mehrnoowsh's reading list
33 stories
Marcel by brownboots094
brownboots094
  • WpView
    Reads 1,011
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 2
اسم من مارسله. یک درسخون بی عرضه. یک شاعر. یک نوجوون بازنده. تو فکر می کنی من واقعی رو می شناسی، ولی اینطور نیست. من آرزو می کردم واقعیت من رو می دیدی، ولی هیچکس تا حالا به اندازه ی کافی اهمیت نداده تا بشناسم. تا زمانی که اون اومد. این فن فیکشن صرفا ترجمست و تمام حقوقش به نویسنده ی محترمش تعلق داره. (اسمایل لایک نایل)
Melanie Martinez Facts by madcrybaby13
madcrybaby13
  • WpView
    Reads 3,617,657
  • WpVote
    Votes 204,139
  • WpPart
    Parts 208
These are basically just random facts I know about Melanie. **Sorry if any facts are repeated** Cover made by @halseysbabe
Strawberry Milk (Persian Translation) by larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Reads 114,402
  • WpVote
    Votes 12,776
  • WpPart
    Parts 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
Run | | L.P Editing by typiicalluke
typiicalluke
  • WpView
    Reads 5,992
  • WpVote
    Votes 465
  • WpPart
    Parts 19
it's just like I said, I'm not gonna be around to see what happens next. I'll be on the run.
keep holding me ‣ 1 ꗃ cake.ziam.larry ✓ by mary_rider
mary_rider
  • WpView
    Reads 45,750
  • WpVote
    Votes 5,611
  • WpPart
    Parts 41
اونا زنده میمونن، فقط اگه به نگه داشتن همدیگه ادامه بدن #Larry #Ziam # Cake highest ranking #6 in Fanfiction
Invisible(Zayn Malik) by i_Fanfictions
i_Fanfictions
  • WpView
    Reads 905
  • WpVote
    Votes 138
  • WpPart
    Parts 4
یک اتفاق باعث میشه زندگی بلاد تغییر کنه ! یک اتفاق که یک نفر رو وارد زندگی بلاد میکنه ! یک شخص نامرئی ! مرموز و آروم و کسی که قدرت های باور نکردنی داره ! اون شخص و اطرافیانش کارهایی میکنند که بلاد هیچوقت فکر نمیکرد ممکنه با همچین چیزهایی رو به رو بشه !
I dont want to need you (larry)(persian) by niallssm
niallssm
  • WpView
    Reads 57,598
  • WpVote
    Votes 7,420
  • WpPart
    Parts 41
صبح ها که از خواب پا میشمو چشمام رو باز میکنم فکر میکنم همه چیز مثله قبله ولی....یه دفعه همه چیز یادم میاد و میفهمم که دیگه نمیتونم خیلی از کارهارو انجام بدم...........