش با خودتونه...😗🫣 من فقط نوشتم... این شما بودین که تصمیم گرفتین بخونین...😂💜 اینجا دنیای ویمینِ که تکو توک توش دنیای کاپلای دیگه هم واردش میشه☺️🔥 و بیشتر فیک ها،فیک چتِ خوشگلای من🫶🏻🤭🥹 امیدوارم همراهیم کنین و دوسش داشته باشین💜
Moonfang = نیش ماه par gerivani
gerivani
  • WpView
    LECTURES 2,253
  • WpVote
    Votes 433
  • WpPart
    Chapitres 12
جیمین از خودِ قوانین متنفر نیست؛ از اینکه مجبور باشد از آن‌ها اطاعت کند متنفر است. از نظر او، هیچ‌کس نباید فقط به خاطر رتبه یا خونش بتواند به دیگران دستور بدهد. مخصوصاً وقتی خودش جفت قدرتمندترین انیگما جهان شده و همه انتظار دارند بی‌چون‌وچرا مطیع باشد. او حاضر است با تمام دنیا بجنگد، اما آزادی خودش را از دست ندهد. به همین دلیل، تصمیم می‌گیرد راهی برای شکستن قوانین باستانی پیدا کند؛ حتی اگر همه بگویند این قوانین هرگز قابل تغییر نیستند. تو چند پارت اول پیدا شدن ۵ جفت دیگر انیگما نوشته میشه و بعد داستان اصلی شروع میشه کاپل ها: سون سام (تمام اعضا) ژانر: امگاورس
Little Hyung | هیونگ کوچولو par ArwenJaxel
ArwenJaxel
  • WpView
    LECTURES 9,482
  • WpVote
    Votes 1,370
  • WpPart
    Chapitres 20
یه هیونگ، یه مکنه ... یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت . بین شوخی‌هایی که زیادی جدی شدن و نگاه‌هایی که زیادی طول کشیدن، چیزی شکل گرفت که هیچ‌کدومشون اسمش رو نمی‌ اوردن چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن، بیشتر از همیشه خودشون رو نشون می‌دن . وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی ‌. ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟ سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛 آپ : پنجشنبه
We are forever (vminkook) par Persian_BTS2013
Persian_BTS2013
  • WpView
    LECTURES 9,345
  • WpVote
    Votes 1,005
  • WpPart
    Chapitres 57
پارک جیمین یک امگای مهربون و کیوت بلاخره یک شرکت برای کار پیدا میکنه که بین الفاها ، بتاها و امگاها فرق نمیذاره ، چی میشه اگه بفهمه رئیسای اون شرکت ، جفتای حیقیقیش هستن؟ می‌تونه با اون دو نفر کنار بیاد؟ یا اون دو نفر میتونن جیمین رو از دست گذشته‌ی زندگیش نجات بدن؟ ••••• Couple: vminkook Other couples: namjin, Hyunlix , Yunbin Genre:Romance,Action,Drama,smut,omegavers,mpreg Writer/Author: sky وضعیت: پایان یافته.
𝐇𝐨𝐥𝐲 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚🖤🤍 par Black_cat_mio
Black_cat_mio
  • WpView
    LECTURES 663
  • WpVote
    Votes 115
  • WpPart
    Chapitres 14
✨🐺Name: Holy Omega Couple: Yoonmin, Namjin Genres: Omegaverse, Fantasia, Romance, Mperg Upload day: Friday ______________&______________ با کنار رفتن آخرین تخته، تن سفید پوش‌اش کامل‌تر دیده شد: پیکری جمع‌شده، که برای محافظت از خودش در برابر شعله‌های بی‌رحم آتش کوچک شده باشد؛ لباس‌هایش سوخته بود و موهایش به رنگ زرین‌ِ آفتاب زیر خاکستر تیره شده بود. قسمتی از بالای دست چپش هم زخمی بود و خونریزی داشت... اما فقط یک صدا در ذهن فرمانده مین: زبیایی خیره کننده ******* صدایِ نازک پسر تب‌آلود و لرزان به گوش رسید: «...کجا... اینجا...؟» نگاهش را پایین آورد و لبخندی بی‌سابقه و آرامش‌بخش روی لبانش نشست. «جات امنه. آروم باش.» صدایش نرم بود و هم‌زمان پر از جدیت و آرامش . و وقتی پسر چشمانش را کامل باز کرد، در همان لحظه‌ی کوتاه تمام جهان بی‌حرکت ماندند، فرمانده میتوانست به الهه‌ای که حتی به او کوچکترین اعتقادی نداشت، قسم یادکند که زیباتر از آن دو چشمِ زرین که ماننده پرتوهای صبح‌گاهی خورشید بودند چیزی زیباتر در دنیای هستی و نیستی وجود نخواهد داشت.