48 stories
𝗕𝗔𝗟𝗟𝗘𝗥𝗜𝗡𝗔|kookv by Chycara
Chycara
  • WpView
    Reads 10,452
  • WpVote
    Votes 1,163
  • WpPart
    Parts 14
صدای آشنایی داخل گوش‌هاش پیچید و گریه بی‌صداش به ضجه های بلند تبدیل شد. دست‌های بی‌رمقش رو روی صورتش گذاشت و چهره زخمیش رو پشتش پنهان کرد. تهیونگ از درد می‌ترسید، از زنده موندن می‌ترسید، می‌ترسید از اتاق منزجرکننده بیمارستان خارج بشه و تمام زندگیش به یک‌باره جلوش فرو بریزه. سرش داخل آغوش گرمی فرو رفت. عطر بلوشنل داخل بینیش پیچید. چنگی به کت زمستونی مرد زد و هق‌هق‌هاش با قدرت بیشتری آزاد شدن. "چیزی نیست گل وحشی، من اینجام"
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 311,236
  • WpVote
    Votes 18,366
  • WpPart
    Parts 98
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~ by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 77,383
  • WpVote
    Votes 6,755
  • WpPart
    Parts 29
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 🖤🌿 برای پایان دادن به تنش میان سرزمین‌ها، شاهزاده‌ی چوسان مجبور به ازدواج با رئیس قبیله‌ی جنوبی می‌شود. تهیونگ تصور می‌کرد سخت‌ترین بخش این پیوند اجباری، ترک خانه و خانواده‌اش باشد. اما با ورود به قبیله‌ی جنوبی، خود را میان رازهای پنهان، دشمنی‌های قدیمی و حقیقت‌هایی می‌یابد که سال‌ها در سایه دفن شده‌اند. در حالی که گذشته آرام‌آرام چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌کند، تهیونگ باید میان وظیفه، خانواده و قلبش تصمیم بگیرد. غافل از اینکه این ازدواج، پایان یک داستان نیست... بلکه آغاز ماجرایی است که سرنوشت تمام سرزمین‌ها را تغییر خواهد داد. ☕ ژانر : امگاورس | سلطنتی | فانتزی | درام ☕ کاپل : کوکوی | یونمین | نامجین | سپ ☕ ریتینگ : +18 ☕ زمان آپلود : نامشخص
𝐂𝐫𝐚𝐳𝐲 𝐃𝐨𝐥𝐥 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 174,298
  • WpVote
    Votes 25,218
  • WpPart
    Parts 19
[Completed] با اطمینان بدن تهیونگ رو محکم به خودش فشرد و عطر تنشو رو نفس کشید. نباید می ذاشت تهیونگ رازشو بفهمه و ترکش کنه. آره. این هرگز قرار نبود بفهمه. هرگز. 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣, 𝐾𝑜𝑜𝑚𝑖𝑛 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒🤍, 𝑆𝑚𝑢𝑡+𝟏𝟖🚫, 𝑆𝑐𝑖𝑓𝑖💥 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
Hex City[هِکس سیتی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 378,088
  • WpVote
    Votes 39,223
  • WpPart
    Parts 36
Taekook توی دنیای خون و اسلحه، عشق خطرناک‌ترین چیزه. و بدترین اشتباه یه رئیس زاده اینه که دلش رو به بادیگاردش بده. ... جهان مافیا قانون خودش رو داره: اعتماد نکن. عاشق نشو. و هرگز به بادیگاردت دل نبند... ... Couple: taekook_ kookv Genre: Mafia_ Thriller_ Romance_ Engest_ smut writer: bita Channel: @kookv_life فقط پارت اول مثل فیلم کین پورشه. 🐯🐰
Lagoon | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 15,887
  • WpVote
    Votes 1,439
  • WpPart
    Parts 21
𓂃𝑳𝑨𝑮𝑶𝑶𝑵𓍯 "چرا دوستش داشتم؟ چرا هیچ‌وقت بهش فکر نکردم... دارم به گذشته نگاه می‌کنم و هزارتا دلیل یادم میاد که به‌خاطرشون باید دوستش داشته باشم ؛ و هزارتا دلیل دیگه دارم برای پرستیدنش بدون این‌که اصلا نیاز به دلیلی باشه! وقتی بهش فکر می‌کنم مطمئنم که اون برای من ساخته شده بود یا شاید... من برای اون ساخته شدم بودم. یه چیزی ما رو به هم وصل می‌کرد که باور نمی‌کنم تصادفی بوده. فقط یه احساس بچگانه نبود، من بهش ایمان داشتم و اون منو تکه‌ای از وجود خودش می‌دونست. وقتی که ازم گرفته شد، باید چی کار می‌کردم به‌جز این‌که دنبال تیکه‌ی وجودم بگردم و برگردم سراغش؟" ⊹ کاپل⤟ ویکوک، سکرت. ⊹ ژانر⤟ درام، فانتزی، رازآلود، خشن، اسمات ⊹ نویسنده⤟ Jill
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 72,074
  • WpVote
    Votes 8,839
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 1,004,281
  • WpVote
    Votes 126,869
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
༄Little Nutella ༄ by o_o_nyx_o_o
o_o_nyx_o_o
  • WpView
    Reads 34,420
  • WpVote
    Votes 2,443
  • WpPart
    Parts 24
فرض کنید توی اولین روز دانشگاه،یه دوست قدیمی رو ببینید؛دوباره با هم دوست بشید،اما احساساتی که دارید متفاوت باشه! احساسی فراتر از دوستی! این همون اتفاقیه که برای جونگکوک و تهیونگ افتاد. "هیچکدوم از اتفاقاتِ این فیکشن،ربطی به زندگیِ اصلی افراد نداره" «کامل شده» couple's'↦kookv ༄ yoonmin "این فیک یه داستان سافت و معمولیه و لحظات هیجان‌انگیز،ناراحت کننده و... قطعا داره.چون یه داستان 'گوگولیه' و اگه طرفدار داستان های اکشن،معمایی،ترسناک و... هستید،این داستان مناسب شما نیست!" [اسمات داره...🛐💅]