Nazanin_low
- Leituras 9,325
- Votos 1,284
- Capítulos 9
Completed
"تو... چی هستی❓"
با چشمهای بسته پرسید و بعد دوباره نگاهش رو به چشمهای تهیونگ داد. میتونست حس کنه.. از این مکالمه متنفره.. میتونست حس کنه توی عذابه❗️
"مطمئنی میخوای بشنوی❓"
"میخوام بشنوم.. "
" نیمی از من.. دقیقا مثل توعه! همون نیمی که عاشقته.. که داره باهات همین الان حرف میزنه.. ولی یه نیمه ی دیگه ازم... "
جونگکوک ضربان قلبش رو با پیش رفتن جمله ی اون پسر توی حلقش حس میکرد. و به لبهاش خیره بود تا زودتر بشنوه.. ولی تهیونگ اون لبارو گاز گرفت و چشمهاش رو روی هم گذاشت.
"نیمه ی دیگت چی❓❗️"
"اهریمن... شیطان! پلید! همون چیزی که.. امشب دیدی❗️"
Name : son of Satan
Couple: vkook
Ganre: Fantasy_Romance_Horror_smat