My favorite
16 stories
Eucalyptus🌿|‌‌‌‌‌‌Vkook| by a_bad_guy
a_bad_guy
  • WpView
    Reads 33,766
  • WpVote
    Votes 5,125
  • WpPart
    Parts 22
برده داری،سیستمی قانونی و به رسمیت شناخته شده که در آن انسان‌ها به‌شکل قانونی ملک و دارایی ارباب خود در نظر گرفته می‌شدند... کیم تهیونگ، یکی از برده های عمارت والکین ، پسری احساسی و وابسته بود...اما سرنوشت ، گذر او را به اتاق پسر عمارت والیکن باز میکند....اتاقی گرم و پر از حس زندگی ...و در آینده دیوار های همان اتاق اتفاقات مختلفی را ثبت خواهند کرد... چشمانی زیبا که در اتاقی قدیمی و نمناک باز شد...نوزادی آسیایی که در دل قاره‌ی اروپا بدنیا امد...پسری پاک ، قوی و مهربان ...اما این پسر زمان درستی را برای چشم باز کردن به این دنیای وحشی انتخاب نکرده بود... 🌿Couple : Vkook /Yoonmin 🌿Genres : Romance_Royal_Historical_Angst_Power Bottem_Master&Slaver_Classic_ Smut🔞
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 177,908
  • WpVote
    Votes 15,349
  • WpPart
    Parts 82
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 264,997
  • WpVote
    Votes 15,679
  • WpPart
    Parts 91
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Bam's dad AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 187,684
  • WpVote
    Votes 24,278
  • WpPart
    Parts 21
دوست پسرِ تهیونگ بعد از یک سال رابطه باهاش بهم می‌زنه چون از یک نفر دیگه خوشش اومده. حالا چی می‌شه اگه تهیونگ بخواد دنبال اون آدم بگرده؟ Writer: Ashil Couple: Kookv/Vkook AU Genre: Chat story, Comedy, Romance, Smut
Mania AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 62,979
  • WpVote
    Votes 10,021
  • WpPart
    Parts 17
همه‌ی ماها روزانه صدها نفر رو می‌بینیم، از کنارشون رد می‌شیم، باهاشون برخورد می‌کنیم و شاید حتی چند لحظه‌ی کوتاه چشم‌تو‌چشم بشیم و بعد خیلی عادی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده از کنار هم می‌گذریم؛ بدون اینکه همدیگه رو به‌یاد بیاریم. اما تا حالا شده یک نفر رو فقط برای چند لحظه‌ی کوتاه ببینید و دیگه تا عمر دارید از خاطرتون پاک نشه؟ انگار که ذهنتون به‌طور خودکار از اون آدم عکس می‌گیره و به‌جای ثبت‌کردن توی افکار گذراتون، اون رو توی صندوقچه‌ی قلبتون نگه‌می‌داره. شاید این یک تعریف از عشق هم باشه؛ همون جمله‌ی معروف که می‌گن: عشق در نگاه اول... Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv AU Genre: Chat story, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 543,190
  • WpVote
    Votes 68,320
  • WpPart
    Parts 66
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 187,530
  • WpVote
    Votes 28,393
  • WpPart
    Parts 53
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg
Dr.j | KOOKV|VKOOK(Switch)  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 881,602
  • WpVote
    Votes 98,780
  • WpPart
    Parts 63
خلاصه: کیم تهیونگ انترنی که به تازگی وارد بیمارستان شینوا شده و جئون جونگ کوک رزیدنت مغز و اعصاب که از همون اول بنا به دلایلی بیمارستان رو برای کیم تهیونگ به جهنم تبدیل میکنه... یک گذشته فراموش شده؟ یازده سال از اون روز نحس میگذره...١۴فوریه ٢٠١٠ روزی که جئون جونگ کوک هیچوقت فراموشش نمیکنه... Wr:ashil🌸 Main couple:kookv,vkook(switch) Sub couple:sope Genre:romance,comedy,medical ,smut, happy end
Diavolo by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 291,490
  • WpVote
    Votes 33,727
  • WpPart
    Parts 53
_چی از جونم می‌خوای؟! _عاشقم شو. _عاشقت بشم که چی بشه؟ به لیست ترس‌هام یه اسم دیگه رو اضافه کنم؟ _تو همین الانم من رو توی لیست ترس‌هات داری کیم تهیونگ؛ ولی می‌ترسی... می‌ترسی از اینکه بفهمم جزئی از ترس‌هات شدم!!! ❗️فصل اول پایان یافته❗️ فصل دوم داخل همین بوک ادامه داره... Wr:Ashil🌸 Couple:taekook(ویکوک غالب), jungtae, namjin Genre:Romance, crime, mystery, action, smut, angst, happy ending , comedy 🔺توجه:این فیکشن ورسه اما ویکوک غالبه
Love me again by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 87,094
  • WpVote
    Votes 11,359
  • WpPart
    Parts 27
Love me again Couple : Vkook Genre : Romance . Angst . Omegavers . Smut . Mpreg « موهایش شب ، چشم هایش همیشه بارانی ، دست هایش سرد ، لب هایش بدون حس و نگاهش خیره به مکانی مبهم و بی انتها ، او سالها منتظر کسی بود که رهایش کرده بود ، منتظر اویی که برگردد و ....» داستان زندگی مشترک عاشقانه ای که بعد از چهارسال به پایان رسیده ، اما در قلب همین داستان قدیمی به پایان رسیده ، حکایتی جدید شروع خواهد شد ... حکایت جدیدی که با یک انقلاب در دنیای پزشکی توسط محقق و دانشمند نوروساینس کیم تهیونگ آغاز خواهد شد ....! محققی که تراشه ای خلق کرده ، برای زدودن تروماهایی که حاصل ترک شدن توسط امگای زیباروش ، هستن ! اما این دانشمند هرگز تصور هم نمی کرد خلق همچین تراشه ای چه پیامد هایی در زندگیش خواهد داشت ...!