ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد.
[ رام کردن کاپیتان خونخوار دزدان دریایی،
آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ]
رومنس/ اسمات
کاپل: کوکوی/ کمی سُپ
تمام شده.
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچهی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو ق بول کرد و هیچ ایدهای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده.
انگست/رومنس/ اسمات.
این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از
کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید.
~ تمام شده.
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚
سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت میکرد.
اما در باطن روی انسانها آزمایشاتی انجام میداد و با تزریق ژن و هورمونهای حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت.
در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد!
یک دختر...
یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠:
- تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غمهات رو با قلبم به آغوش میکشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم میخورم تا ابد عاشقت باشم.
𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡
- بهم نگاه کن! منو میبینی؟ من با همین دستهام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت میکنم~
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
⸺نام فیکشن : مرثیهای برای ستارگان افول کرده🥀🥃
⸺کاپلها : چانبک┊هونهو┊ویکوک
⸺ژانر : درام ┊رازآلود┊اسمات ┊رمنس
⸺نویسنده : پینک 🍕🌿
⸺آیدی نویسنده در تلگرام : @Pinkish8
⸺روزهای آپ : پنجشنبه ها
پ.ن: تمام کاپلها ورس هستند.
⸺خلاصه :
💰بیون بکهیون، مدیر فروشِ کمپانی لیتاردو، مردی با هزاران نقاب بود🎭؛ در قرنی که پول حرف اول رو میزد، بکهیون برای به دست آوردن اون اسکناس های رنگی حتی حاضر به ازدواج با دختری از طبقهی سرمایه دار شده بود که فرزند ارشد موسس کمپانی لیتاردو بود☕️
اما در یک روز خاص همه چیز از کنترلش خارج شد؛ روزی که پارک چانیول دارندهی کمپانی کوچک و تازه تاسیسِ مکسمی رو ملاقات و بعد از سالها، تمایلات همجنس گرایانه اش دوباره سرباز کرد🔥
بیون بکهیون حالا تنها سودای وسوسه پارک چانیول برای برقراری یک رابطه کوتاه مدت رو داشت🍸
اما با به قتل رسیدن رئیسِ کل کمپانی لیتاردو و باز شدن پای یک کاراگاه خصوصی🕵🏻♂ به زندگیشون، همه چیز دستخوش تغییر شد؛ اینبار بکهیون برای رسیدن به جایگاه ریاست کمپانی نیاز به یک قربانی داشت─
جنده ی کیم تهیونگ بودن....۵ کلمه...۱۸ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون کیم لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی کوک....ولی قراره جندش بمونی؟
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
-نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟
محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون
نفسشو بیرون داد
+ار...اربا..
-زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری
دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش
-بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟
انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد.
یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش.
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
-کسی رو هم کشتی؟
+فقط چندتا پلیس
-ادم چی؟
+نه فقط پلیس
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه.
ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️
و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝
اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢
من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥
و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .